یک مدرس دانشگاه تربیت معلم با بیان اینکه بیشترین علت طلاق، علل جنسی هستند تاکید کرد: « استفاده از مشاوره قبل از ازدواج یک راه جدی برای داشتن یک زندگی موفق است.»

نسرین تهرانی می گوید: « از حدود ۱۲ سال پیش به دنبال پاسخ به این سوال که چرا جوانان از ازدواج فاصله گرفته اند؟ به بررسی علل طلاق پرداختیم. فرض ما این بود که اگر این عوامل در زندگی افراد مداخله کرده و زندگی به جدایی می رسد، پس چنانچه این عوامل را کنترل کنیم ، زندگی منجر به طلاق نخواهد شد.

طی یک دهه بررسی علل طلاق در ایران و خارج از ایران به یک پکیج از عوامل طلاق دست یافتیم که بیشترین علت را علل جنسی به خود اختصاص دادند و در این بین بیشترین آمار طلاق مربوط به ۵ سال اول زندگی است که در این آمار بالاترین آمار طلاق مربوط به 2 سال اول زندگی افراد است.»

وی ادامه داد:«بسیاری از علل جنسی منجر به طلاق ، به دلیل وجود مشکلات و بیماری های جنسی جدی است که تا قبل از برقراری رابطه مشخص نمی شوند،اما با پیشرفت علم و آگاهی جنسی، امروزه تکنیک هایی وجود دارد که به ما کمک می کند وجود مشکلات را حتی قبل از برقراری رابطه کامل جنسی شناسایی کنیم.»

این روانشناس و متخصص درمان اختلالات جنسی افزود:«تا کنون ۱۵۰ مرد با مشکلات جنسی قبل از ازدواج از این طریق شناسایی شدند و در صورتی که قابل درمان بودند قبل از ازدواج به درمان پرداختند و بعد وارد زندگی زناشویی شدند و تا امروز از طریق این پکیج با نام قاعده بازی ۷۰۰ زوج دختر و پسر ازدواج کردند و از سال ۸۱ تا به امروز  دچار مشکلات جدی از جمله طلاق نشده اند.»

این مدرس دانشگاه تربیت معلم تاکید کرد:« بنابراین می توان گفت یک راه جدی برای یک زندگی موفق استفاده از مشاوره قبل از ازدواج است البته سودجویی از این موضوع بسیار اتفاق می افتد و واقعیت این است که افراد محدودی هستند که به این علم و چگونگی اجرای آن واقفند.

آن چه مسلم است این مهمترین و با ارزش ترین مشاوره زندگی زناشویی است ، حتی مهم تر از مشاوره طلاق زیرا اگر این مشاروه بدرستی انجام پذیرد، دیگر طلاقی درکار نخواهد بود.»

وی در پاسخ به این سئوال که آیا این امکان وجود دارد که مشاوره جنسی قبل از ازدواج مانند آزمایش های قبل از ازدواج اجباری شود و در خصوص مراکز مشاوره جنسی قبل از ازدواج اطلاع رسانی شود اظهار داشت:«بله این یک ایده آل است که در حال حاضر برای رسیدن به آن به یک پژوهش شبانه روزی مشغولیم. البته نشدنی نیست.

لازم به ذکر است پکیج قاعده بازی در مورد ۳۰۰ زوج با مشکل طلاق نیز بکار گرفته شد که این افراد نیز به ادامه زندگی برگشتند.»

منبع : سلامت نیوز

 

 

مسئول آموزش کلینیک سلامت خانواده دانشگاه شاهد با بیان اینکه " تفاوت‌های جنسی بین زن و مرد به طور طبیعی وجود دارد و این تفاوت‌ها اختلال نیست وزمانی که زن و شوهر از این تفاوت جنسی خود آگاه نباشند میان آنها فاصله می‌افتد"،گفت: « زمانی که مرد بخواهد میزان عشق و علاقه همسر خود را بسنجد یکی از شاخص هایش داشتن رابطه جنسی خوب است و در مقابل زن دوست دارد همسرش عشق و علاقه خود را به صورت کلامی و رفتاری ابراز کند و پیش‌نیاز رابطه زناشویی برای زن، عشق است.

دکتر محمد حسین اخوان تقوی اظهار داشت : "تفاوت های جنسی بین زن و مرد به طور طبیعی وجود دارد و این تفاوت ها اختلال نیست بلکه به صورت کاملا طبیعی بین زن و مرد وجود دارد. مهمترین تفاوت جنسی بین زن و مرد تفاوت در چرخه  پاسخ جنسی است. با اولین نگاه به منحنی‌های پاسخ جنسی در مردان و زنان می‌توان دریافت که چرخه پاسخ جنسی زنان در تمام مراحل کندتر و آرام تر از چرخه پاسخ جنسی آقایان است، یعنی به هنگام روابط زناشویی مرد بلافاصله تحریک شده و به اوج لذت جنسی می‌رسد در حالی که حالت تحریک در زن تازه شکل گرفته و در حال افزایش است."

وی افزود:" اگر منحنی پاسخ جنسی را رسم کنیم در این منحنی مرد در حالی که  به اوج لذت جنسی نزدیک می‌شود در زن برانگیختگی جنسی در نیمه و حتی کمتر از نیمه راه قرار دارد، ازسوی دیگر برانگیختگی مرد پس از ارضاء بلافاصله فروکش می کند و به پایان می‌رسد اما در زن برانگیختگی بسیار کند و آرام فروکش می‌کند."

دکتر محمد حسین اخوان تقوی افزود :"این حالت متفاوت در زن و شوهر را می‌توان به دو دیگ خالی و پر تشبیه کرد، یعنی مرد دیگی لبریز است که می‌خواهد هر چه سریع‌تر خالی شود و در مقابل زن دیگی خالی است که می‌خواهد پر شود. بنابراین مهمترین نکته در این میان فرصت دادن مرد به زن است تا از تحریکات پر شود و اگر چنین نشود زن هرگز از رابطه‌اش احساس رضایت نمی کند و ناکام می‌ماند و مرد هم ارضاء عمیق و کاملی را احساس  نمی‌کند و بنابراین به دفعات بیشتری خواهان روابط زناشویی است و زمانی که زن زیر بار این رابطه به دلیل عدم تحریکات کافی و زمان لازم برای تحریک شدن نمی رود مرد شکایت می کند که همسرش به او توجهی نمی‌کند در صورتی که اگر یک رابطه به خوبی انجام شود کیفیت خوب باعث می‌شود کمیت را تحت الشعاع قرار دهد و با داشتن یک رابطه زناشویی خوب نیاز به زناشویی مکرر کم می‌شود. "

مسئول آموزش کلینیک سلامت خانواده دانشگاه شاهد گفت:" تفاوت جنسی دیگر بین زن و شوهر این است که در یک رابطه زناشویی ممکن است زن بتواند چندین بار اوج لذت جنسی را  تجربه کند اما این حس در مردان به این صورت نیست مرد در یک رابطه زناشویی فقط یک بار می‌تواند به اوج لذت جنسی برسد."

وی گفت:" ما در مثالی مرد را به خورشید و زن را به ماه تشبیه می‌کنیم یعنی مردان در پاسخ و برانگیختگی جنسی کمتر دچار نوسان هستند و به طور نسبی همیشه برای برقراری رابطه زناشویی آمادگی دارند اما در زنان همانطور که نمی‌توان ماه را همیشه به صورت قرص کامل دید زنان نیز چنین هستند یعنی خانم ها در میل جنسی و پاسخ دهی به تحریکات  جنسی همسر نوساناتی دارند و این نوسان در طول ماه و حتی در دوره‌های مختلف  زندگی ( بارداری ، شیردهی ، ...) وجود دارد."

دکتر محمد حسین اخوان تقوی در ادامه اظهار داشت:" از دیگر تفاوت های جنسی موجود در  بین زن و مرد این است که مرد اگر برای برقراری رابطه زناشویی با همسر خود تمایلی نداشته باشد هرگز نمی‌تواند نقش بازی کند چرا که در صورت بی‌میلی قادر به نزدیکی یا انزال نیست. اما زن به راحتی می‌تواند نقش بازی کند و به دلیل وجود همین تفاوت می‌توان به یک اصل مهم اشاره کرد که در اکثر مواقع مرد باید برای برقراری رابطه زناشویی با همسرش پیشقدم شود چرا که اگر مرد برای نزدیکی تمایلی نداشته باشد این رابطه ناکام می‌ماند اما زمانی که مرد برای نزدیکی پیشقدم می‌شود زن می تواند نقش تحریک کننده را برای همسرش ایفا کند."

وی گفت:" از دیگر تفاوت های جنسی زن و مرد این است که بعد از بلوغ در مردان و زنانسائقه جنسی ایجاد می شود اما در زنان، برخی آن را احساس نمی کنند و فقط  زمانی احساس نیاز می کنند که برانگیخته شوند، از این ‌رو پیشقدم نشدن زن برای رابطه زناشویی با همسر نباید به عنوان بی‌میلی یا سرد مزاجی وی از سوی شوهرش تلقی شود."

مسوول آموزش کلینیک سلامت خانواده دانشگاه شاهد تصریح کرد:« زمانی که مرد بخواهد میزان عشق و علاقه همسر خود را بسنجد یکی از شاخصه‌هایش داشتن رابطه جنسی خوب است و در واقع می‌توان گفت پیش نیاز عشق برای مرد رابطه زناشویی خوب است و در مقابل زن دوست دارد همسرش عشق و علاقه خود را به صورت کلامی و رفتاری ابراز کند و ایجاد  فضاهای عاشقانه و روابط عاطفی و صمیمی و متعهدانه نشان دهنده عشق همسر است و در واقع پیش نیاز رابطه زناشویی برای زن عشق است."

دکتر اخوان تقوی خاطر نشان کرد:" زمانی که زن و شوهر از این تفاوت جنسی خود آگاه نباشند تفاوت نگرش پیدا می کنند و میان آنها فاصله می‌افتد و مرد احساس می‌کند که همسرش سرد مزاج است و زن در مقابل احساس می‌کند که شوهرش به او فقط به چشم ابزار و  وسیله‌ای برای رسیدن به هدف نگاه می‌کند و اینجاست که نه زن عشق شوهرش را احساس می کند و نه مرد از یک رابطه زناشویی خوب با همسرش بهره‌مند می‌شود."

منبع : سلامت نیوز

 

 

قبل از این‌که تصمیم به ازدواج بگیرید باید ببینید ‌چقدر حاضرید با مشکلات احتمالی کنار بیایید. یادتان نرود زندگی با هر آدمی مشکلات خودش را دارد اما شما باید با کسی زیر یک سقف بروید که تحمل ساختن با مشکلاتش را دارید.

زندگی زیر یک سقف فقط به یک احساس وابسته نیست؛ این تصمیم خیلی سخت‌تر از آن است که فکرش را می‌کنید. اگر بی‌پروا پیش بروید و واقعیت را نادیده بگیرید، خیلی زود با مشکلاتی روبه‌رو می‌شوید که نه‌‌می‌توانید حل‌شان کنید و نه اینکه از شرشان خلاص شوید. تمام مشکلاتی که در دوره نامزدی به سادگی از آن‌ها می‌گذشتید یا این‌که با یک قهر چند ساعته به آن‌ها پاسخ می‌دادید، بعد از ازدواج می‌توانند برای‌تان به یک دردسر بزرگ تبدیل شوند. برای فرار از دردسرهای بعدی، بهتر است همین حالا با مشکلات، ارتباط‌تان و سختی‌های زندگی مشترک‌تان روبه‌رو شوید. شاید روبه‌رو شدن با تمام چیزهایی که سعی می‌کردید نادیده‌شان بگیرید کار آسانی نباشد اما اگر پیش از زندگی زیر یک سقف، چند قدم بردارید می‌توانید بهتر تصمیم بگیرید و موفق‌تر پیش بروید.

اولین گام حرف زدن است
اگر شما نگرانی‌هایی مربوط به نظافت، کارهای روزمره، هزینه نگهداری و تعمیر و خرج خانه یا خلق و خوی فرد مقابل‌تان را دارید، لحظه‌ای درنگ نکنید همین حالا سعی کنید در مورد نگرانی‌های‌تان با هم حرف بزنید و به نتیجه برسید. خیلی از موضوعاتی که الان ساده می‌گیرید بعد از ازدواج به یکی از نگرانی‌های اصلی و دلایل دعواهای‌تان تبدیل می‌شوند. اگر شما به دلیل ترس از ایجاد تنش در دوره نامزدی‌تان از روشن‌کردن این خط قرمزها پرهیز می‌کنید، باید مقاوم‌تر شوید و به دلیل ترس از دعوای امروز مشکلات آینده را به جان نخرید. واقعیت این است که چه در موردشان صحبت کنید و چه نه، دیر یا زود باید با این مشکلات روبه‌رو شوید. شما می‌توانید بحث‌تان را با گفت‌وگو در مورد آمادگی‌تان برای زندگی مشترک شروع کنید و در مناسب‌ترین زمان در مورد دغدغه‌های‌تان هم صحبت کرده و تصمیم بگیرید.

نزدیک‌تر به او باشید
دوره نامزدی تا حدودی می‌تواند برای‌تان شناخت به همراه بیاورد اما بهترین زمان شناخت طرف مقابل برای شما، دوره عقد است. از مسافرت‌های طولانی مدت این دوره صرف‌نظر نکنید یا این‌که پیش از شروع تمام و کمال زندگی مشترک، گاهی چند روزی را در خانه همسرتان بگذرانید. در خانه او می‌توانید شیوه واقعی زندگی‌اش را ببینید و رفتارهایی را مشاهده کنید که شاید در یک معاشرت کوتاه مدت از او سر نمی‌زده است. یادتان نرود ماه‌های قبل از ازدواج فقط برای خوشگذرانی و قرارهای رستوران‌گردی نیست بلکه باید در این دوره تمرکزتان را روی شناخت عادت‌ها و رفتارهای طرف مقابل‌تان منعطف کنید.

چقدر حاضرید از خودتان هزینه کنید؟
باید سختی همه آن چیزهایی را که می‌پذیرید به جان بخرید. قبل از این‌که تصمیم به ازدواج بگیرید باید ببینید ‌چقدر حاضرید با مشکلات احتمالی کنار بیایید. یادتان نرود زندگی با هر آدمی مشکلات خودش را دارد اما شما باید با کسی زیر یک سقف بروید که تحمل ساختن با مشکلاتش را دارید. آیا او یک کارمند است و اوضاع مالی معمولی‌ای دارد یا این‌که کار آزاد دارد تا دیروقت کار می‌کند؟ آیا خانواده‌ای سنتی و سختگیر دارد یا این‌که خانواده‌اش می‌توانند با شما و عاد‌‌ت‌تان کنار بیایند و...

خط قرمزها را ببینید
زندگی مشترک بدون فداکاری و کنار آمدن معنایی ندارد. شما قطعا به‌ دلیل دوست داشتن همسرتان از خیلی علائق و کارهای‌تان کوتاه می‌آیید اما قبل از آن‌که تعهدی برای تغییر یا کوتاه آمدن بدهید، باید تکلیف خودتان را روشن کنید. در این مورد نیاز به یک گفت‌وگوی مفصل دارید. از کدام یک از خواسته‌های‌تان نمی‌توانید بگذرید و کدام یک برای‌تان اهمیت کمتری دارد. همینطور باید مشخص کنید خودتان از همسرتان چه انتظاراتی دارید و او تا چه حد می‌تواند به خاطر شما کوتاه بیاید. حتما در این گفت‌وگو خط قرمزهایی مشخص می‌شود که هیچ کدام از شما نمی‌توانید با آن کنار بیایید. آیا پذیرش این موضوعات بدون این‌که تغییری کند برای‌تان امکان‌پذیر است، آیا همسرتان می‌تواند شما را بدون این تغییرات بپذیرد؟ اگر ذره‌ای در این مورد تردید دارید، حتما تردیدتان را جدی بگیرید و بیشتر به شروع این زندگی فکر کنید.

در مورد خانه‌داری به توافق برسید
اگر این موضوع را سرسری بگیرید، خیلی راحت به موضوع دعواهای مداوم تبدیل می‌شود و رابطه‌تان را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. در مورد کارهای خانه و انجام دادن‌شان به تفاهم برسید و نگذارید همین کارهای روزمره و هر روزه برای‌تان دردسر درست کنند. چه کارهایی در توان شماست و چه کارهایی را همسرتان بهتر از شما می‌تواند انجام دهد. آیا قرار است یک نیروی کمکی بعد ازدواج به یاری‌تان بیاید یا این‌که تمام کارها را شما با همکاری هم باید انجام دهید. سعی کنید جوانب انصاف را رعایت کنید. کدام یک از شما بیرون از خانه مشغول‌تر است و خسته‌تر به خانه برمی‌گردد یا این‌که کدام یک از شما مهارت بیشتری در آشپزی یا برخی ریزه کاری‌ها دارد؟ سعی کنید قبل از ازدواج یک تقسیم کار فرضی را درنظر بگیرید و بعد از ازدواج آن را تکمیل کنید. اگر قصد کار کردن بیرون از خانه را ندارید، قبل از زیر یک سقف رفتن تکلیف این موضوع را با همسرتان روشن کنید و اجازه ندهید که خانه داری و بی‌درآمد‌بودن شما در زندگی‌تان مشکل ایجاد کند و به یک سرکوفت هر روزه تبدیل شود.

استقلال‌تان را حفظ کنید
حرکت در کنار یک فرد دیگر نباید توان تنها رفتن را از شما بگیرد. درست است که بعد از ازدواج بیشتر لحظه‌های شما با هم می‌گذرد و برای همسرتان بیشتر از هر کس دیگری وقت خواهید گذاشت اما شما نمی‌توانید از میان تمام آدم‌های دنیا تنها و تنها با او زندگی کنید. هنوز هم نیاز به این دارید که مسیر پیشرفت‌تان را طی کنید و در کار، تحصیل یا علایق‌تان پیشرفت کنید یا این‌که با دوستان و اطرافیان‌تان وقت بگذرانید و گاهی بدون او در این جمع‌ها شرکت کنید. شاید در دوره نامزدی آنقدر هیجان زده باشید که نتوانید لحظه‌ای هم از او جدا شوید یا از فکر کردن به او دست بردارید اما بهتر است کمی خودتان را کنترل کنید و از همان زمان نامزدی به او نشان دهید که در زندگی‌تان چیزهای با ارزش دیگری هم دارید و نمی‌توانید به‌خاطر ازدواج‌تان از همه داشته‌های‌تان بگذرید.

محدودیت‌هایتان را روشن کنید
در مورد محل، شیوه زندگی و برنامه‌های آینده‌تان صحبت کنید. شاید او برای به دست آوردن شما حاضر شده باشد برای مدتی در شهر مورد علاقه شما زندگی کند یا این‌که سبک زندگی شما را بپذیرد. این موضوع وقتی پررنگ‌تر می‌شود که همسر شما همشهری شما نباشد یا این‌که شغلی داشته باشد که به خاطرش نتواند همیشه در یک شهر زندگی کند. آیا شما بعد از چند سال می‌توانید این تغییر را بپذیرید؟اگر مطمئن هستید که دوست ندارید از زندگی در شهرتان صرف‌نظر کنید حتما این موضوع را با همسرتان در میان بگذارید و با بیان کردن دلایل‌تان او را قانع کنید که به هیچ وجه و در هیچ شرایطی نمی‌توانید محل زندگی‌تان را تغییر دهید. آیا بعد از اعلام قاطعانه این تصمیم باز هم او بدون تردید به زندگی با شما فکر می‌کند. به‌‌خاطر ترس از ‌دست دادن او این موضوع را نادیده نگیرید. یادتان باشد جدایی قبل از ازدواج به شما آسیبی بسیار کمتر از جدایی بعد از سال‌ها زندگی خواهد زد.

منبع : برترین ها

 

 


تصورات کلیشه ای متعددی وجود دارد و حاکی از این مطلب است که وقتی دو نفر در یک رابطه دو جانبه ی تعهد آور قرار دارند و پس از گذشت مدت زمانی دیگر با هم ارتباط جنسی برقرار نمی کنند، تنها کسی که پایان این رابطه را طلب می کند بدون شک خانم است. در یک چنین حالتی خانم ترجیح می دهد کتاب بخواند، به موهایش رسیدگی کند، لباس ها به را خشکشویی ببرد و خلاصه هر کاری که ممکن است انجام دهد، فقط ارتباط صمیمانه فیزیکی با همسر مهربان و دوست داشتنی خود برقرار نکند. البته او همیشه اینگونه نبوده؛ به هر حال زمان هایی وجود داشته که ارتباط آنها پر شور و حرارات بوده و هر دو نفر برای هم از جذابیت بالایی برخوردار بوده اند؛ اما در حال حاضر باید با تاسف زیاد گفت که آن عشق و شور و حرارات اولیه از بین رفته و خبری از آن نیست.

روانپزشکان بر این باور هستند که از میان ۲۰ میلیون زوجی که رابطه زناشویی خود رابه تازگی آغاز کرده اند و کمتر از ۱۰ مرتبه در سال با هم ارتباط جنسی برقرار می کنند تقریباً نیمی از آنها به دلیل تصمیم جنس مونث یک چنین رابطه ای را تجربه می کنند. البته اخیراً کتابی با عنوان "شوهرم دیگر رابطه جنسی نمی خواهد" ( هنگامیکه آقایون از ادامه برقراری رابطه جنسی سرباز می زنند و اینکه خانم ها چه عکس العملی انجام می دهند) در حال چاپ و انتشار می باشد. این کتاب از طریق انتشارات هارپر ویلیامز و ویلیام مارو در ژانویه سال ۲۰۰۸ به نشر انبوه رسیده. ما مطمئنیم که میلیون ها نفر به این کتاب علاقمند می شوند و همچنین این کتاب می تواند کمک بزرگی به آنها باشد به ویژه زمانیکه جنس مذکر تصمیم به متوقف ساختن ارتباط جنسی می گیرد.

زمانی که ما مشغول تحقیق و بررسی پیرامون این کتاب بودیم با مردهای بسیار زیادی برخورد می کردیم که در زندگی های مشترکی قرار داشتند که هیچ گونه ارتباط جنسی با همسران خود برقرار نمی کردند، اما درصد بسیار زیادی از این افراد اظهار می داشتند که این همسرانشان هستند که از برقراری رابطه جنسی امتناع می ورزند نه خود آنها. این مردها گیج می شدند، از نظر عاطفی و روحی آسیب می دیدند و از اینکه شریک زندگیشان تمایلی به آنها ندارد، احساس ناخوشایندی پیدا می کردند. برخی از آنها حتی دلیل یک چنین مسئله ای را نیز نمی دانستند و از ما سوال می کردند که چرا یک چنین اتفاقی در زندگی شان روی داده و برای بازگرداندن شور و حرارات و عشق و علاقه اولیه به زندگی خود چه کاری می توانند انجام دهند. بسیاری از آقایون هم برای ما نامه نوشته و از ما درخواست می کردند که این قضیه را از نقطه نظر خانم ها بررسی کنیم. ما هم برآن شدیم تا تحقیقات جدید خود را در این مورد که چرا خانم ها ناگهان از ادامه برقراری رابطه جنسی صرفنظر می کنند، شروع کنیم.

در هر صورت باید توجه داشت که پاسخ به این پرسش امر ساده ای نیست. عدم تمایل به شریک زندگی معمولاً مقوله ای است که به دلیل مسائل مختلف ایجاد می شود و امروزه جزء یکی از حادترین مشکلات مربوط به روابط جنسی میان همسران قلمداد می شود. از نظر پزشکی به این بیماری "اختلال عدم تمایل جنسی" (HSDD) اطلاق می شود. انجمن روانشناسی امریکا آن را به عنوان " غیاب یا کمبود تمایلات و افکار جنسی کافی برای برقراری یک رابطه جنسی می داند که منجر به ایجاد استرس ها و اضطراب های درونی و بیرونی در فرد شده و دلیل آن هم به خاطر مصرف الکل یا دارو و یا مواد مخدر نیست." البته باید توجه داشت که اگر فردی در یک رابطه طولانی مدت شهوت بالایی از خود نشان نمی دهد و این امر هیچ گونه ناخوشی را برای هیچ یک از آنها ایجاد نکند، نمی توان نام بیمار بر او گذاشت و او را دچار اختلال HSDD دانست. در این قسمت نکته ای کاملاً بدیهی اما در عین حال مهم وجود دارد. اگر دو نفر با علاقه ی زیاد با هم ازدواج کنند، و پس از مدتی رابطه جنسی برای هر دوی آنها از اهمیت بالایی برخوردار نباشد ( و اصلاً رابطه به دلیل یک چنین مسئله ای ایجاد نشده باشد) آنها در زندگی خود به مشکلی برخورد نخواهند کرد چرا که هیچ یک از این دو نفر هیچ گونه استرس بیرونی و یا درونی را متحمل نشده و بر شخص مقابل نیز متحمل نمی کنند .

اما متاسفانه همیشه اوضاع به همین آرامی و ملایمت پیش نمی رود. در بیشتر موارد یکی از طرفین تمایل شدیدی به برقراری این رابطه از خود نشان می دهد و طرف دیگر هیچ گونه میلی به انجام این کار ندارد. چرا ؟ چه نوع اختلاف های جنسی ممکن است در یک چنین شرایطی وجود داشته باشد که یک نفر منزجر شده و دیگر تمایل پیدا نمی کند؟ در این قسمت قصد داریم تا مروری بر روی چند پاسخ ابتدایی که روانپزشکان در این مقوله مطرح کرده اند، داشته باشیم.

زمانی که با خانم ها صحبت می کنیم تعداد بسیار زیادی از آنها در پاسخ به پرسش ما می گویند که خودشان هم نمی دانند. آنها گیج می شوند و آرزو می کنند که ای کاش شهوت و حس علاقه ی خود را مجدداً باز یابند. برخی دیگر قدری ریزتر شده و مسائلی نظیر نزدیکی دردآور ، عصبانیت و افسردگی را از جمله دلایل خود برای عدم علاقه به این ارتباط ذکر می کنند. برخی دیگر هم اظهار می دارند که می خواهند به طور قطع مطمئن باشند که باردار نمی شوند.

اجازه دهید با مثالی این مطلب را بهتر توجیه کنیم: احساس درد در حین برقراری رابطه جنسی برای یک خانم به بدی احساس عدم توانایی در نعوذ برای یک مرد می باشد. اکثر خانم ها خجالت می کشند که در این مورد با همسران خود صحبت کنند و در عوض ترجیح می دهند که در سکوت رنج کشیده و از برقرای رابطه جنسی امتناع ورزند. به هر حال اگر  رابطه جنسی با درد شدید همراه باشد، آنوقت چه کسی دوست دارد یک چنین رابطه ی دردآوری را تجربه کند؟ همچنین این امر عواقب متعدد روانی و جسمانی را نیز با خود به همراه خواهد داشت. درمان برخی افراد بسیار ساده بوده و تنها با تجویز مصرف دز  پایینی هورمون های مخصوص قابل درمان می باشد. درمان برخی دیگر قدری دشوار بوده اما هنوز هم می توان به بهبود آنها امیدوار بود.

افسردگی نیز یکی دیگر از دلایل عمده تحلیل شهوت جنسی در خانم ها به شمار می رود و باید اظهار داشت که بسیاری از قرص های ضد افسردگی نیز می توانند به عنوان دلیل کاهش میل جنسی در خانم ها به شمار روند. داروهایی که به نوعی بازدارنده جذب مجدد سروتین هستند، نه تنها تمایل جنسی را کاهش می دهند بلکه می توانند توانایی حس عشق ورزی و  رابطه رمانتیک را نیز به طور موقتی از فرد بگیرند.

برخی خانم ها نیز به دلیل عصبانیت هیچ گونه تمایلی به برقراری رابطه جنسی با همسران خود ندارند. آنها تصور می کنند که آقایون باید بیشتر در کارهای خانه به آنها کمک کنند و بیشتر با بچه ها باشند. گاهی اوقات هم مشکوک می شوند که شاید همسرشان معشوقه دارد و یا متوجه می شوند که چند سال قبل معشوقه داشته و این امر آنقدر برایشان گران تمام می شود که بیش از اندازه از نظر روحی آسیب می بینند و به هیچ وجه نمی توانند همسر خود را ببخشند. برخی از خانم ها هم می گویند که همسرشان اضافه وزن پیدا کرده و دیگر نمی تواند مانند گذشته آنها را تحریک کند. عده ی دیگری هم اظهار می دارند که تماشای تلویزیون یا بازی های ورزشی برای شوهرانشان از صحبت کردن با آنها مهم تر است و خانم هم دیگر نمی تواند یک چنین شرایطی را تحمل کند. همه این ناراحتی ها روی هم جمع شده و سبب می شود که احساس نزدیکی که خانم نسبت به همسر خود دارد از بین برود. بعد خانم به عنوان نوعی مجازات از برقراری رابطه جنسی خودداری می کند و به جای هر  کار نادرستی که آقا انجام می دهد، خانم مجازات های جنسی را شدید تر می کند. بعضی از خانم ها هم به طور کلی خسته می شوند، آنها فقط در صورتی می خواهند رابطه جنسی داشته باشند که این رابطه واقعاً ارزشش را داشته باشد در غیر اینصورت هیچ دلیلی برای برقراری چنین رابطه ای احساس نمی کنند.

پایگاه اطلاع رسانی تنظیم خانواده

 

همواره از شنیدن واژه “ازدواج”، موجی از شادی و هیجانات آن مثل، جشن، حلقه، نامزدی و … از ذهن ما می گذرد، امّا خوب ، مراسم عروسی تنها مثل رویایی شیرین یک شبه تمام می شود و بعد از آن چیزی که بسیار مهم است کیفیت زندگی مشترک زوجین در روزهای آینده است. در اینجا با بهره گیری از جدیدترین تحقیقات، به ده نکته از ضرورترین مسائلی که هر کدام از دو طرف، قبل از ازدواج باید بدانند، اشاره می کنیم تا شما هم بی گدار به آب نزنید.

1- نحوه تصمیم گیری
ازدواج به نوعی، رسیدن به یک تفاهم مشترک است که طی گفتگو و صحبت های فی مابین حاصل می شود، در این تبادلات کلامی در عمل نیز باید متعادل باشید، بنابراین قبل از ازدواج، با مطرح کردن افکار و تصمیم های خود، دریابید که طرف مقابل نیز در این موارد با شما هم عقیده است یا خیر؟. البته با صحبت، گفتگو و از همه مهم تر دقّت در شنیدن صحبت های طرفین ، بسیاری از این اختلافات نمایان و شاید هم قابل حل باشد.

2- وظایف در زندگی
در مورد نگاه خود به وظایف و زندگی مشترک، آشکارا صحبت کنید، بنا به وضعیت اجتماعی و اقتصادی متفاوت با دهه های گذشته، به نوعی شاید نتوان خیلی مرز مشخصی برای این وظایف و مسئولیتها تعیین کرد و ناخود آگاه باعث بروز مشکل در آینده می شود، بنابراین دیدگاه خود را قبل از ازدواج مشخص کنید.

3- فرزند در زندگی
در مورد علاقه به بچه دار شدن و تعداد آن به توافق برسید؟ فرزند، بخشی از زندگی مشترک است، از آنجایی که هر فردی در این مورد و نحوه ی تربیت فرزندان خود، نظری متفاوت دارد و این مسئله خود به نوعی یکی از دلایل ایجاد تنش در کانون خانواده است، بنابراین قبل از ازدواج دیدگاهها و افکار خود را دراین زمینه با یکدیگر مطرح کنید و به توافق برسید.

4- عقاید و باورها
شاید با کمی آشنایی فکر کنید که گمشده ی خود را در زندگی پیدا کردید، امّا حقیقت این است که عدم شناخت عقاید دینی، باورها و ارزشهای طرفین، یکی از مهم ترین عوامل بروز چالش ها در زندگی زناشویی می باشد. صادقانه، قبل از ازدواج، عقاید، باورهای خود را بازگو و در عمل نشان دهید، چرا که با گذشت چندی از زندگی مشترک و به خصوص در تربیت فرزندان، عدم تفاهم در این مورد موجب بروز مشکلاتی می شود و شاید هم دیگر نتوانید یکدیگر را تحمّل کنید، البته همواره به یاد داشته باشید در زندگی مشترک انعطاف پذیری و گذشت امری ضروریست.

۵- حس مسئولیت و بودن در کنار خانواده
با خود کنار بیایید، یکی از پایه های لازم برای دوام زندگی زناشویی، وقت گذاشتن برای خانواده و بودن در کنارشان است. آیا به آن درجه رسیده اید که بتوانید تعطیلات آخر هفته را با همسر و فرزند خود سپری کنید؟ شاید از دید شما این مسئله خیلی مهم نباشد، امّا همسر و فرزندان آینده تان، از شما انتظار دارند که در تفریحات با آنها همراه باشید و حمایتشان کنید.

۶ - انتظارات
البته انتظارات و توقعات هر انسانی، به مرور زمان تغییر می کند، امّا نکته ی اساسی این است که هر دو طرف نیاز به احترام و توجه متقابل دارند، با گذشت و درک متقابل میتوانید زندگی خود را متدوام کنید.

۷ - رابطه ی جنسی
شاید برایتان سخت باشد که با فرد مورد انتخاب خود قبل از ازدواج در مورد مسائل جنسی و مسائل آن سر صحبت را باز کنید، امّا از جهت اهمیت فوق العاده این مطلب در زندگی زناشویی، به تدریج و با زمینه چینی و در نهایت ادب، می توانید نظر یکدیگر را جویا شوید، چرا که عدم رضایت در روابط جنسی، عاملی ویران کننده برای ثبات زندگیست.

۸ - مسائل مالی
در مورد درآمد و هزینه های زندگی با یکدیگر مشورت کنید، چرا که چیزی نمی گذرد که با عدم توافق در این مسئله، کنترل زندگی از دستتان خارج شده و رو به زوال می رود بنابراین درباره مخارج، کم کردن هزینه های غیر ضروری با یکدیگر برنامه ریزی کنید و افکار خود را بیان کنید.

۹ - صرف زمان با یکدیگر
در مورد چگونگی با هم بودن در اوقات فراغت یا یکدیگر صحبت کنید، شاید شما دوست داشته باشید آخر هفته در بستری گرم همراه با همسرتان به تماشای فیلم بپردازید و از لحظات با هم بودن لذّت ببرید، امّا ممکن است وی نظری متفاوت داشته باشد، این مسائل جزئی را شوخی نگیرید و هیچ گاه نگویید:”هرچه تو بگویی!”، چرا که به مروز زمان به دلیل عدم رضایت حس درونی تان، افسردگی روح شما را در بر می گیرد. بنابراین قبل از ازدواج با یکدیگر به توافق برسید.

10 - اعتیاد ، سیگار ، الکل
به عنوان آخرین مطلب ولی در عین حال مهم، به خاطر داشته باشید، دانستن و آگاهی از هر کدام از مصرف مواد اعتیاد آور، سیگار، … در یکی از طرفین و با این آگاهی زندگی مشترک را شروع کردن، به معنای سر کردن و قبول وضعیت وی است. بنابراین قبل از ازدواج ضمن رو راست بودن و تبادل نظر در این موارد، در صورت تصمیم قطعی برای ازدواج، باز هم با نگاهی عمقی به این مسئله فکر کنید تا بتوانید کنار بیایید.

منبع: تبیان

 

 

 

بارزترین دلیل بروز اختلافات در روابط بین دو جنس مخالف عدم شناخت صحیح از دنیای جنس مخالف می باشد ، در ذیل به سوالاتی پاسخ داده می شود که این پاسخها می تواند در جهت شناخت جنس مخالف و بهبود روابط چاره ساز باشد پاسخ سوالات از سوی علی سلطانی مجد محقق و پژوهشگر

موراد مهم در رابطه با جنس مخالف در روابط قبل از ازدواج تا نامزدی

1) آیا دوستی با جنس مخالف خوبه یا بد ؟
پاسخ : بستگی داره تعریف طرفین از دوستی چه باشد ، خانم ها معمولا برای تامین احساسات و کنجکاوی به دنبال دوستی هستند و درصد کمی از آقایان به همین منظور و اما درصد بیشتری از آقایان به منظور تامین غریزه جنسی. در کل ایجاد هر رابطه باید پیرو ضوابطی باشد رابطه دوستی بر مبنای پاکی و صداقت و در جهت شناخت دنیای جنس مخالف به شرط جلوگیری از وابستگی احساسی و ترجیحا با اطلاع خانواده و کنترل شده می تواند مفید باشد. اما هرگونه وابستگی در روابط دوستی و ارتباط های پنهانی و بیش از اندازه می تواند باعث ایجاد وابستگی احساسی ، روابط جنسی ، گسترش بی اعتمادی در جامعه و کاهش ازدواج شود.

2) آیا همه روابط دوستی به رابطه جنسی ختم می شود ؟

برخلاف تصور عام ، دلیل اصلی رابطه جنسی در روابط دوستی خود خانم ها هستند این درسته که پیشنهاد رابطه جنسی از سوی پسر مطرح می شود، اما مسئله اینجاست که پسران می دانند به چه دختری پیشنهاد این رابطه را بدهند و به چه دختری ندهند، معمولا اگر دختری را برای آینده انتخاب کنند کمتر پیش می آید تا چنین پیشنهادی را مطرح کنند مگر آنکه در اولین رابطه با جنس مخالف قرار داشته باشند ، در نهایت مجوز رابطه جنسی در دست دختران است نه پسران . خیلی از پسران هستند که حتی دو سال یا بیشتر با دختری در ارتباط هستند اما حرفی از رابطه جنسی به میان نمی آورند و یک رابطه سالم را پیشه می کنند و بالعکس پسرانی هستند که بعد از یکی دو ماه این رابطه را تجربه می کنند ، لازم به ذکر است تجربه رابطه جنسی در دختران می تواند مسیر زندگی و آینده آنها را به شکل نامناسبی تغییر دهد. اما در کل نه تمامی روابط دوستی ولی طبق آمارها 80 درصد از آنها به رابطه جنسی ختم می شود که اکثرا باعث پشیمانی دخترها می شود.

3) چرا پسرها اکثراً به رابطه جنسی فکر می کنند اما دخترها نه ؟
هم پسرها و هم دخترها به رابطه جنسی فکر می کنند ، اما غریزه جنسی در آقایان از غرایز آشکار و در خانم ها از غرایز پنهان می باشد به این معنی که آقایان برای برانگیخته شدن غریزه جنسی نیازی به احساسات ندارند، اما خانم ها برای برانگیخته شدن غریزه جنسی شان لازم است ابتدا احساساتشان برانگیخته شود ، گذشته از این ساختار آفرینش مرد به اینگونه است که به علت فعل و انفعالات هورمونی و اثرات روانی آن تحریک پذیری و واکنش بیشتری نسبت به غریزه جنسی از خود نشان می دهد و امریست طبیعی.

4) از کجا بفهمیم پسر دنبال ازدواج است یا فقط دوستی و رابطه جنسی ؟
مسلما کمتر اتفاق می افتد که از همان ابتدا مشخص شود هدف دوستی و رابطه جنسی است یا ازدواج، اما در کل چنانچه پسری به قصد ازدواج پیشنهاد آشنایی را مطرح کند خود ترجیح می دهد هر چه زودتر رابطه رسمی شود ، حرفهایی نظیر : تا زمانی که همدیگر را کامل نشناسیم نباید خانواده ها در جریان قرار بگیرند ، تا زمانی که شرایطم آماده نشده نباید خانواده ها در جریان بگیرند ، من حداقل باید یکسال با تو در ارتباط باشم تا خوب بشناسمت و ... از این قبیل حرفها معمولا مشخص می شود هدف وابسته کردن احساسی دختران می باشد .

5) معمولا پسری که قصد رابطه جنسی دارد از چه راهی وارد می شود ؟
بعید است که این گروه از پسران از همان ابتدای رابطه چنین پیشنهادی را مطرح کنند و البته معمولا مستقیما این پیشنهاد مطرح نمی شود ، این پسران معمولا مدتی حرفی از رابطه جنسی نمی زنند تا اعتماد دختر جلب شده و همچنین از نظر احساسی آن دختر وابسته شود سپس با مطرح کردن حرفهایی نظیر : تو ما پسرها رو نمی شناسی ما اگر با دختری باشیم و رابطه نداشته باشیم بهمون فشار میاد، تو منو دوست نداری اگر دوست داشتی با من رابطه برقرار می کردی ، نیازهای من برای تو اهمیت نداره ، من و تو مال هم هستیم و تو باید اینو به من ثابت کنی پس با من رابطه داشته باش که مطمئن بشم برای من می مونی ، من و تو مال هم هستیم حتما که نباید اسممون توی شناسنامه بره مهم دلمونه ، فقط دوست دارم با تو تنها باشم که راحت بتونیم حرف بزنیم ، فقط دوست دارم فلان قسمت از بدنتو لمس کنم ، تو اگه منو میخوای باید با من رابطه داشته باشی ، تو دوست داری من بهت خیانت کنم و از این قبیل حرفها .

6) چرا دختران تن به رابطه جنسی می دهند ؟
کمتر دختری برای اولین بار به خاطر نیاز جنسی تن به این رابطه می دهد ، بیشتر دختران از ترس اینکه طرفشان را از دست ندهند یا اینکه طرفشان به آنها خیانت نکند تن به رابطه جنسی می دهند و کمتر دختری پیدا می شود که از روی لذت برای اولین بار تن به این رابطه بدهد در کل دختران احساساتشان را نمی توانند کنترل کنند و پسران از این موضوع آگاهی دارند

7) چطور دختری به پسری که به وی پیشنهاد رابطه جنسی داده جواب رد دهد ؟
بهترین جواب اینست، که تو اگر واقعا به سن ازدواج رسیدی و اگر واقعا به پاک بودن من اعتقاد داری و منو برای پاک بودنم انتخاب کردی ، چرا من با زیر پا گذاشتن پاکیم دوست داشتنمو بهت ثابت کنم و چرا تو با خودداری و مقابله با نفست مردونگی و دوست داشتنت نسبت به منو نشون نمیدی ؟

در عین حال اگر قرار است پسری به خاطر رابطه جنسی با دختری بماند بهتر است که نماند چون مسلما ازدواجی در کار نخواهد بود.

8) آیا این درسته که پسران با دختری که رابطه جنسی را تجربه کرده اند ازدواج نمی کنند ؟ چرا ؟

هم از نظر علمی این مسئله ثابت شده و هم نظرسنجی ها و البته از همه مهمتر آمار این را اثبات کرده که بیش از 87 درصد پسران حاضر نیستند با دختری که رابطه جنسی را با وی تجربه کردند ازدواج کنند.

آقایان علاوه براینکه از نظر فیزولوژیکی با خانم ها تفاوت دارند از نظر سایکولوژیکی نیز تفاوت های زیادی دارند مسئله اینجاست که اکسیتوسین نام هورمونیست که در خانم ها بعد از رابطه جنسی باعث ایجاد وابستگی و برانگیخته شدن احساسات می شود به همین منظور بعد از ارگاسم تمایل دارند مورد توجه بیشتری از جانب طرف مقابلشان قرار بگیرند اما این روند در آقایان اینگونه نیست و بلافاصله بعد از انزال و ایجاد فرامین لذت که توسط بادامه مغزشان صادر می شود و ترشح شیمیائی برخی هورمونها که باعث لذت جنسی می شود بلافاصله عملکرد بخش منطقی مغز فعال می شود. یعنی آقایان بعد از رابطه جنسی خالی از احساسات قبلی می شوند که البته این حالت موقتی است وقتی دختری بدن خود را در اختیار پسری بگذارد بعد از مدتی پسر به این فکر می کند که این دختر مناسب ازدواج نیست و بخش مهم تر اینکه معمولا به علت نداشتن تعهد در دوران دوستی تنوع پذیریشون دو چندان می شود ، پس ادامه رابطه بعد از تجربه رابطه جنسی صرفا در جهت تامین همین غریزه است و پسر دنبال بهانه و فرصتی می باشد که فقط با آن دختر رابطه داشته باشد البته این هم غیر طبیعی نیست چون اساسا مرد اینگونه خلق شده و اگر رابطه به منظور ازدواج شکل گرفته باشد تقریبا بهانه برای عقب افتادن رسمی شدن موضوع از جانب پسر شروع می شود .

9) پسران باید قبل از ازدواج از چه روابطی دوری کنند ؟
نه همه پسران ، اما پسرانی که به لحاظ عاطفی و احساسی، در دوران نوجوانی و بلوغ مورد توجه احساسی والدین و سایر اعضای خانواده خود قرار نگرفته اند، این خلاء احساسی تا آخر عمر با آنها می ماند لذا باید در رابطه با جنس مخالف محتاط باشند چرا که این پسران زود وابسته می شوند و انرژی زیادی هم در رابطه خود صرف می کنند به نوعی هیچی کم نمیگذارند اما به همین نسبت از طرف مقابل هم انتظار دارند و چون طرف مقابلشان همانند آنها رفتار نمیکند همش تصور می کنند که طرف مقابلشان به اندازه ی وی ، او را دوست ندارد. این پسران باید محتاط باشند و از وابستگی احساسی تا مشخص شدن تکلیف رابطه دوری کنند چون معمولا طرفشان رابطه را بهم میزند.

نکته بعدی اینکه پسران نیز باید از رابطه جنسی دوری کنند هر چند خیلی سخت است اما تا زمانی که رابطه جنسی را تجربه نکرده اند کنترل آن به مراتب راحتر است تا زمانی که آنرا تجربه کنند.

10) پسران به حرفهای چه گروه سنی دختران توجه کنند و حساب باز کنند ؟ چه سنی از دختران برای ازدواج مناسب تر است ؟

معمولا چون دختران تابع احساساتشون هستند معیارها و ملاکهای آنها نیز برای انتخاب همسر تحت تاثیر احساسات و ظواهر و حرف دیگران خصوصا جامعه دوستان تغییر می کند.

روند تغییرات معیارها و افکار های دخترها به ترتیب زیر می باشد.

دختران 16 تا 18 سال ، 18 تا 20 سال ، 20 تا 24 سال ، 24 تا 26 سال ، 26 تا 30 سال ، 30 تا 40 سال یعنی یک دختر در سن 16 تا 18 سالگی یک نوع طرز فکر و معیار دارد که از 18 سالگی تا 20 سالگی تغییر می کند ، معمولا تغییر رفتاری در این دوران هم مشهود است در این دوران احساسات را بیشتر ملاک قرار می دهند سپس همین دختر از 20 تا 24 سالگی معیارهایش نسبت به دوره قبل تغییر اساسی می کند معمولا در این دوره ظاهربین تر می شوند برای همین هم آمار طلاق در ازدواجهایی که در این سن شکل گرفته بیشتر است. دختران در این سن از همه موقعیت های خود استفاده می کنند اما در عین حال دچار سردرگمی در انتخاب همسر هستند.

دختران در این دوره بیشتر از هویت درونی به هویت بیرونی طرف مقابل توجه می کنند ، به موقعیت اجتماعی و در اصطلاح عام کلاس طرف ، دختران در این رده سنی بعید نیست مجذوب افرادی با اختلاف سنی بالاتر شوند به همین خاطر است که در دانشگاه ها جذب اساتید خود می شوند و معمولا هم انتخاب درستی نمی کنند. 24 تا 26 سالگی نزدیک شدن به ثبات معیارهای انتخاب همسر 26 تا 30 سالگی بالا رفتن برخی از توقعات البته موارد فوق در تمامی دختران سندیت ندارد و همیشه عامل استثناء وجود دارد.

سن 25 تا 28 سالگی می تواند سن مناسبی برای خانم ها باشد چون در این سن تقریبا متوجه هستند که دنبال که و چه هستند پس درصد بیشتری از معیارهایشان ثابت شده است.

در کل پسران باید فردی را انتخاب کنند که طرف حداقل تکلیفش با خودش مشخص باشد ، باید در نظر داشته باشید که طرز فکر دختران با پسران متفاوت است و باید هم متفاوت باشد.

10) پسر پولدار و خوش تیپ و دارای موقعیت اجتماعی مناسب و درآمد و مدرک بالا مناسب ازدواج است ؟
همه ما انسانها دنبال بهترین ها هستیم ، اما گاهی وقتها برخی از انسانها ظرفیت داشتن بهترینها را ندارند. مسلما همه دخترها دنبال این هستند که با پسری خوش قیافه پولدار ، خوش تیپ ازدواج کنند ، مثل پسرها که جذب دختران زیبا می شوند اما یک نکته ای را باید در شناخت این افراد در نظر داشت که آیا فرد مورد نظر ظرفیت داشتن موقعیتش را دارد یا اینکه فردیست که از آن سو استفاده می کند. مسلما دختری که جذب همچین پسری می شود باید آگاه باشد که اگر توانایی جذب و نگه داشتن آن پسر را نداشته باشد همان موقعیتی که باعث شده جذب آن پسر شود ، باعث از دست دادن وی هم می تواند بشود. هستند پسرانی که با داشتن موقعیتهای خوب همواره به تعهدات اخلاقی پایبند هستند، اما متاسفانه آن روی سکه را هم باید در نظر داشت دخترانی که جذب این پسران می شوند کم نیستند و فقط کافیست آن پسر بخواهد کمی تنوع ایجاد کند. پس دختران بیشتر از آنکه به موقعیت مالی و وجه و کلاس اجتماعی یک پسر باید توجه کنند به ایمان و اخلاق و مسئولیت پذیری و وجه فردی وی توجه کنند چون فاصله قبل و بعد ازدواج یک دیوار است و پشت این دیوار خیلی از مسائل شکل دیگری دارد.

11) پسری که هنوز موقعیت ازدواج ندارد اما خیلی پسر خوبی است آیا به خاطرش صبر کنم ؟
معمولا ازدواج هایی موفق است که قبل از آن دو طرف برای رسیدن به هم تلاش کرده باشند ، انسان جذب آن چیزی می شود که بدست آوردنش دشوار باشد و ارزش آنرا بیشتر می فهمد. یک پسر اگر قرار باشد در شرایط عادی یک مدرک تحصیلی متوسط ( دیپلم - کاردانی – کارشناسی ) داشته باشد ، خدمت سربازی رفته باشد ، شغل مناسب داشته باشد ، اتومبیل و مسکن داشته باشد ، درآمد داشته باشد ، بیمه باشد و پس انداز نیز داشته باشد در بهترین شرایط در صورت داشتن پارتی در همه مراحل فوق تقریبا 30 سال سن باید داشته باشد تا به اینجا رسیده باشد.

پس خانواده ها نباید از یک پسر همه انتظارات را یکجا داشته باشند همینکه با شرایط فعلی یک پسر برای ازدواج گام برداشته خود امتیاز قابل توجهیست مسئولیت پذیری ، ایمان ، سالم بودن ، اخلاق خوب ، پشتکار از عواملی ست که می تواند باعث شود به مرور بعد از ازدواج نداشته ها را به داشته ها تبدیل کرد پس مشخص بودن وضعیت تا حدی می تواند برای پا پیش گذاشتن و نامزدی مناسب باشد و دو طرف نامزد باشند و به یکدیگر با کمک خانواده ها در جهت محیا شدن شرایط کمک کنند و گرنه اگر قرار باشد صبر کنند که همه شرایط محیا شود همه باید بعد از 30 سالگی به فکر ازدواج باشند. البته این مسئله به توقعات خانم ها و خانواده ای آن ها هم مرتبط است.

12) آیا در روابط قبل از ازدواج باید احساسات را هم دخیل کرد ؟
اگر یک رابطه صرفا بر مبنای دوستی باشد ، تعهد و احساسات نیز در همان حد می باشد یک روز آغاز شده پس یک روز هم تمام می شود این از دید منطقی است اما آیا احساسات به همین راحتی می پذیرد ؟ پس در رابطه دوستی نه اینکه احساس نباشد اما احساس عاشقانه و وابستگی نباید شکل بگیرد هر دو طرف باید به این فکر کنند که یک روز تمام می شود و مبنا را جهت آشنایی با دنیای جنس مخالف بگذارند. اما چنانچه رابطه به منظور ازدواج باشد ضرورت دارد که خانواده ها در جریان باشند و بهتر است زمانی این ارتباط شکل بگیرد که هر دو طرف معیارهایشان ثابت شده باشد ، مسلما تعهد آن نیست که حتما روی کاغذ تعهدنامه ای درج شود. اما اگر تکلیف دو طرف مشخص نیست و تصویر قطعی از شرایط آینده ندارند هر دو طرف باید از رابطه احساسی دوری کنند و یک رابطه بر پایه منطق داشته باشند.

13) آیا می شود همزمان با چند نفر پیرامون ازدواج ارتباط داشت و دوره شناخت را سپری کرد ؟

معمولا پسرها با چند نفر همزمان دوست می شوند و در زمینه ازدواج کمتر اتفاق می افتد که همزمان با چند نفر باشند ، اما در خانم ها اینگونه نیست، خانم ها تصور می کنند اگر صبر کنند تکلیف این رابطه مشخص شود سپس بروند فرد دیگری را بشناسند موقعیت خود برای ازدواج را از دست می دهند. در صورتی که در بهترین شرایط فقط می شود یک نفر را نسبتا برای وارد شدن به مرحله بعدی شناخت ، دخترها با ایجاد روابط مختلف به منظور شناخت برای ازدواج خود را دچار سردرگمی کرده و معمولا هم یا همه مواردی را که همزمان با آنها در ارتباط هستند را از دست می دهند یا اینکه اتفاقا گزینه نادرست را انتخاب می کنند ، ازدواج به این شکل نیست که اگر همزمان با 3 نفر در ارتباط باشید پس سه موقعت ازدواج دارید بالعکس به این معنی است که شما سه موقعیت ازدواج را در خطر قرار داده اید مگر می شود صبح به یکی فکر کرد ظهر به یکی شب به یکی ؟ مسلما هر کدام از این سه مورد هم آیتمهای مثبت دارند و هم منفی و این شما را دچار پریشانی می کند.

گذشته از این طرف مقابل شما هم چون در ارتباط با شما می باشد ممکن است به موقعیتهای دیگر فکر نکند پس شما به عبارتی دارید ناعادلانه هم رفتار می کنید همچنین وقتی انرژی لازم به منظور شناخت بین دو یا سه نفر تقسیم شود در نهایت شناخت های حاصل از هیچ کدام از افراد شناخت صحیحی نیست لذا ابتدا تکلیف یک رابطه را مشخص کنید و تمام کنید و سپس سراغ فرد دیگری بروید.
حتی توصیه می شود بین اتمام یک رابطه شناخت و آغاز رابطه شناخت بعدی حتی المقدور یک ماه یا بیشتر فاصله زمانی ایجاد شود .

پایگاه اطلاع رسانی تنظیم خانواده

 

 

یکی از مشکلات عمده بین زوجها تغییر رفتار آنها و سردی آنها پس از رابطه جنسی می باشد ، معمولا این برداشتها به علت عدم شناخت جنس مخالف حاصل می شود.

تغییرات مردان پس از انزال و  مقاربت :
معمولا  آقایان بعد از رابطه جنسی احساس خواب آلودگی و کوفتگی دارند ، این حالت کاملا طبیعی است. خیلی از آقایان بعد از مقاربت برای دقایق یا حتی ساعاتی تحریک نمی شوند و نعوظ مجدد در آنها اتفاق نمی افتد که این فرایند هم کاملا طبیعی است و نشانه بیماری یا اختلال جنسی نیست. معمولا اگر بعد از رابطه جنسی با آقایان حرفهای عاشقانه بزنید آنها فقط تائید می کنند ، آقایان ممکن است موقتا بعد از مقاربت از نظر احساسی کمی سرد به نظر برسند که همانطور که گفته شد این حالت موقتی است. آقایان انتظار دارند بعد از رابطه جنسی کمی فکر کنند و معمولا هم فکرشان بازتر می شود. تمرکز فکری آقایان بعد از مقاربت و انزال ارتقاء می یابد.

تغییرات خانم ها پس از ارگاسم و مقاربت :
بی حال شدن نه به اندازه آقایان اما تا حدی که نیاز دارند در بستر بمانند طبیعی است. زنان بعد از رابطه جنسی نیاز به توجه بیشتری دارند. آنها از اینکه در آغوش گرفته شوند لذت می برند. بعد از رابطه جنسی و ارگاسم احساسات خانم ها برانگیخته می شود و گاهاً تمایل به صحبت کردن دارند معمولا خانم ها بر عکس آقایان بعد از ارگاسم به جای فکر کردن به موضوعات دیگر به رابطه ای که تجربه کردند فکر می کنند. زنان نیز همچون مردان تا مدت کوتاهی پس از ارگاسم تحریک نمی شوند. هستند زنانی که تمایل به تنهایی دارند که البته درصد آنها کم است.

توصیه های لازم بعد از مقاربتزوجها :
بعد از مقاربت به هیچ وجه سریعا تخت یا محلی که همسرتان در کنار شما قرار دارد را ترک نکنید. بعد از مقاربت به یکدیگر پشت نکنید ، به صورت و به چشمان هم نگاه کنید. استفاده از واژه های نظیر ، تو بهترین هستی ، تو جذاب ترین زن دنیا هستی ، تو منو به اوج بردی ، دوستت دارم ، عاشقتم ، تو گرم ترین هستی و ... می تواند اثرات مثبتی در همسرتان ایجاد کند خصوصا در خانم ها. بعد از مقاربت سعی در تحریک جنسی مجدد تا لحظاتی نداشته باشید. بهتر است بعد از مقاربت  ابتدا آقا یک نوشیدنی برای خانم بیاورد کلا محبت کردن به خانم ها بعد از رابطه جنسی خیلی ضرورت دارد خصوصا در افرادی که خانم آنها سرد مزاج هستند می تواند به مرور باعث تغییر مزاج شود. اگر در محلی که مقاربت انجام شده نور چراغ کم است بعد از آن بلافاصله نور محیط را زیاد نکنید. باید همه چیز به آرامی شروع و به آرامی خاتمه پذیرد. شاید انجام این اعمال با توجه به خستگی ناشی از نزدیکی برای آقایان دشوار باشد اما انجام آن می تواند باعث افزایش شیفتگی و گرمی مضاعف همسر نسبت به وی شود.

پایگاه اطلاع رسانی تنظیم خانواده

 

 

چرا خانم ها تصور می کنند توانایی اش را ندارند؛ آیا می دانید که تمام خانم ها قادر به رسیدن به این مرحله می باشند؟ بله ؛ حقیقت دارد! شاید در مورد انزال خانمها چیزهایی شنیده باشید و یا مانند خیلی از افراد، اصلاً به هیچ وجه با آن آشنا نباشید. 
این امر نه تنها در مورد خانمها صحت دارد، بلکه امری است که همه خانم ها می توانند به آن دست پیدا کنند. رسیدن به اوج لذت در زنان یک واکنش طبیعی جنسی است که تاکنون به صورت معمایی سر بسته باقی مانده است.
تمام خانم ها می توانند به آسانی بیاموزند که چگونه می توانند به اوج لذت برسند و انزال در آنها صورت پذیرد؛ البته پیرامون این مطلب تصورات اشتباه بسیار زیادی وجود دارد. 

برخی معتقدند که به طور کلی مسئله انزال در خانم ها وجود ندارد، عده ای دیگر بر این باورند که تنها تعداد "خاصی" از خانم ها قادر به تجربه چنین موضوعی هستند، جمعی دیگر نیز  همچنان به شایعه پراکنی در مورد این مطلب ادامه می دهند و هر روز تکنیک و استراتژی های جدیدی را ارائه می دهند. به عنوان مثال توصیه می کنند که خانم ها می بایست برای  رسیدن به اوج لذت حتما دیواره های رحم خود را به یکدیگر بفشارند. 

چنین اظهاراتی، اصولاً بی پایه و اساس هستند. هر چند تمام خانم ها در ساختار اندام های تناسلی با یکدیگر متفاوت هستند (درست مانند آقایون)، اما همه آنها با بکارگیری روش مناسب، قادر به چشیدن طعم چنین لذتی می باشند. درست مانند آقایون که بدون توجه به سایز، و یا حالت و شکل اندام تناسلی خود، قادر به انزال می باشند. دلیل اینکه بسیاری از افراد تصور می کنند که خانم ها نمی توانند به انزال دست پیدا کنند نشئت گرفته از اطلاعات ناکافی آنها در این زمینه می باشد.

پیش از هر چیز اجازه دهید تصورات غلط در این زمینه را مورد بررسی قرار دهیم و ببینیم چه چیزی به راستی صحت دارد و چه چیزهایی در این زمینه نادرست می باشند. 

تصورات غلط و حقایق در مورد انزال خانم ها

تصورات غلط

1) انزال در خانم ها وجود ندارد. 

2) تنها درصد کمی از خانم ها قادر به تجربه انزال می باشند. 

3) تمرین های واژینال می تواند به خانم ها کمک کند تا بتوانند به انزال برسند. 

4) فقط خانم هایی که دارای آلت تناسلی برجسته هستند، می توانند انزال داشته باشند.

5) انزال در خانم ها تنها از طریق ارگاسم واژینال صورت می پذیرد. 

6) پزشک زنان و زایمان در این مورد آگاهی دارد و می توانند خانم ها را با روش های صحیح انجام آن آشنا کنند. 

7) خانم ها تنها 1 یا 2 قطره از ماده درون بدن خود را بیرون می دهند و اگر بیش از این حد باشد(به ویژه تا حدی که برخی خانم ها ادعا می کنند تا 1-2 فنجان نیز می شود) ممکن است با ادرارشان مخلوط گردیده باشد. 

8) انزال خانم ها نوعی بی اختیاری در تخلیه ادرار است. 

9) تنها خانم هایی که زایمان کرده اند قادر به تجربه انزال می باشند. 

10) تنها یک راه برای رسیدن به انزال در خانم ها وجود دارد. 

حقایق:

1) انزال در خانم ها نشات گرفته از ترشح غدد پارارترال می باشد.

2) خانم ها متوجه نیستند که توانایی رسیدن به انزال را دارند، تنها به این دلیل که زمان انجام  آنرا نمی دانند. 

3) تکنیک های ویژه ای وجود دارد که به خانم ها آموزش می دهد تا هر زمان که اراده می کنند به انزال برسند و یا آنرا متوقف نمایند.

4) خانم ها لازم نیست که فقط از طریق ارگاسم مهبلی به انزال برسند و حتی لازم نیست اصلا ارگاسم شوند تا انزال رخ دهد. 

5) خانم ها می توانند میزان انزال خود را با پشت سر گذاشتن مراحل خاصی، افزایش دهند. 

6) خانم ها قادر هستند که در مدت زمان بسیار کوتاه چندین مرتبه ، پشت سر هم، انزال را تجربه کنند. 

7) ماده ای که از بدن خانم ها خارج می شود، ادرار نیست. معمولاً چیزی شبیه به آب است، که تقریبا بی رنگ بوده و بوی خاصی هم نمی دهد و یا اگر بو بدهد، کمی بوی شیرین است. 

8) کسانی که ادعایی می کنند انزال نوعی بی اختیاری ادرار است چیزی در مورد انزال خانم نمی دانند و یا اینکه درک صحیحی از این مطلب ندارند. 

شاید شما از خود بپرسید: " اگر تمام خانم ها توانایی انجام چنین کاری را دارند، پس چرا بسیاری از آنها هیچ گاه چنین امری را در زندگی زناشویی تجربه نکرده اند؟" این سؤال بسیار خوبی است و توضیح آن نیز بسیار ساده است. اجازه بدهید ابتدا مطالبی را در مورد آناتومی بدن خانم ها بدانیم و سپس به ادامه مسائل بپردازیم. 

انزال خانم ها از چه نقطه ای سرچشمه می گیرد؟
انزال خانم ها شامل جریان روانی است که از مجاری ادراری خارج می شود (همان محلی که ادرار خارج می شود) با این تفاوت که از غدد پاراترال جریان می گیرد. این غدد تنها در زمان تحریک جنسی از خود ماده خاصی ترشح می کنند. 

انزال خانم ها با ارگاسم معمولی چه تفاوتی دارد؟
ارضای جنسی در خانم ها به دو دسته طبقه بندی می شود. از نظر بالینی یک نوع آن ارضای واژینال است، رواج بیشتری دارد و عبارت است از خروج مایع روانی از واژن. این مایع حالت شیر مانند دارد و شلی و سفتی و بوی آن وابسته به رژیم غذایی خانم و سلامت کلی بدن او و چرخه عادت ماهانه اش می باشد. 

نوع دوم، انزال از طریق مجرای ادراری نام دارد و معمولا در خانم ها چندان رایج نیست. در زمان انزال معمولاً مایع با فشار و به حالت اسپری و یا فواره ای از داخل مجرای ادرار به بیرون می ریزد. دلیل عدم تجربه بسیاری از بانوان به این دلیل نیست که تنها تعداد کمی از بانوان توانایی تجربه چنین انزالی دارند، بلکه دلیل آن تنها این است که بسیاری از افراد در مورد ساختمان جنسی و یک رابطه جنسی سالم مطالب درستی نمی دانند. 

مایع انزالی از چه چیز تشکیل شده است؟
اجازه دهید همین جا بزرگترین تصور غلط را از ذهنتان پاک کنم - این مایع، ادرار نیست. در آزمایش هایی که از این ماده به عمل آمد، دانشمندان به این نتیجه رسیدند که از مقداری گلوکز (شکر) و آنزیم دیگری به نام پروستات اسید فوسفات تشکیل شده است که تقریبا اجزای تشکیل دهنده منی را می سازند. نوع مواد تشکیل دهنده آن، تقریباً شبیه به ترشحات  پروستات در مردان می باشند، با این تفاوت که فاقد اسپرم می باشد. همچنین دو ماده دیگری که معمولا در ادرار نیز هست، (اوره و کریتنین) نیز در آن یافت می شود. این ماده کاملا منحصر به فرد می باشد و تنها در هنگام انزال از خانم ها خارج می شود. 

چه میزان از این ماده بیرون می ریزد؟
بیشتر خانم ها در حدود 5 .1 تا 2 فنجان از آن را تخلیه می کنند. این موضوع به اموری دیگری از قبیل اینکه بدن خانم چه میزان آب دارد و اینکه شدت تحریک جنسی تا چه حد بوده نیز ارتباط دارد. 

چرا اکثر خانم ها در این مورد بی اطلاع هستند و یا آنرا انجام نمی دهند؟
انزال در خانم ها آنقدرها هم که فکرش را می کنید دشوار نیست؛ فقط افراد زیادی با تکنیک های اجرای آن آشنا نیستند. دلایل کلیشه ای بسیار زیادی برای دوری خانم ها از این لذت مطبوع، وجود دارد. یکی از دلایل از این قرار است که چون آنها ارگاسم را تجربه می کنند، معمولاً به راحتی حاضر می شوند تا فرصت های خود برای انزال از دست بدهند و نسبت به آن بی توجهی کرده و تمایل کمی نشان می دهند. 

یکی از مهمترین دلایل این است که زمانیکه خانم ها به مرحله انزال می رسند، اغلب به این دلیل که تصور می کنند ممکن است ادرار نیز همراه با آن بیرون بریزد، از آزاد کردن خود خودداری می کنند؛ اما باید دقت داشته باشند که در این حالت به هیچ وجه ادرار از آنها خارج نخواهد شد. زمانیکه ماده انزال در داخل مجرای ادراری جمع می شود، احساس تخلیه ادرار به فرد دست می دهد که در واقع با وقوع انزال احساس ادرار نیز خود به خود از بین می رود. اگر خانم ها یاد بگیرند که به جای نگه داشتن، خود را آزاد کنند، آنگاه متوجه می شوند که پس از تخلیه مجرای ادرار، احساس ادرار داشتن نیز به صورت ناخود آگاه از بین می رود. 

تکنیک های متفاوتی برای رسیدن به این مرحله و همچنین دوری ورزیدن از بازدارنده ها در طی مسیر، وجود دارد. اما نباید فراموش کرد که ترس از ادرار، باعث می شود بسیاری از خانم ها خود را همواره عقب نگه دارند. روش هایی که در این زمینه عرضه شده اند، دارای فواید کاربردی بسیار زیادی هستند و معمولاً نتایج چشمگیری را به همراه داشته اند و موجب شده اند تا زوج ها روابط جنسی فوق العاده لذت بخشی را تجربه نمایند. 

آیا خانم هایی که انزال می شوند دارای بیماری خاصی هستند؟
نه ؛ دلیل توضیحات من نیز دقیقاً به همین خاطر است: اکثر خانم ها و آقایون تصور می کنند کسانیکه قادر به انجام چنین کاری هستند باید دچار بیماری های خاصی باشند. اما حقیقت این نیست. آیا می دانید سالانه چه تعداد از خانم ها با این تصور اشتباه دست و پنجه نرم می کنند و به همین دلیل از رها سازی خود جلوگیری می نمایند؟ آنها احساس می کنند که اگر خود را آزاد بگذارند، ممکن است که نفس خود را از دست داده و به عبارتی تصور می نمایند که نباید در کنار همسر خود تخلیه ادرار نمایند! 

به این دلیل که خانم ها در حدود یکی دو فنجان مایع جهنده در هنگام انزال از خود خارج می نمایند، اکثرا تصور می شود که این ماده چیزی نیست جز "ادرار". اغلب آنها اصلاً متوجه نمی شوند که چه اتفاقی می افتد و پس از این عمل احساس آزردگی شدیدی پیدا می کنند. برخی از مشاوران نیز به شخصه از وجود چنین واکنشی با خبر نبوده و فکر می کنند که خانم  مورد نظر باید مورد جراحی قرار گرفته و یا روان درمانی شود؛ آن هم فقط به خاطر یک عکس العمل کاملا طبیعی! 

تنها نکته ای که در آخر می توانم به آن اشاره کنم، این است که انزال خانم ها نه تنها از نظر بصری تحریک کننده می باشد، بلکه انجام آن احساس فوق العاده ای به هر دو طرف القا می کند. تخلیه جنسی و حس رضایتی که از این طریق به بانوان دست می دهد، با هیچ چیز دیگری قابل مقایسه نیست . 

پایگاه اطلاع رسانی تنظیم خانواده

 

بعد از سن 35 سالگی سرشار از جوانی می‌شوند. خیلی از زن‌ها تا قبل از این سن، برای طلاق اقدام می‌کنند و می‌گویند ما به مرد هیچ احتیاجی نداریم و دیگر ازدواج نمی‌کنیم ازدواج مردهای جوان با زن‌های میانسال پدیده نوظهوری نیست. اما با وجود مخالفت خانواده‌ها روزبه‌روز شایع‌تر می‌شود. نگاه جامعه به ‌این پدیده، نگاه مثبت و خوش‌بینانه‌ای نیست و هنوز هم که هنوز است با مقاومت روبه‌رو می‌شود. در میزگرد همشهری مثبت، دکتر بهنام اوحدی روانپزشک ، دکتر افسر افشار نادری جامعه‌شناس، دارای دکترای مدیریت فرهنگی و عضو  گروه مطالعات خانواده دانشگاه تهران و دکتر صمیمی اردستانی روانپزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی نظرشان را در رابطه با ابعاد روانی و جامعه‌شناختی این مساله بیان کرده‌اند.

سوال: از اینجا شروع ‌کنیم که به نظر شما چه عواملی باعث گرایش یک مرد جوان به زنی میانسال می‌شود؟
دکتر اوحدی:
کم داشت‌ها در دوره رشدی – پرورشی کودک‌ می‌توانند بستر مناسبی برای این قضیه ‌ایجاد کند؛ به عنوان مثال مادری پسرش را به شکلی غیر منطقی به خودش وابسته می‌کند؛ یعنی بیش از حد معمول به او توجه می‌کند. همه نیازهای مالی و عاطفی‌اش را تامین می‌کند. اجازه نمی‌دهد کسی به پسرش از گل نازک‌تر بگوید. محیط امنی را می‌سازد که در آن همه چیز به نفع پسر و در خدمت آسایش اوست. این پسر در انتخاب همسر، سراغ کسی می‌رود که  خدمات مادر را به او ارائه کند و نگذارد آب توی دلش تکان بخورد. از طرفی دیگر مادری رفتار خوب و درستی با پسرش ندارد، در ریز‌ترین و جزیی‌ترین امور شخصی‌اش دخالت می‌کند، اجازه نمی‌دهد برای زندگی خودش تصمیم بگیرد، دائم از او  انتقاد می‌کند و با تمام قوا می‌خواهد سرکشی‌های پسر را سرکوب کند. این بار هم پسر، زنی را برای همسری انتخاب می‌کند که از خودش مسن‌تر باشد. حتی زنی از نسل مادر . چرا که می‌خواهد به مادر ثابت کند زنان هم سن یا هم نسل مادر، او را پذیرفته‌اند. معمولا زنان میانسال زنان موفقی هستند. سال‌ها کار کرده‌اند و از موقعیت مالی و پایگاه اجتماعی هم برخوردارند. پسر با این کار می‌خواهد بگوید آنها طوری قبولش دارند که حاضرند عمری را با او سپری کنند. امروزه تعداد زیادی از مادران در رابطه با فرزند پسرشان دچار یکی از این حالت‌های افراطی می‌شوند. دوران سه تا پنج سالگی مقطع حساسی است و بر خلاف این تصور غلط که مساله هویت در دوره نوجوانی اهمیت پیدا  می‌کند، بخش عمده هویت افراد در این دوره شکل می‌گیرد و در نوجوانی به اوج خودش می‌رسد.

دکتر افشار نادری:
البته ‌این موضوع فراوانی ندارد. قرن‌هاست مردها با زن‌هایی ازدواج می‌کنند که 20 ، بلکه 30 سال از خودشان کوچک‌تر هستند و ما هیچ وقت نمی‌پرسیم چرا ! آن قدر این مساله عادی به نظر می‌رسد که هیچ کس در پی تحلیل عقده‌های روانی نیست؛ مثلا یکی از هنرپیشه‌های اروپایی در سن 80 سالگی با یک دختر 20 ساله ازدواج کرده بود. چند سال بعد رسانه‌ها نشان می‌دادند که چطور این زن جوان از پیرمرد که بیمار بود، پرستاری می‌کند. وقتی علت را جویا شدند، زن جوان به سادگی گفت که من عاشق این مرد هستم. یک عامل مهم در این میان به دست فراموشی سپرده شده است. آن هم  عشق است. خیلی از این ازدواج ‌ها به خاطر عشق صورت می‌گیرد. عشق هم که سن و سال نمی‌شناسد.

دکتر صمیمی:
مهم‌ترین عامل دخیل در این مساله، احساسات است. دوره جوانی دوره اوج احساسات است.  تصمیمات بیش از آنکه منطقی و بر پایه استدلال باشند متاثر از عواطف هستند. در ازدواج ‌های نامتعارف ممکن است فرد صرفا برای به‌دست آوردن طرف مقابل چشم بر مشکلات و موانع ازدواج ببندد. والدین جوان‌ها این جور مواقع می‌گویند: «پسر یا دخترمان جوان است. احساسات کورش کرده ».

سوال: جامعه چه نقشی در پر رنگ‌تر یا کم رنگ‌تر شدن این پدیده بازی می‌کند؟
دکتر اوحدی:
متاسفانه در جامعه ما مهارت‌های زندگی نه به دخترها  و نه به پسرها آموزش داده نمی‌شود. حالا در این مورد خاص دختری  بیست و چند ساله را تصور کنید که تا چند ماه دیگر دندانپزشک می‌شود و شاگرد اول دانشگاه است اما نمی‌داند در صورت لزوم چطور باید یک نامه اداری بنویسد. تا به حال یک بار قبض آب و برق را نپرداخته است. به طور کلی نمی‌تواند حق خودش را از جامعه بگیرد. دائم باید کسی مراقب او باشد تا صدمه نبیند. بعضی پسرها فکر می‌کنند چرا با دخترهایی ازدواج کنیم  که نمی‌توانند گلیم خودشان را از آب بیرون بکشند. پس ‌ترجیح می‌دهند با زنی که رشد شخصیتی پیدا کرده است و از پس زندگی و مشکلات آن بر می‌آید، زندگی کنند. کسی که یار  شاطر باشد نه بار خاطر.

دکتر افشار نادری:
دخترهای امروز جامعه ما الگوی مشخصی برای زندگی‌شان ندارند. آنها در دانشگاه تحصیل می‌کنند. شغل  پیدا می‌کنند. فشار غیر مستقیم جامعه به آنها می‌گوید که باید شوهر کنند که اگر این کار را نکنند، از طرف دوستان و اطرافیانشان مورد تمسخر قرار می‌گیرند. زندگی سنتی را جدی نمی‌گیرند و با تمام قوا با آن مبارزه می‌کنند اما موقع ازدواج که می‌رسد مهریه بالایی را مطالبه می‌کنند. کسی که تا به امروز ادعای مدرن بودن را داشته درست موقع ازدواج از الگوهای سنتی تبعیت می‌کند آن هم در شرایطی که بر خلاف زن سنتی درآمد مستقلی دارد. بعد از ازدواج هم زیر بار خانه‌داری نمی‌رود. استدلال خیلی از پسرها برای ازدواج با زنان بزرگ‌تر از خودشان همین است؛ آنها همسر هم سنی را نمی‌خواهند که نه خانه‌دار  است که وقتی خسته از کار روزانه به خانه بر می‌گردند، محیط گرم و آرامی را برایشان فراهم کرده است نه یک زن مدرن است که توقعات زن مدرن را داشته باشد و هزینه‌های آنچنانی روی دستش نگذارد.
زن‌ها هر چه بیشتر به عقب برمی‌گردیم، کم توقع‌تر و سازگارتر هستند. پس پسر جوان می‌رود و یک زن میانسال را که به الگوی سنتی و موفق شبیه‌تر است، انتخاب می‌کند. پیش‌بینی جامعه‌شناس‌ها می‌گوید که متاسفانه در آینده جامعه‌ای خواهیم داشت با زن‌های تحصیلکرده پر مدعا و مردانی بی‌سواد اما پولدار. در چنین جامعه‌ای ازدواج به حداقل خواهد رسید و اگر فکری به حال ازدواج‌های پایدار نکنیم، دچار بی‌نظمی غیرقابل مهاری خواهیم شد. چیزی درباره شوک آینده شنیده‌اید؟ در آینده ما فقط بچه‌های آزمایشگاهی را به تایید خواهیم رساند. بچه‌ها به هم پز خواهند داد که خواهر و برادر آزمایشگاهی دارند و اگر کسی خواهر و برادر خونی و طبیعی داشته باشد مورد عجیبی خواهد بود و مورد تمسخر قرار خواهد گرفت .

سوال: خیلی‌ها شرایط اقتصادی را در بروز چنین پدیده‌ای دخیل می‌بینند. نظر شما چیست؟
دکتر اوحدی:
البته شرایط نابسامان اقتصادی یکی از عوامل موثر در این امر است. شما با رانندگان تاکسی اگر صحبت کنید، می‌بینید که شمار زیادی از آنها صاحبان کارگاه‌ها و گاهی کارخانه‌دار بوده‌اند که از 20 نفر گرفته تا 1500 کارگر و کارمند داشته‌اند. اما  ورشکست شده‌اند و برای امرار معاش چاره‌ای جز مسافر کشی و کار در تاکسی تلفنی ندارند. یک جوان تازه فارغ‌التحصیل شده که دیگر جای خود دارد. خودش که هیچ مال و  مکنتی ندارد. از طرفی آن‌قدر فشارهای اقتصادی شدید هستند که فکر می‌کند اگر بخواهد با دختری هم سن خودش ازدواج کند باید مسؤولیت تامین مخارج و هزینه‌های او را هم به دوش بکشد. این طور می‌شود که به فکر ازدواج با زنی با وضعیت مالی بهتر می‌افتد. زن‌ها اوضاعشان خیلی بهتر از مردهاست. استخدام  زن‌ها طی چند سال اخیر به چند دلیل زیاد شده است. اولویت با خانم‌هاست چون آنها منضبط ‌ترند، از کار نمی‌دزدند، توقع حقوقی به نسبت کمتر از مطالبات مردها را دارند، در عین حال که برای آینده‌شان برنامه‌ریزی می‌کنند، ولخرجی نمی‌کنند، اهل پس‌انداز کردن هستند، وام می‌گیرند و خانه و ماشین می‌خرند و زندگی مستقلی را برای خودشان می‌سازند.

دکتر افشار نادری:
شرایط اقتصادی هم یکی دیگر از عوامل است. اما با توجه به نقش خانم‌ها در خارج از خانه و اینکه معمولا دارای شغل و در آمد هستند، این احتمال بالا می‌رود که مردی به خاطر ثروت یک زن حاضر به ازدواج با او شود. از سویی دیگر، یک زن میانسال چطور می‌پذیرد که با مردی که از خودش خیلی کوچک‌تر است ازدواج کند.

دکتر اوحدی:
از عهد باستان تا به امروز مردها همه چیز را با پول می‌خرند. گاهی زنی که در جایگاه مردانه قرار گرفته و دارای قدرت است هم همین کار را می‌کند. با ازدواج با یکی جوان‌تر از خودش زیبایی و نیروی جوانی او را می‌خرد. زن‌ها _ خلاف تصور رایج _ بعد از سن 35 سالگی سرشار از جوانی می‌شوند. خیلی از زن‌ها تا قبل از این سن، برای طلاق اقدام می‌کنند و می‌گویند ما به مرد هیچ احتیاجی نداریم و دیگر ازدواج نمی‌کنیم. اما وقتی به سنین میانسالی می‌رسند، فشارهای جسمی را احساس می‌کنند. نکته دیگر اینکه نمی‌شود هیجان‌خواهی را نادیده گرفت.

شخصیت دو جزء دارد؛ سرشت و منش. سرشت کاملا ژنتیکی است.

از لحظه‌ای که نطفه بسته می‌شود، به وجود می‌آید و از چهار جزء تشکیل می‌شود؛

 1. تازه خواهی و تنوع طلبی.

2. پاداش مداری

3. پشتکار و سختکوشی.

4. مقابله با آسیب‌ها.

منش هم سه جزء دارد و رشدی و پرورشی است:1. همکاری. 2. خودفراروی 3 . خود راهبری
دکتر صمیمی:
می‌تواند علل مختلفی داشته باشد. اما به نظر من باز هم عاطفه عاملی موثر است. درست  است که گفتیم دوره جوانی احساسات در اوج خود هستند اما نه به ‌این معنا که یک  میانسال خالی از احساس است و همه تصمیمات زندگی‌اش مبتنی بر عقل است. خلأهای عاطفی و وابستگی‌های عاطفی ممکن است فرد را در موقعیتی قرار دهد که چنین تصمیمی بگیرد.

دکتر افشار نادری:
نباید با دید بدی به ‌این موضوع نگاه کرد. آنها هم ممکن است مثل بقیه ازدواج‌های معمولی شرایط را بررسی کنند و دست به ازدواج بزنند. شاید آن مردها که قرار است همسران خانم‌های میانسال شوند دارای امتیازات و ویژگی‌های مثبتی هستند که یک زن می‌پذیرد نگاه‌های سنگین جامعه را تحمل کند و دست به ‌این ازدواج بزند.

سوال: تیپ‌های شخصیتی خاصی از زنان دست به چنین ازدواج‌هایی می‌زنند؟
دکتر اوحدی:
بله، زن‌هایی که شخصیت خود شیفته دارند. آنها خود را مرکز اتفاقات جهان می‌دانند و به زیبایی خودشان بسیار اهمیت می‌دهند. حتما دیده‌اید خانم‌هایی را که به محض ورود به دهه 40 زندگی‌شان بیشتر ورزش می‌کنند. مراقب تناسب اندام خود هستند. دائما رژیم می‌گیرند، با کرم‌های جور واجور از پوستشان مواظبت می‌کنند و حاضر نیستند با پیری کنار بیایند. پیوستن به یک مرد جوان باعث می‌شود تا روحیه‌شان بالا برود و دیگران هم مبادا این فکر را به مخیله‌شان راه بدهند که آنها دیگر کانون توجه نیستند. زن‌هایی با شخصیت نمایشگر هم همین عملکرد را دارند. قضاوت دیگران درباره آنها بسیار مهم  است. وقتی با مرد جوان، رشید و زیبایی در خیابان راه می‌روند، می‌خواهند نظر دیگران را جلب کنند و به آنها ثابت کنند که به قدری جذاب و زیبا هستند که مرد جوانی که می‌توانست با زن جوان‌تر و شاداب‌تر از او ازدواج کند ، او را انتخاب کرده است.

سوال: وقتی از عشق صحبت  می‌کنیم همه چیز مثبت و خوب است. اما آیا احتمال نمی‌رود که حتی با وجود عشق،  اختلاف سنی بتواند خطر شکست ازدواج را بالا ببرد؟
دکتر افشار نادری:
اختلاف سنی همان‌قدر می‌تواند باعث شکست یک زندگی شود که دیگر عوامل می‌توانند. اصولا توصیه ما ازدواج‌های  همسالان است. قدیم، جامعه‌پذیری یک فرد از ابتدا تا به انتهای عمر به یک شکل ادامه پیدا می‌کرد. پدیده‌ای به اسم نو ناخواهی در زندگی‌شان جاری بود؛ به عبارت دیگر میلی به‌ ایجاد تغییر در زندگی‌شان نمی‌دیدند. اگر دقت کرده باشید، پدر بزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها با وجود اصرار‌های نوه پنج ساله‌شان که به کامپیوتر وارد است، هیچ میلی به نشستن پای کامپیوتر ندارند اما امروز این طور نیست. سرعت در هر بخشی از بخش‌های زندگی تعیین کننده است.

عوامل ایجاد سرعت رسانه‌ها هستند. تلفن، اینترنت و ماهواره با به روز کردن اطلاعات و داده‌هایش در هر دقیقه و ساعت، دنیای عجیبی را ساخته اند؛ به خاطر همین است که توصیه می‌شود کسانی که می‌خواهند با هم ازدواج کنند، متولد یک سال باشند. افراد، سال به سال با هم فرق می‌کنند؛ یعنی مثلا متولدین سال 60 با متولدین 62 به لحاظ روحیات و شرایط متفاوت هستند. اگر دو نفر بخواهند با هم  زیر یک سقف زندگی کنند و دنیای هر کدام برای دیگری غریبه باشد، دیر یا زود  زندگی‌شان به بن‌بست خواهد رسید. اما اختلاف سنی یک عامل قطعی و صددرصد برای شکست یک زندگی مشترک نیست. اگر آن‌طور که تصور می‌شود، ازدواج‌هایی از این دست مثل میکروب باشند، سازگاری و عدم سازگاری بدن هر شخص است که او را بیمار می‌کند. ممکن است بدن کسی آن قدر قوی باشد که میکروب آسیبی به سلامتش نرساند. اما  دیگری را از پا در بیاورد. در حقیقت ظرفیت خود افراد میکروب را خطرناک یا بی‌خطر  می‌کند.

دکتر اوحدی:
اما من به عنوان یک روان‌شناس ازدواج هم سن را توصیه نمی‌کنم. اصلا برای ما سه سال بزرگ‌تر و سه سال کوچک‌تر همان هم سن تلقی می‌شود. به نظر من یک مرد می‌تواند با زنی 15 سال کوچک‌تر و 15 سال بزرگ‌تر از خودش ازدواج کند. همه چیز بستگی به سازگاری دو طرف دارد. پیش آمده که یک دختر 26  ساله با مردی 40 ساله ازدواج می‌کند و در کنار هم به خوبی زندگی می‌کنند. چون آن دختر می‌تواند در کنار همسرش صفحه‌های سنگی با صدای خش خش قمرالملوک وزیری گوش کند، با او فیلم‌های سیاه و سفید تماشا کند و از بازی همفری بوگارت و اینگرید برگمن لذت ببرد. مرد هم می‌تواند ساسی مانکن و تتلو گوش کند و فیلم‌های روز را در سینما به اتفاق همسرش ببیند.

دکتر افشار نادری:
البته به شرطی که ‌این تفاهم ساختگی و دروغین نباشد؛ یعنی وقتی طرفین می‌گویند که علایق مشترک دارند، تظاهر نکرده باشند. چون بعد از مدتی که عشق کم رنگ‌تر می‌شود، افراد به زندگی‌های طبیعی و پیشین خود باز می‌گردند. در این حالت خیلی زود اختلاف‌ها آشکار می‌شوند و در بیشتر موارد زندگی از هم می‌پاشد.

دکتر اوحدی:
اگر ازدواج‌های همسالان ایده‌آل بود که دادگاه‌های خانواده ‌این طور شلوغ نبودند.

دکتر افشار نادری:
این را هم در نظر داشته باشیم که جامعه ما یک جامعه در حال گذار است. آدم‌ها بسیار منزوی هستند. خارج از منزل، با محیطی خشک روبه‌رو هستند که عاطفه در آن نقشی بازی نمی‌کند. کسب منفعت مالی فرد را وادار می‌کند تا سخت کار کند اما وقتی به خانه می‌رود، نمی‌خواهد باز هم در محیطی عاری از محبت و عاطفه وقتش را بگذراند.

دکتر صمیمی:
در کنار صحبت‌های دوستان، این را هم اضافه کنیم که یک زن تمایل دارد تا در زندگی به کسی تکیه کند. یک زن هر قدر مستقل، به تکیه‌گاه احتیاج دارد؛
کی یک مرد می‌تواند تکیه‌گاه خوبی برای همسرش باشد؟ وقتی که از نظر رشد عقلی یا هم‌سطح با زن باشد، یا کمی رشد یافته‌تر. اما نمی‌شود قاعده مشخصی برایش تعریف کرد؛ ممکن است مردی آن قدر در زندگی تجربه کسب کرده باشد که حتی اگر سنش کمتر از زن باشد، در اداره مشکلات و مسایل جاری زندگی از او قدرتمند‌تر عمل کند.

سوال: در یک چنین ازدواج‌هایی، نظر خانواده‌ها روی زندگی زوج چه تاثیری می‌گذارد؟
دکتر افشار نادری:
زندگی مثل بازی فوتبال است. برای خودش قواعدی دارد که نمی‌توانیم نادیده‌شان بگیریم. طبیعتا ازدواج مردی با زنی بزرگ‌تر از خودش یک نابهنجاری تلقی می‌شود. اگرچه منع قانونی برای این کار وجود ندارد اما قوانین یا مکتوبند که قانون است و یا قوانین نانوشته‌اند و هنجار هستند. معمولا خانواده‌ها عکس‌العمل نشان می‌دهند. هیچ دلیل منطقی‌ای هم پشت مخالفتشان نیست. صرف غیرمتعارف بودن باعث ایجاد مخالفت می‌شود. اما گفتیم که جامعه ما فردگراست و کسی نمی‌تواند در برابر خواسته‌های فردی آن هم وقتی پشتوانه فکری ندارند، بایستد. پس پسرها خلاف نظر خانواده ازدواج می‌کنند.

دکتر اوحدی:
عقده اودیپی واژگون به‌ این معناست که مادر و پدر فرزند به فرزندانشان وابسته هستند.

دکتر افشار نادری:
خانواده با فرزندش قطع رابطه می‌کند اما وقتی می‌بینند که زندگی فرزندشان در مسیر خوبی پیش می‌رود از مواضع خود کوتاه می‌آیند و اوضاع بهتر می‌شود. تا زمانی که بپذیرند.

سوال: فرزندان این ازدواج‌ها در آینده دچار مشکل می‌شوند؟
دکتر افشار نادری:
نه. چه مشکلی؟! مگر وقتی پدرها 20 سال از مادرها بزرگ‌تر بودند، بچه‌ها دچار مشکل خاصی می‌شدند؟ در این مورد خاص هم همین طور است. این بچه‌ها شاهد رفتار پدر و مادر خود هستند. اگر رابطه والدین با هم خوب نباشد، کودک آسیب می‌بیند. همان طور که کودک یک پدر و مادر همسن در صورت بروز اختلاف بینشان دچار مشکل می‌شود.

دکتر اوحدی:
اصلا مگر بچه هر روز شناسنامه پدر و مادرش را چک می‌کند؟ اتفاقا این مادرها دارای شخصیت‌های محکمی هستند و توانمندی بالایی در اداره امور و مشکلات از خود نشان می‌دهند. طبیعی است وقتی بچه مادرش را این طور می‌بیند از او درس می‌گیرد و تحسین‌اش می‌کند.

دکتر افشار نادری:
تنها در یک صورت مشکلی برای این بچه‌ها پیش می‌آید؛ آن هم وقتی است که والدین خودشان دائم از اختلاف سنی‌شان حرف می‌زنند و آن را علنا به مسایل و مشکلاتشان مربوط می‌دانند.

دکتر صمیمی:
من ندیده‌ام تا به حال هیچ تحقیق مدونی در این باره انجام شده باشد اما دلیلی وجود ندارد که آن بچه‌ها با همسالان خودشان فرقی بکنند. پدر و مادر اگر در     نقش‌های پدر و مادری موفق عمل کنند اهمیتی ندارد که اختلاف سنی پدر و مادر  چقدر  بشود. مگر در جامعه نمی‌بینیم مادرهایی را که بیست و چند ساله هستند ولی از الگوهای‌ تربیتی 50 سال قبل پیروی می‌کنند؛ بنابراین بینش و شخصیت افراد مهم است.

منبع : پایگاه اطلاع رسانی تنظیم خانواده

یکی از شگفتی های آفرینش ، وجود تفاوت ها ، بین زنان و مردان است. بیولوژیست ها و پژوهش گران ، پس از بررسی و تحقیق های متعدد ، به این نتیجه دست یافته اند که رفتارهای ذهنی و فکری زنان و مردان در پاره ای از صفت های اصلی به صورت ذاتی ، با هم فرق داشته و تحت تاثیر جنسیت، به گونه ای متفاوت از یکدیگر ، عمل می کنند. بخشی از تفاوت های مردان و زنان را به صورت زیر می توان عنوان نمود.

ویژگی 1 :

- زنان تشریفاتی هستند .

- مردان کمتر تشریفاتی هستند .

ویژگی 2 :

- زنان ، رابطه گرا بوده و تمایل به تماشا و نظر دارند و استعداد بیش تری برای بینش و شهود از خودشان نشان می دهند .

- مردان هدف گرا بوده و به عمل و آزمایش، بیش تر تمایل نشان داده و استعداد بیش تری برای ارائه ی دلیل و منطق دارند .

ویژگی 3 :

- زنان نفوذ همسران خود را راحت تر می پزیرند .

- مردان در مقابل نفوذ زنان از خود مقاومت نشان می دهند .

ویژگی 4 :

- ترس زنان بیش تر است تا خشم شان

- مردان بیش تر از اینکه بترسند ، خشمگین می شوند .

ویژگی 5 :

- زنان تحمل بیش تری در برابر رنج بدنی نشان می دهند تا رنج روحی .

- مردان در برابر رنج روحی ، مقاومت بیشتری از خود نشان می دهند .

ویژگی 6 :

- زنان سعی دارند فرزندانشان ، همواره راضی و راحت باشند .

- مردان ، فرزندانشان را برای استقلال ، مقابله با خطر و سختی ها آماده می سازند .

ویژگی 7 :

- مادر ، همه ی فرزندان خود را بطور تقریبی یکسان دوست دارد ؛ مهر و محبت او مشروط به اطاعت و بروز استعداد نیست.

- پدران ، فرزندانی را که از آنان حرف شنویی داشته و در امر تحصیل ، اجتماعی و حرفه شان موفق تر باشند ، بیشتر دوست دارند .

ویژگی 8 :

- زنان در انتخاب همسر ، مسائل بسیاری از جمله : وضع مالی ، آینده ، موقعیت اجتماعی ، شغلی و ... را در نظر می گیرند .

- مردان سریع تر و راحت تر از زنان ، در صدد ازدواج با همسر مورد علاقه شان بر می آیند .

ویژگی 9 :

- در چهره ی زنان ، هنگام گفتگو حالت های ترس ، خشم ، تعجب ، آرامش ، اضطراب و لذت به خوبی قابل رویت است .

- مردان گوش دادن ، خونسرد بوده و چهره شان دچار تغییرهای زیادی نمی شوند .

ویژگی 10 :

- زنان هنگامی که اندیشه های غم انگیز و ناراحت کننده ای دارند ، واکنش های هیجانی تر و احساس تری را نسبت به مردان از خود بروز می دهند .

- مردان در برخورد با افکار غم انگیز و رویدادهای ناراحت کننده ، احساس های خود را بروز نداده یا کمتر بروز می دهند .

ویژگی 11 :

- زنان در هنگام گفتگو ، جر و بحث و بگو مگو های مختلف ، مسائل منطقی را با عواطف و احساس های خود در هم می آمیزند و از رفتارهای کلامی خود ، بیشتر و قوی تر استفاده می کنند .

- مردان در هنگام گفت و شنود ، جر و بحث و بگو مگو ها ، بدون اینکه عواطف و احساس های خود را بروز دهند ، می توانند خویشتن دار باشند و مستقل از احساس های خود حرف می زنند .

ویژگی 12 :

- در صحنه زندگی اجتماعی ، زنان بیشتر تساوی طلب هستند و هم دردی ، هم دلی و ملاطفت بیشتری از خود بروز می دهند .

- در صحنه ی زندگی اجتماعی ، مردان برتری طلب و مبارزه جو بوده و برای برتری خود ، بیشتر تلاش می کنند . مردان بیشتر از زنان ، پرخاشگر و تهاجمی هستند و رفتارهای خطرناک و غیر اخلاقی بیشتری از خود نشان می دهند .

ویژگی 13 :

- احساس موفقیت در زنان ، زمانی حاصل می شود که مورد تایید و تصدیق قرار بگیرند .

- مردان زمانی خود را موفق و با ارزش می دانند که به هدف هایشان برسند و اعتماد به نفس آنان زمانی بالاست که در انجام کارها موفق عمل کرده و خود را ثابت کرده باشند .

ویژگی 14 :

- در جریان زندگی ، زنان بیشتر به گذشته توجه می کنند و گوشه چشمی نیز به آینده دارند .

- مردان بیشتر به آینده توجه نشان می دهند و به راحتی می توانند گذشته را فراموش کنند .

ویژگی 15 :

- مسائل مالی و ثروت از نظر زنان ، ایستا و غیر دینامیک هستند . زنان با محافظه کاری در حفظ و نگهداری آن می کوشند و به طور کلی ، بیشتر به نگه داری چیزهای موجود ، دل بستگی دارند و نسب به مردان کمتر ریسک می کنند .

- مسائل مالی و ثروت از نظر مردان ، دینامیک و غیر ایستا هستند . مردان همواره در جهت افزایش و کسب پیروزی بیش تر، تلاش می کنند و به طور کلی ، مردان فزونی طلب بوده و در جستجوی پیروزی بیشترند و برای تحقق آرزوها و اهداف خود بیش تر ریسک پذیری هستند .

ویژگی 16 :

- زنان به گفت و گو علاقه مندند و با بیان مسائل ، از فشار ناراحتی خود می کاهند .

- مردان سکوت را دوست دارند و به تنهایی به حل مسائل خود می پردازند .

ویژگی 17 :

- زنان ، شنونده ی خوبی هستند .

- مردان شنونده ی خوبی نیستند .

ویژگی 18 :

- زنان ، کارشان را با یک روند آرام ، تدریجی ، حرکت های ملایم ، ظریف و ... به انجام می رسانند و نحوه ی رسیدن به هدف برایشان مهم است .

- مردان ، کارشان با نوسانات زیاد اما آگاهانه و با حرکت های فراوان ، مطمئن و محکم انجام می دهند و رسیدن به هدف برایشان اهمیت فراوان دارد .

ویژگی 19 :

- بدون در خواست کمک ، اگر به خانمی پیشنهاد کمک شود ، او آن را علامت مهر و محبت دانسته و اغلب موارد پذیرای آن می شود .

- در نظر یک مرد ، پیشنهاد کمک به او ، به منزله این است که قدرت انجام کاری که به عهده گرفته است ، ندارد و او از این پیشنهاد ، آزرده شده و آن را نوعی توهین به خود تلقی می نماید .

ویژگی 20 :

- برای بیشتر زنان ، گفت و شنود و هم دلی وسیله ی ارتباطی و احساسی است و زن با زبانش می خواهد با همسرش ارتباط برقرار کند .

- برای بیشتر آقایان ، گفت و شنود ، وسیله ارتباط و تبادل اطلاعات به حساب می آید . مرد با بدنش می خواهد با همسرش ارتباط برقرار کند .

ویژگی 21 :

- مرکز گویش زنان در دو نیم کره مغز قرار دارد و آنان برای صحبت کردن ، هم زمان از دو نیم کره مغز خود استفاده می کنند .

- مرکز گویش مردان فقط در نیم کره چپ قرار دارد و نسبت به مرکز گوبش زنان ، کوچک تر است .

ویژگی 22 : 

- دختران زودتر از پسران حرف زدن را شروع می کنند. تا 3 سالگی ، 99 درصد صحبت آنان ، جامع است  .

- پسران دیرتر از دختران حرف زدن را شروع می کنند. تا 5/4 سالگی ، 99 درصد صحبت آنان ، جامع است .

ویژگی 23 :

- زنان ، در برقراری ارتباط ، گوش دادن و فراگیری زبان ، قوی تر از مردان عمل می کنند .

- مردان در ارتباط برقرار کردن ، گوش دادن و فراگیری زبان ، ضعیف تر از زنان عمل می کنند .

ویژگی 24 :

- ارتباط دو نیم کره ی مغز ، در زنان 15 درصد بیش از مردان است . زنان بین دو نیم کره مغز ، ارتباط بهتری برقرار می سازند و توانایی بیشتری در انجام کارهای مختلف و چند وظیفه ای در یک زمان از خود نشان می دهند . ( در مجالس زنان ، هم زمان چند نفر با هم صحبت کرده و حرف های یکدیگر را گوش می دهند .

- ارتباط بین دو نیم کره ی مغز در مردان کمتر از زنان است ؛ توانایی مردان در انجام کارهای مختلف و چند وظیفه هم زمان ، از زنان کمتر است . ( در مجالس مردان به طور معمول یک نفر صحبت کرده و بقیه گوش می دهند .)

ویژگی 25 :

- زنان اندیشه ی استقرایی دارند و از جزء به کل می رسند ، خواهان احساس و عاطفه ی بیشتری هستند. در تصمیم گیری مرددند ؛ برای تصمیم گیری به اطلاعات بیشتری نیاز دارند ، ولی به آسانی اشتباهات خود را قبول می کنند .

- مردان با شیوه ی قیاسی ، استدلال می کنند و از کل به جز می رسند و خواهان اطلاعات بیشتری هستند ، سریع تر تصمیم می گیرند و کمتر حاضر می شوند به اشتباهات خود اعتراف کنند .

ویژگی 26 :

- زنان بیشتر از راه گوش ( شنیدن ) تحت تاثیر قرار می گیرند و محبت خود را بروز داده و عشق خود را انتخاب می کنند.

- مردان بیشتر از راه چشم ( دیدن ) عاشق می شوند.

ویژگی 27 :

- زنان به زندگی عشق می ورزند ، عشق برای خانم ها همه ی زندگی محسوب می شود. زنان به احساس عشق ، عنایت بیش تری دارند، همراه با آزار دوستی .

- مردان به روابط جنسی توجه دارند ، همراه با دیگر آزاری ، عشق برای مردان بخشی از زندگی است ، مردان به کارشان عشق می ورزند و آن را عاشقانه انجام می دهند .

ویژگی 28 :

- تولید هورمون استروژن ( هورمون جنسی زنانه ) باعث کمتر شدن خشونت ، کاهش پرخاشگری ، ابراز وجود ، رقابت و ... در زنان می شود. تولید هورمون زنانه ، پیوند جویی را در زنان تقویت می کند .

- تولید هرمون تستسترون (هورمون جنسی مردانه ) میل جنسی ، پرخاشگری ، تهاجم ، رقابت ، اتکا به نفس ، حرکت های تند و ... را در مردان سبب می شود. تولید بیشتر این هورمون ، مردان را به خشونت ، تجاوزهای جنسی و بدرفتاری جنسی ، حس رقابت ، اتکا به نفس و رسیدن به هدف ، سوق می دهد .

ویژگی 29 :

- میل جنسی در زنان کمتر از مردان است. زنان قلب مردان را می خواهند .

- میل جنسی در مردان بیشتر است. مردان جسم زن را می خواهند .

ویژگی 30 :

- زنان جزئی نگر هستند. ماهرانه متوجه آهنگ های ظریف صدا ، علائم ظاهری ، حالت ها و تغییرهای چهره شده و از این طریق به علاقه ها ، اندیشه ها و روحیه ی طرف مقابل به خوبی و سریع پی می برند، راست و دروغ حرف های طرف مقابل را به سرعت کشف می کنند .

- مردان کلی نگر هستند و به جزئیات زیاد توجه نمی کنند لذا تمایل ، احساس ها و هیجان های طرف مقابل را از چهره اش به خوبی درک نمی کنند .

ویژگی 31 :

- زنان ، تصاویر معمولی و هیجانی را بهتر از مردان به خاطر می آورند .

- به یاد آوردن تصاویر معمولی و هیجانی برای مردان ، به آسانی صورت نمی گیرد .

ویژگی 32 :

- زنان در به خاطر آوردن چهره ها و اسامی ، بهتر از جنس مذکر عمل می کنند و کمتر از مردان دچار فراموشی می شوند .

- مردان چهره و اسامی افراد را زودتر فراموش می کنند و بیش تر از زنان دچار آلزایمر می شوند .

ویژگی 33 :

- زنان در جوانی ، مهربان و در پیری ، تهاجمی و خشن می گردند .

- مردان در جوانی ، خشن و خودخواه و در پیری ، مهربان می شوند .

ویژگی 34 :

- بر اساس موسسه ی هاریس فقط 76 درصد زنان اعلام کرده اند که حاضرند با همسر کنونی شان ازدواج کنند .

- بر اساس موسسه ی هاریس 87 درصد مردان متاهل اعلام کرده اند که اگر قرار باشد دوباره ازدواج کنند، حاضرند با همسر کنونی شان ازدواج کنند.

ویژگی 35 :

- در یک ازدواج شکست خورده : مسائل جدایی را عمیق احساس می کنند ولی چون رابطه گرا هستند ، غم ناشی از تنها شدن و بیان مسائل شخصی و زندگی مشترک خود را به راحتی با دیگران بازگو می کنند و هم چنین با گریه کردن ، از فشارهای روحی و روانی خود می کاهند ؛ در واقع ، درد جدایی را کم می کنند .

- مردان احساس شکست از زندگی مشترک ، درد جدایی و تنهایی را به طور عمیق احساس می کنند و غمگین می شوند، ولی پس از جدایی گریه نمی کنند و درد غم ناشی از تنها شدن را در خود می ریزند ؛ چون خصوصی ترین مسائل شخصی و زندگی مشترک خود را کم تر با دیگران در میان می گذارند ، بنابراین ممکن است دچار ناراحتی های روحی و روانی شوند و جهت رهایی از فشار های درونی ، به مواد مخدر ، الکل و دیگر تسکین دهنده ها پناه ببرند و دچار ناراحتی و انواع بیماری ها و ... می شوند .

از مقایسه ی خصوصیات و ویژگی های زنان و مردان ، می توان نتیجه های زیر را به دست آورد :

1- زنان و مردان مکمل یکدیگر هستند؛ ویژگی های مردان، کمبود های زنان و ویژگی زنان، کمبود های مردان را تکمیل می کند. به عبارت دیگر ، هر کدام کمبود های دیگری را برطرف می سازند ؛ بنابراین اگر با یکدیگر هماهنگ شوند ، در بسیاری از موارد ، مسائل و مشکلها منطقی تر ، عاقلانه تر و اصولی تر برطرف می گردند .

2- وقتی زن و مرد تفاوت های یکدیگر را بدانند و آن را بپذیرند ، ارتباط قوی و موثری بین آنها برقرار می شود و عشق ، فرصت شکوفایی پیدا می کند. بنابراین ، آگاهی از ویژگی های رفتاری زنان و مردان ، در بهبود روابط همسران و ایجاد آرامش بیشتر و تنش کم تر ، موثر می باشد .

3- یکی از علت های اصلی ستیزه ها و کشمکش دائمی ، عذاب آور ، دردناک و جان فرسا بین زن و شوهرها ، این است که مردان ، زنان را با ویژگی های خود ارزیابی می کنند و زنان ، مردان را با قیاس خود می سنجند . سنجش مایعات با متر و منسوجات با لیتر ، همان قدر صحیح است که مردان و زنان، خصوصیات خود را با یکدیگر مقایسه کرده و به سنجش و ارزیابی هم بپردازند. چنین سنجش هایی به طور معمول ، حس تحقیر یا برتری کاذب را به دنبال دارد .

4- زنان در برخورد با مسائل و مشکل ها ، به جزئیات ، توجه بیشتری داشته و احساسی تر عمل می کنند ، ولی مردان در مقابله با مشکل ها و مسائل ، کلی نگری کرده و منطقی تر عمل می کنند .

5- در قیاس بین ویژگی های زنان و مردان ، نبایستی فکر کنیم که خصوصیات مردان ، از خصوصیات زنان بهتر است و یا بر عکس. برای نمونه آیا زایمان ، رابطه گرایی ، دوست داشتن تشریفات ، محافظه کاری در حفظ ثروت ، کارها را با یک روند آرام و تدریجی انجام دادن و ... صفت های خوب هستند یا بد ؟  (ویژگی های غالب در زنان ) . آیا مشکل ها را در تنهایی و سکوت حل کردن ، کمتر تشریفاتی بودن ، کلی نگری در امور ، از راه چشم عاشق شدن ، به مسائل مالی ، غیر ایستا نگریستن و ... خوب هستند یا بد ؟ ( ویژگی های غالب در مردان ) . 

دکتر میر عمادالین فریور - مشاور ازدواج موفق و بهبود روابط زناشویی

پر بیننده ترین اخبار

  1. روز
  2. هفته
  3. ماه

تبلیغ پاپ آپ

©2019 شرط مهم سلامت یک جامعه توانمندی مردم در جستجو، دریافت و به کار گیری اطلاعات سلامت است، مجله پزشکی مادر، شریک سلامت جامعه ایرانی است.