شهراد همیشه همسرش را برای رابطه زناشویی در فشار می‌گذارد. کار به جایی رسیده که نازی از اتاق خوابشان متنفر شده ولی هیچ گاه به شوهرش "نه" نمی‌گوید، ولی از راه‌های دیگر تلافی می‌کند. آیا این زوج که همیشه در حال کیش و مات کردن همدیگر هستند می‌توانند به زندگی شان ادامه دهند؟ آیا این زندگی دوامی دارد؟

نازی می‌گوید
چرا شوهر من صبر نمی‌کند تا یک بار هم که شده من برای رابطه زناشویی پیش قدم شوم؟
شوهر من هیچ وقت در رختخواب مرا راحت نمی‌گذارد . شاید فکر کنید بعد از 15 سال زندگی زناشویی تمایلات جنسی اش خاموش شده باشد ، اما اینطور نیست – او هر روز از من رابطه زناشویی می‌خواهد. بعضی اوقات از کار زیاد خسته می‌شوم و کار رسیدگی به بچه‌ها تمام توانم را می‌گیرد. اما وقتی که به شهراد می‌گویم امروز اصلا در موقعیتی نیستم که بتوانم با تو رابطه زناشویی داشته باشم ، اخم می‌کند و آنقدر اذیتم می‌کند تا راضی شوم.

 من نمی‌توانم به شوهرم نه بگویم و این خیلی ناراحتم می‌کند. رفتارهای شهراد مرا اذیت می‌کند. چرا شهراد هیچ گاه صبر نمی‌کند تا من یک بار برای رابطه زناشویی پیش قدم باشم؟

نمی گویم از رابطه زناشویی لذت نمی‌برم – او واقعا مرد جذابی است – اما من هم می‌خواهم بعضی اوقات خودم برای رابطه زناشویی اقدام کنم. وقتی می‌بینم که نمی‌توانم در آن لحظات از لحاظ احساسی با وی ارتباط برقرار کنم از دست خودم عصبانی می‌شوم.

18 ساله بودم که یکی از دوستانم مرا به شهراد معرفی کرد. بلافاصله عاشقش شدم ؛ او پسری 20 ساله ،  و یکی از مهربانترین و دست و دل بازترین پسرهایی بود که تا کنون دیده بودم . ما از نظر اخلاقی و احساسی بهم شباهت داشتیم. به خاطر همین عاشق همدیگر شدیم.  یک سال بعد ما با هم ازدواج کردیم. 

سال‌های سختی داشتیم ، هر دو ما جوان بودیم و در بسیاری موارد بی تجربه ؛ شهراد ساعت‌های زیادی در طول روز کار می‌کرد ، او در حرفه خانوادگی اش تجهیزات لوله کشی فعالیت می‌کرد . من هم در حال تمام کردن درسم بودم بنابراین نمی‌توانستیم وقت زیادی را با هم بگذرانیم. 

نازی ادامه می‌دهد
اختلافات ما مثل تمام زندگی‌های مشترک با شروع زندگی مشترک شروع شد اما با باردار شدن من رابطه ما بهتر شد . من و شهراد تمام انرژی مان را برای بزرگ کردن مانی گذاشتیم ، الان مانی 13 ساله است. همچنانکه روابط مان بهتر می‌شد ، خانواده مان گسترش پیدا کرد و الان چهار فرزند داریم. الان در خانه به تربیت فرزندانم مشغول هستم و زندگی ام را دوست دارم ، شهراد هم از شغل خود راضی است .

بعد از اینکه آخرین فرزندم بدنیا آمد ، ناگهان متوجه شدیم که اوقات سختی را پیش رو داریم. شهراد از کار اخراج شد و در یک کارخانه داروسازی مشغول بکار شد ،‌ کاری سخت با حقوق ناچیز؛ بنابراین من هم مجبور شدم تا در یک شرکت ارتباطاتی مشغول شوم تا درآمدمان را افزایش بدهم. در این برهه زمانی بود که از لحاظ مالی در موقعیت بسیار بدی قرار داشتیم ، بچه‌ها نمی‌توانستند در جشن تولد دوستان شان شرکت کنند چون پولی برای خریدن هدیه نداشتیم و آنها هم نمی‌توانستند بدون هدیه به جشن دوست شان بروند. اوضاع بد اقتصادی روی روابط ما هم تاثیر بدی گذاشت، اما هیچ چیز باعث نمی‌شد که شهراد از رابطه زناشوییی اش دست بردارد. 

شهراد در روابط زناشویی یک ماجراجوی پرهیجان بود، همیشه دوست داشت موقعیت‌ها و روش‌های جدید را امتحان کند. من تسلیم شهراد می‌شدم ، چرا که بعد از آن اتفاقی که برایم افتاده بود خودم را گناهکار می‌دانستم و درخواست‌های شهراد را رد نمی‌کردم. البته اگر درخواست‌های شهراد را رد می‌کردم او به طرز دیوانه واری عصبانی می‌شد. بنابراین من سعی می‌کردم که آرامش را در خانه برقرار کنم و با او مخالفت نکنم.

بعضی اوقات با اینکه پول زیادی در خانه نداشتیم برای بچه‌ها کفش و لباس جدید می‌خریدم. هیچ وقت به شهراد چیزی نمی‌گفتم ولی او از طریق چک کردن حساب‌ها متوجه می‌شد ، و آن وقت بود که داد و فریاد می‌کرد. جالب اینجاست که بعد از دعوا از من تقاضای رابطه زناشویی داشت.

درخواست‌های غیرمنطقی و زیاده خواهانه رابطه زناشوییی شهراد و عصبانیت‌هایش تبدیل به مشکلات بزرگ زندگی ما شده اند. در مقابل فرزندانم چیزی بروز نمی‌دادم اما در درونم از این زندگی خسته شده بودم. آرزو می‌کردم می‌توانستم رابطه ام را با شهراد قطع کنم. 

شهراد می‌گوید
همسر من خیلی چیزها را از من پنهان می‌کند
در تمام این سالهایی که با هم زندگی کردیم ، همسر من هیچ وقت در مورد رابطه زناشویی با من صحبتی نکرده است. در حقیقت ، او همیشه مشتاق به نظر می‌رسد. اگر مشتاق نبود ، تقاضای مرا رد می‌کرد مگر نه؟ من فکر می‌کنم او باید خیلی هم از من متشکر باشد که من بعد از اینهمه سال هنوز هم او را به همان زیبایی و جذابیتی که روز اول مان دیدم می‌بینم.

خب ، نازی را سرزنش نمی‌کنم که احساساتش را با یک مشاور درمیان گذاشته است. اما همسر من کارهایی می‌کند که همه را از من پنهان می‌کند ؛ من از این رفتار او دیوانه می‌شوم. برای مثال ، صورتحساب و کارت‌های بانک را از من پنهان می‌کند ، می‌خواهد که من متوجه خرج کردن‌های او نشوم. برخی اوقات برای بچه‌ها و خانه بی رویه خرج می‌کند. در طول پنج سال گذشته ، پول زیادی صرف هزینه‌های بی مورد کرده است. حتی یکبار از خواهرش قرض کرد تا یک صورتحساب را بپردازد و هیچ وقت آن پول را به خواهرش نپرداخت. زمانیکه من متوجه این موضوع شدم ، خیلی عصبانی شدم. نازی عادات بد دیگری هم دارد . او خیلی فراموشکار است. علاوه بر این هیچ محدودیتی برای بچه‌ها تعیین نمی‌کند و مرا هم از این کار منع می‌کند.

من همسرم را دوست دارم ، همیشه شخصیت و رفتار او را ستایش می‌کنم. اما جدا از روابط زناشویی مان ،‌من از زندگی زناشویی ام راضی نیستم

درست است که من از همان ابتدا در رابطه زناشویی مان پیش قدم بودم اما بگذارید توضیح بدهم : من هیچ وقت نازی را به این کار مجبور نکردم. درست است که می‌خواستم او به تقاضای من جواب مثبت بدهد اما اگر او درخواست مرا رد می‌کرد برای من قابل قبول بود. درست است که من آدمی هستم که در رابطه زناشویی زیاده طلبم اما دیو نیستم.  

شهراد ادامه می‌دهد
زمانیکه من و نازی ازدواج کردیم ، کارمند شرکت حقوقی پدرم بودم ، 12 ساعت در روز کار می‌کردم و در کلاس‌های مدیریتی شرکت می‌کردم. می‌دانستم که ازدواج در این زمان برای ما کار آسانی نبود . نازی ناراحت بود که من زمان زیادی را در خانه نمی‌گذرانم، اما من این کارها را برای او و زندگی مان انجام می‌دادم.

زمانیکه پدرم فوت کرد ، برادر بزرگترم به خاطر اختلافی که در مورد روش‌ها ی مدیریتی او با هم داشتیم مرا اخراج کرد. بلافاصله یک کار در یک شرکت داروئی پیدا کردم ، اما در آمد من تقریبا نصف آن زمانی شده بود که در حرفه خانوادگی ام مشغول بکار بودم. آن دوران یکی از سخت ترین مراحل زندگی ام بود.  

اوضاع در خانه به مراتب بدتر بود. من به نازی اعتماد نداشتم و دفترچه بانک را چک می‌کردم ، حالا پسر دوم مان هم مثل مادرش پنهان کاری می‌کند. از مادرش درخواست کرده بود که یک جفت کفش اسکیت گران قیمت برایش بخرد و او را در کلا سهای اسکیت ثبت نام کند و نازی علیرغم اینکه می‌دانست ما در موقعیت مالی مناسبی نیستیم این را کار را کرد. زمانیکه متوجه این موضوع شدم به شدت عصبانی شدم و با او دعوا کردم.

میدانم که از نظر رابطه زناشوییی زیاده خواهم ، اما اخیرا به یک پزشک مراجعه کردم تا بتوانم خودم را کنترل کنم. توصیه‌های او کمک زیادی به من کرد ، و او بود که به من و نازی توصیه کرد تا به یک مشاور مراجعه کنیم . شاید ما در روابط مان دچار اشتباه شده ایم و امیدوارم مشاور بتواند به ما کمک کند تا بتوانیم مشکلات مان را حل کنیم.

مشاور می‌گوید

تعادل قدرت
درگیری برای تصاحب قدرت بین زوج‌های جوان بسیار مرسوم است. مشکل شهراد و نازی شاید در ظاهر مشکل ارتباط زناشوییی باشد ، اما در حقیقت ، آنها بین شخصیت متجاوز و منفعل خود درگیر هستند.

شهراد آمرانه  نیازهایش را از نازی مطالبه می‌کند- به جای اینکه با یک روش آرام تر این کار را انجام دهد. نازی در برابر شوهرش مخالفتی نمی‌کرد. این رفتارها یک چرخه ناتمام بود: هر چه شهراد بیشتر از نازی تقاضا می‌کرد ، بیشتر نازی در سکوت کینه او را به دل می‌گرفت. با این حال ، من اعتقاد دارم که اگر از همان اول سهم خود را از مشکلات شان می‌پذیرفتند ، رفتار ناخوشایندشان با یکدیگر تغییر پیدا می‌کرد.

ابتدا ، این زوج باید رابطه رابطه زناشویی شان را اصلاح می‌کردند . اگر این زوج نخواهند ببینند که چگونه رفتارشان باعث بوجود آمدن واکنش منفی دیگری می‌شود ، رابطه شان زودتر از درون پوسیده و خراب می‌شود.

در قدم بعدی ، ما نقش خانواده دو طرف را در شکل گیری شخصیت این دو نفر بررسی کردیم. شهراد فرزند یک خانواده بسیار موفق و سخت گیر بود و شهراد با این ذهنیت رشد کرد که طبق انتظارات خانواده اش زندگی کند و مسیر شغلی آنها را دنبال کند. برای اینکه ناامیدی شغلی خود را فراموش کند ، در خانه پرخاشگر و ستیزه جو شد ، و حتی نمی‌دانست که در طلب رابطه زناشویی از همسرش بیش از حد متوقع است. بعد از اینکه شهراد این موضوع را متوجه شد ، بسیار شرمنده شد و قول داد که بیشتر به احساسات همسرش توجه کند.

نازی مانند پدرش فردی سربزیر و متواضع بود ، اما مانند مادرش راه‌های نادرست بسیاری را امتحان می‌کرد. در وهله اول ، نازی قبول نمی‌کرد که شخصیتی انفعالی دارد ، اما بعد از چند جلسه این واقعیت را پذیرفت ، و متوجه شد که با خرج کردن‌های بیهوده نباید شوهرش را در فشار مالی می‌گذاشت. نازی تصمیم گرفت که از این پس در روابط زناشویی خودش پیش قدم بشود . من به نازی گفتم تو فکر می‌کردی شهراد از تو فقط به عنوان همسری برای ارضای نیازهای جسمی اش می‌بیند در صورتیکه تو هم همان رفتار را با شهراد داشتی و او را به چشم بانک پولی نگاه می‌کردی".

مشاور ادامه می‌دهد
شهراد نیاز داشت که نیازهای جسمی اش را کنترل کند و مهارت‌های ارتباطی اش را بهبود ببخشد. به جای اینکه نازی را به خاطر خرج‌های پی در پی سرزنش کند سعی کند که نازی را تشویق کند تا با همدیگر در مورد خرج کردن و برنامه ریزی مالی اقدام کنند.

علیرغم  درگیری شدیدی که این زوج با یکدیگر داشتند ،به آنها توصیه کردم که در مقابل فرزندان شان با یکدیگر بحث و جدل نکنند. خیلی مهم است که پدر و مادر در مورد روش‌های تربیتی و اموزشی با یکدیگر موافق به نظر برسند. نازی سعی می‌کرد از این به بعد شهراد را در مورد کارهایی که بچه‌ها می‌کنند مطلع کند . برای حل مشکل به شهراد پیشنهاد کردم که به پسرش توضیح بدهد که کلاس اسکیت برای ما هزینه زیادی دارد و اگر تو نخواهی به طور مرتب سر کلاس‌هایت حاضر شوی در قبال هر جلسه ای که غیبت می‌کنی به ما ضرر می‌زنی. شهراد این توضیحات را به پسرش داد و او نیز دیگر هیچ اصراری برای شرکت در کلاس‌های اسکیت نکرد.

بتدریج اشتیاق رابطه زناشوییی شهراد نیز کاهش پیدا کرد ، و نازی نیز از این موضوع ارامش بیشتری به دست آورده بود. بعد از چند ماه  ، نازی در جلسه ای به من گفت " تازگی‌ها به نیازهای شهراد جواب مثبت نمیدهم مگر اینکه واقعا دلم بخواهد و حوصله اش را داشته باشم . و این باعث شده رابطه زناشویی مان کمتر از قبل شود و الان به جایی رسیده ایم که اغلب من در آغاز رابطه زناشویی پیش قدم می‌شوم". علامت خوب دیگر این بود که نازی دست از خرج کردن‌های بیهوه برداشته بود. شهراد می‌گوید:" هنوز هم من صورتحساب‌ها و شارژ ساختمان را می‌پردازم. اما دیگر روی خرج و مخارج کنترلی ندارم  و این واقعا اوضاع را برای من و نازی آسان تر کرده است.

در نهایت ، نازی و شهراد دوباره احساس کردند که عاشق یکدیگر شده اند. انگار که تازه ازدواج کرده اند و خانواده تشکیل داده اند. به آنها توصیه کردم که مرتب با یکدیگر بیرون بروند ، اکنون شهراد و نازی دو بار در ماه با همدیگر بیرون می‌روند و این کار به بهبود رابطه شان کمک زیادی کرده است.

اکنون نازی و شهراد بعد از دو سال که از جلسات مشاوره شان می‌گذرد آماده اند که به تنهایی به جنگ با مشکلات شان بروند ، البته هنوز هم شهراد را به طور جداگانه ملاقات می‌کنم تا بتواند مشکلات کاری اش را نیز حل کند. هر دو نفر آنها در زمینه بهبود رابطه شان پیشرفت قابل ملاحظه ای کرده اند و آنقدر با هم صمیمی هستند که حتی قبل از ازدواجشان نیز رابطه ای به این خوبی نداشته اند. سال بعد ، می‌خواهند جشن پانزدهمین سالگرد ازدواج شان را برگزار کنند . نازی می‌گوید تغییراتی که در شهراد صورت گرفته را بسیار دوست دارم ، و الان نیز در مورد خودم احساس بهتری دارم . نسبت به آینده مان بسیار خوش بین هستم ، و می‌دانم که آماده تغییرات بزرگی در زندگی مان هستیم.

منبع: سیمرغ

 

شاید به جرات بتوان گفت، اکثر زنان و مردانی که در حال تجربه زندگی مشترک هستند، نسبت به همسر خود حساسیتهای ویژه ای دارند. برای مثال آنان بهترینهای دنیا را برای همسرشان می خواهند، دوست دارند ساعات طولانی در کنار هم باشند، صحبتهای خصوصی را با هم در میان بگذارند و عمیق ترین و خالص ترین عواطف را نثار هم کنند و صد البته تمایل دارند که در این روابط تنها خودشان دو نفر سهیم باشند و نفر سومی وجود نداشته باشد. این مساله کاملاً طبیعی است و در اصطلاح نوعی حساسیت زناشویی قلمداد می شود که بطور قطع باعث حفظ هر چه بیشتر ارتباطات مثبت زن و شوهر می گردد چرا که باعث می شود هر یک از طرفین، احساس کند که برای همسرش قابل اهمیت و ارزش است و نقش اول را در زندگی او ایفا می کند. اما گاهی اوقات این حساسیت زناشویی بیش از حد شدید و حتی غیرمنطقی و مخرب به نظر می رسد و در اینجاست که دیگر نمی توان اصطلاح «حساسیت زناشویی» را نام برد چرا که رابطه زن و مرد وارد ابعاد بیمار گونه گشته است و یکی از طرفین (چه زن و چه مرد، که البته این مشکل در مردان بسیار فراگیرتر است) قصد دارد همسرش را منحصر به خود کرده و حتی حقوق طبیعی او را نایده می گیرد.

در اینجا اصطلاحی که متخصصان و روان شناسان برای این مشکل عنوان می کنند «حسادت جنسی» است. البته در ابتدای امر شاید به نظر شما برسد که این رفتارهای خشک و غیرمنطقی همان سوءظن (پارانوید) است؛ اما ما باید عنوان کنیم که سوءظن، مشکلی است که فرد در ارتباط با همگان دارد و فرد مبتلا به آن ممکن است نسبت به تمام کسانی که با او در ارتباط هستند دچار این بد بینی گردد. اما «حسادت جنسی» مشکلی است که تنها در قبال همسر ظاهر شده و باعث می شود فرد مبتلا، شریک زندگی اش را به خاطر این مشکل بسیار تحت فشار و سختی قرار دهد. اگر کمی توجه کنید خواهید فهمید که حسادت جنسی تداعی کننده مفهوم شکاک بودن در زندگی زناشویی است که در گذشته و در فرهنگ عامیانه مردم از این اصطلاح استفاده می شد اما اصطلاح"حسادت جنسی" کلمه ای است که در متون روانشناسی به کار می رود و جایگزین اصطلاح "شکاک بودن" شده است ولی در اصل تداعی کننده همان معناست.

در ادامه لازم به ذکر است که تمام افکار و باورهایی که فرد مبتلا در ذهن دارد، واقعیت نداشته و تنها ساخته و پرداخته ذهن بیش از حد، حساس اوست.

حسادت جنسی چیست؟

همه ی ما در زندگی روزمره حسادت را تجربه کرده ایم. با اینکه احساس «حسادت» یک تجربه مشترک میان همه ی انسانهاست؛ اما دلیل و واکنش هر یک از ما، در مقابل این احساس کاملاً متفاوت است.

مطابق با تعاریف روان شناسان بالینی، حسادت جنسی یک واکنش پیچیده است که در برابر احساس تهدید و یا ترس از، از دست دادن و یا فقدان یک رابطه ارزشمند ایجاد می شود، پیچیدگی این واکنش به این علت است که دارای سه مولفه هیجانی، فکری و رفتاری است.

مولفه هیجانی- احساس رنج، خشم، عصبانیت، غم و اندوه، حسادت بردن، ترس، سوگ.

مولفه فکری (شناختی)-  رنجش، سرزنش خود، رقابت و چشم و هم چشمی با همتایان، نگرانی در مورد تصویر بدنی خود، احساس ترحم و دلسوزی نسبت به خود

مولفه رفتاری-ضعف بدن، لرزش و تعریق، پرسش دائمی در مورد خود و تلاش برای کسب اطمینان، واکنشهای پرخاشگرانه و توام با عصبانیت.

چگونه حساسیت از عشق میان همسران حفاظت می کند؟

در روابط زناشویی که حساسیت در حد مطلوب و مناسب وجود دارد، طرفین یکدیگر را همانطور که هستند پذیرفته و به احساسات هم احترام می گذارند و تمام تلاش زوجین در این جهت است که به استقلال عاطفی و روابط اجتماعی، کاری و خانوادگی همسر خود ارزش داده و مانع از آن نگردند. این حساسیتهای زناشویی (ارزش قائل شدن به علائق و خواسته های همسر) تا حد زیادی باعث قوی تر شدن و حتی هیجانی تر شدن روابط زناشویی می شود و بنابراین می تواند یک نیروی محرک مثبت در زندگی زناشویی به شمار رود. اما زمانیکه این احساس شدت یافته و جنبه غیرطبیعی و بیمارگونه به خود می گیرد، داستان کاملاً متفاوت می شود.

چگونه حساسیت بیش از حد به عشق شما آسیب می زند؟

گاهی اوقات حساسیت زناشویی وقتی از حالت طبیعی خارج شده و تبدیل به حسادت جنسی می شود، باعث می گردد که روابط زناشویی طرفین دچار مشکل شد. و از طرف دیگر مناسبات اجتماعی طرفین نیز دچار مشکل گردد. برای مثال هنگامی که یک زن در محیطی مشغول به کار است که بیشتر همکاران او، مرد هستند و بطور طبیعی ارتباطات کاری و اجتماعی این خانم با مردان افزایش می یابد. حال اگر این خانم در ارتباطات اجتماعی خود حریم ها را به خوبی رعایت کند و حدوحدود خود و همکارانش را به خوبی بشناسد، مسلماً روابط اجتماعی وی بلااشکال است. اما گاه مشاهده می شود که شوهران این دسته از زنان به علت موقعیت کاری همسرشان، آنها را بسیار تحت فشار قرار میدهند و مقررات بسیار سخت و دست و پاگیری مانند ممنوعیت گفتگو با همکاران، عدم تماس تلفنی کاری و... را وضع میکند.

البته تصور نکنید که تنها برخی زنان شاغل دچار اینگونه مشکلات می گردند، نه، این طور نیست. در برخی مواقع زنانی که چنین همسرانی دارند حتی خانه دار هستند و شاید به نوعی از طرف همسرشان در خانه حبس شوند و اجازه هیچگونه تماس تلفنی، باز کردن درب منزل، برقراری رابطه دوستی یا فامیلی با آشنایان را نداشته باشند.

اینگونه واکنشهای بیمارگونه، آسیب بسیار جدی به روابط زناشویی وارد می آورد و در بسیاری از موارد باعث گسیخته شدن روابط زناشویی و طلاق می گردد.

نکته قابل توجه در مورد حسادت جنسی این است که عمدتاً این مشکل در مردان مشاهده می شود. البته زنان نیز مبتلا به این نوع مشکل می گردند اما شدت و فراوان آن کمتر است. مردی که دچار این مشکل است عموماً از مشکل خود مطلع است و واکنش او نسبت به این عارضه یا توام با سرزنش و مواخذه خود و یا تصدیق و تایید رفتار نادرستش است اگر شما دچار این مشکل هستید...

اگر شما جز آن دسته از افرادی هستید، که این مشکل شما را آزار میدهد باید بدانید که حسادت جنسی یک بیماری است و البته درمان آن کار سختی است و باید بدانید که اقدام برای دریافت خدمات مشاوره، بسیار مؤثر و مفید خواهد بود. اگر شما جز آن دسته افرادی هستید که سعی در پوشاندن مشکل خود دارید، در اولین گام باید بدانید که این مساله را به عنوان بیماری بپذیرید.

چه کارهایی می توانیم برای خود انجام دهیم؟

با واقعیت مواجه شوید

بهتر است سعی کنید نسبت به تمام رویدادها یا شرایطی که دید منفی و تهدید کننده ای دارید، خوشبین گشته و باورهای شناختی خود را تغییر دهید. برای حصول به این مرحله، هرگاه احساس تهدید کردید از خودتان بپرسید: چه شواهدی برای وجود خطر در این رابطه وجود دارد؟ چه دلایل منطقی داری که ارتباطات اجتماعی همسرت دچار مشکل است؟

به چه دلیل تلفن همراه همسرت را دائما ًچک می کنی؟ آیا واقعاً این رفتار من، وضعیت را خراب تر نمی کند؟

از گفتگوهای درونی (ذهنی) مثبت استفاده کنید

زمانی که این احساس در وجود شما شروع می شود، به خاطر آورید که همسرتان شما را دوست دارد و به عنوان یک زن

ایرانی و مسلمان بیشترین احترام و اهمیت را به رابطه خانوادگی و زناشویی میدهد. با خودتان مرور کنید که فرد دوست داشتنی هستید و هیچ دلیلی برای توجه کردن به این افکار ندارید.

از همسر خود کسب اطمینان کنید

یکی از بهترین روشهایی که می تواند برای درمان این مشکل به شما کمک کند، این است که از همسرتان کسب اطمینان کنید. مطمئن شوید که بیش از حد بهانه جویی و عیب جویی از همسرتان نکرده و او را تحت فشار قرار نمی دهید. در غیر اینصورت برای حل این مشکل از او نیز کمک بگیرید.

زندگی با همسری که دچار حسادت جنسی است

زندگی کردن با همسری که گاه ممکن است شما را از حقوق اولیه انسانی تان (مانند تماس تلفنی با اقوام و آشنایان، بیرون رفتن به تنهایی و خرید کردن و...) محروم کند، بسیارسخت و عذاب آور است. در ادامه توصیه هایی به همسران این دسته از افراد ارائه می گردد:

این مشکل را از منظری دیگر مشاهده کنید

به خاطر داشته باشید که حسادت جنسی یک نشانه عشق و علاقه همسرتان به شماست. اگر همسرتان به رابطه با شما اهمیتی نمی داد، هیچگاه این مشکلات ایجاد نمی شد. به جای اینکه در مقابل بیماری همسرتان واکنش دفاعی نشان دهید سعی کنید او را درک کرده و از او حمایت کنید.

مراقب رفتارهای خود باشید

اگر مشاهده میکنید که همسرتان نسبت به برخی از رفتارها (مانند صحبت کردن با مردان یا زنان غریبه، صحبتهای تلفنی با همکاران جنس مخالف در منزل، بیرون رفتن از منزل به تنهایی (البته برای خانمها)  و...حساسیتهای ویژه ای دارد، قبل از اینکه مشکلاتتان بیشتر شود، از بروز این رفتارها خودداری کنید.

به همسرتان اطمینان دهید

در هر فرصتی که بدست می آورید به همسرتان عنوان کنید که چقدر او را دوست دارید و چرا او را برای زندگی مشترک انتخاب کرده اید؟ استفاده منظم از این روش و اطمینان دهی دائم به همسر، و همچنین صحبت کردن در مورد آینده خوبی که در انتظار زندگی مشترکتان خواهد بود، همگی باعث بهبود رابطه شما با همسرتان می شود.

کمکهای تخصصی بیشتر

به طور قطع حساسیت زناشویی و توجه دائم زوجین نسبت به یکدیگر امری طبیعی است و باعث با طراوات نگهداشتن ارتباطات زناشویی میان زوجین می گردد. اما زمانیکه این مساله از حد طبیعی خود خارج می گردد، باعث صدمات جدی به ارتباطات زناشویی می شود. اگر یادداشت اخیر را مطالعه کرده و راهبردهای آن را به کار بردید، اما ملاحظه کردید که هنوز زندگی زناشویی تان دچار مشکلات بسیاری است، توصیه می شود که حتماً از کمکهای تخصصی مشاوران بهره گیرید.

منبع: سلامت نیوز

 

بررسی های متعدد نشان داده اند که ازدواج برای سلامت مردان مفید است اما برای زنان، این تصویر وضوح کمتری دارد و برخی از بررسی ها بیانگر آن بوده اند که ازدواج اصلا تاثیری بر سلامت زنان ندارد. با این حال، براساس یک بررسی جدید، معلوم شده است زنانی که ازدواج شان کاملا راضی کننده است، سلامت قلبی بهتر، سبک زندگی سالم تر و مشکلات عاطفی کمتری دارند...

دکتر لیندا گالو که با همکاران اش این تحقیق جدید و جالب را انجام داده است، می گوید: « زنان با ازدواج مطلوب از متاهل بودن سود می برند. این زنان با احتمال کمتری در آینده دچار بیماری قلبی می شوند و از لحاظ ناراحتی های عاطفی نیز حمایت اجتماعی بیشتر و خشم، افسردگی و اضطراب کمتری گزارش می کنند.» البته نتیجه این تحقیق به آن معنا نیست که ازدواجی با رضایت بخشی کمتر، بد است اما معنایش می تواند آن باشد که زنان با ازدواج های نسبتا خوب هم نسبت به زنان مطلقه، بیوه و مجرد سالم تر بودند.

تاثیر ازدواج ناشاد بر سلامت
گالو و همکاران ، زنان واردشده به «مطالعه زنان سالم» دانشگاه پیتزبورگ را مورد بررسی قرار دادند. این بررسی، داده های مربوط به 490 زن در دهه 40 زندگی شان را که تقریبا همه شان ازدواج کرده بودند، جمع آوری کرد و آنها را برای 13 سال مورد پیگیری قرار داد. زنانی که چندان رضایتی از ازدواج شان نداشتند، در این بررسی بدترین وضع سلامت را داشتند. وضع سلامت این زنان در طول زمان بهبود پیدا نکرده بود اما زنان با ازدواج شادمان با وضع سلامتی خوبی شروع کرده بودند و با سلامت هم سن شان افزایش یافته بود.

گالو می گوید: «زنانی که در ازدواج های دچار اختلاف و ناراحتی هستند (البته در زنان مورد بررسی در این تحقیق، این گروه به معنای زنانی بود که کمتر از زنان دیگر از ازدواج شان رضایت داشتند) از قبل دچار آثار منفی این نوع ازدواج بر سلامتی شان شده بودند. زنان در ازدواج های شاد لاغرتر بودند و در طول زمان وزن کمتری اضافه کرده بودند و میزان کلسترول خون شان کمتر بود.

در مقابل، زنان در ازدواج هایی با رضایت کمتر، فعالیت بدنی کمتری داشتند.» اما علت این آثار چیست؟ آیا چیزی جادویی در گفتن «بله» هنگام عروسی وجود دارد؟

دکتر گالو می گوید: «این آثار لزوما مربوط به ازدواج یک زن و مرد نیست. برقراری یک ارتباط انسانی سالم، یک نیاز بنیادین برای افراد است. ازدواج یا هر رابطه صمیمی و نزدیک دیگری، بخش مهمی از زندگی است. هنگامی که این رابطه خوب و متعادل باشد، تنها باعث لذت بخش شدن زندگی نمی شود، بلکه سلامت را هم بهبود می بخشد. هنگامی که افراد در یک رابطه شادی آور هستند با احتمال بیشتری ممکن است با یکدیگر ورزش کنند و همراه هم غذاهای سالم بخورند. این، واکنشی تطبیقی است.»

تفاوت اثر ازدواج بر سلامت زنان و مردان
هنوز این سوال باقی می ماند که چرا یک ازدواج معمولی برای یک مرد سلامت بخش تر از یک زن است؟ دکتر تیموتی جی لوینک، استادیار بخش بوم شناسی انسانی در دانشگاه تگزاس به این مساله پرداخته است.

او می گوید: «مردان، همسران شان را به عنوان حمایت کننده اصلی شان در نظر می گیرند؛ کسی که همیشه می توانند با او درباره مشکلات شان صحبت کنند. اما زنان شبکه حمایتی بزرگتری دارند. آنها می توانند از سایر روابط برای کسب حمایت عاطفی استفاده کنند. به این ترتیب، حمایتی که زنان با ازدواج در سطح روانی اجتماعی به دست می آورند، به اندازه حمایتی که مردان کسب می کنند، نیست.»

دکتر دبورا بل، روان شناس از دانشگاه بوستون هم این نظر را تایید می کند. دکتر بل بیش از 20 سال است که آثار سلامت بخش روابط عاطفی را بررسی می کند. او نیز دریافته است که زنان تنها با ازدواج های شاد از مزایای بهبود سلامتی ازدواج سود می برند اما مردان متاهل چه ازدواج شان رضایت بخش باشد و چه نباشد، از لحاظ بهبود سلامت، از آن نفع می برند. می پرسید چرا؟ دکتر بل می گوید یکدلیلش آن است که ظاهرا زنان به جنبه های منفی روابط شان حساس تر از مردان هستند و دلیل دیگرش این است که زنان حمایت بیشتری از همسرشان به عمل می آورند.

دکتر بل می گوید: «نکته جالب توجه این است که مردان عمدتا حمایت عاطفی را از همسرشان دریافت می کنند اما زنان، متخصص فراهم آوردن حمایت عاطفی برای خودشان هستند.

اجتماعی شدن زنان و موقعیت اجتماعی غیرمسلط آنها به زنان آموخته است به نیازهای دیگران توجه کنند. آنها بیشتر از مردان، اعتقاد دارند که باید نیازهای دیگران برآورده شود.

زنان اغلب در زندگی شان برای فراهم آوردن حمایت از دیگران وقت صرف می کنند.» این امر به معنای آن نیست که مردان، همسرانی حمایت کننده نیستند یا نمی توانند باشند. شکی نیست که آنها هم می تواند اینگونه باشند و زنان هم ممکن است همسرانی بد باشند اما به طور میانگین، زنان به عنوان همسر گرایش بیشتری دارند که نقش حمایتی را ایفا کنند و یک مرد معمولا حمایت بیشتری از همسرش کسب می کند تا یک زن از همسرش. شواهدی در این مورد از بررسی در مورد چگونگی روابط زنان و مردان به دست آمده است.

دکتر بل می گوید مردان هنگامی وقت شان را با دیگر زنان می گذرانند، احساس تنهایی کمتری می کنند. در مقابل، زمانی که همراه مردان صرف می شود، اثری در کاهش احساس تنهایی ندارد. هم زنان و هم مردان هنگام استرس به زنان برای حمایت عاطفی روی می آورند.

آیا زنان مجرد سرنوشت بدی دارند؟
گرچه بررسی دکتر گالو نشان داد که زنان با ازدواج رضایت بخش، نسبت به زنان مجرد سالم ترند؛ او معتقد نیست که همه زنان یا باید ازدواج کنند یا محکوم به بیمار شدن باشند.

او می گوید: «اگر ما توانسته بودیم گروه زنان مجرد در بررسی مان را تقسیم بندی کنیم، احتمالا درمی یافتیم که زیرگروهی از زنان مجرد وجود دارند که بسیار راضی هستند.

آنها دوستان خوب و شغل موفقی دارند. آنها برخی از چیزهایی را که زنان با ازدواج های بسیار رضایت بخش به دست می آورند، کسب می کنند.

حدس من این است که این نیازها را بتوان از راهی دیگر هم برطرف کرد. تنها مساله این است که ازدواج، بیشتر از تجرد، یک هنجار اجتماعی به حساب می آید. البته ازدواج یک امر جادویی با خواص شفابخش نیست که همه مشکلات را به یک باره حل کند. ازدواج شاد برای یک زن نعمت است اما ازدواج ناشاد، نقمت است.

حرف پایانی گالو این است که: «زنانی که ازدواج راضی کننده ای ندارند، در معرض بیشترین خطر هستند. خلاصه اینکه ازدواج، به خودی خود، آن قدرها مهم نیست که یافتن همسری خوب.»

منبع : salamat.ir

 

 

 

مردها معمولا فکر می کنند که زنان را خوب می شناسند. اما به احتمال زیاد اشتباهات فاحشی درباره آنها دارند که متوجه نیستند. در زیر به چند عدد از این اشتباهات اشاره می کنیم.

مردها فکر می کنند که کاملا می دانند زن ها چه میخواهند! باید گفت که همه زن ها مثل هم نیستند و شناختن علایق و سلایق چند زن، به معنای شناخت همه زن ها نیست.

مردها فکر می کنند که هرچه یک زن می خواهد آنها دارند! برخی از خانم ها به سختی به اوج لذت جنسی می رسند، و گاهی لازم است که مردها برای رساندن شریک جنسی خود به اوج لذت از وسایل کمکی مانند ویبراتور یا ژل های مخصوص خانم ها استفاده کنند. فکر نکنید که این وسایل جای شما را می گیرند بلکه آنها فقط کمک کننده هستند.

مردها فکر می کنند که احساس جنسی زنها مانند آنها است! در بیشتر زن ها قسمت های بیرونی آلت تناسلی حساس تر از قسمت های داخلی به ویژه درون واژن است. بنابراین دخول عمیق و صرفاً داخلی شاید چندان زن ها را ارضا نکند. بنابراین بهتر است که مردان با نوازش و تحریک قسمت بیرونی آلت تناسلی زنها، آنها را به اوج لذت جنسی برسانند.

مردها فکر می کنند که همه چیز را درباره بدن زنها می دانند! شناسایی نقاط تحریک پذیر زن ها و نحوه رفتار با این نقاط، در عمل جنسی بسیار اهمیت دارد. با توجه به تفاوت احساس زن ها، بهتر است که مردها از طریق گفت و گو با همسران خود، نظر او را درباره کیفیت تماس ها و نوازش ها جویا شوند. از طرفی گاهی آماده بودن زن به معنی راحتی دخول نیست. ترشحات واژن زن ها بسته به وضعیت جسمی و روحی آنها تغییر می کند و گاهی استفاده از چرب کننده های مجاز بهتر است.

مردها فکر می کنند که ساکت بودن در حین عمل جنسی بهترین کار است! کلاً امروز، رابطه زناشویی یک رابطه دو جانبه و مشارکتی است. بنابراین هرچه زوجین با هم بیشتر حرف بزنند و مسائل مورد علاقه دو طرف را مطرح کنند از رابطه زناشویی بیشتر لذت خواهند برد.

دکتر مریم نظری - مجله پزشکی مادر
منبع:
webmd.com

1- تغذيه

اگر سطح فولات خون شما پايين باشد به طور حتم انرژي و تمايل شما هم به برقراري رابطه زناشويي کمتر خواهد بود. تحقيقات جهاني نشان مي‌دهند که خانم‌ها به طور معمول به اندازه کافي ويتامين‌هاي گروه B را دريافت نمي‌کنند و اين مساله مي‌تواند در کاهش ميل جنسي آنها موثر باشد. به علاوه، کمبود آهن هم مي‌تواند باعث بدخلق شدن خانم‌ها و پايين آمدن ميل جنسي‌شان بشود. بنابراين شما مي‌توانيد با مصرف به اندازه غذاهاي حاوي آهن و فولات مانند اسفناج، عدس، انواع گوشت‌ها و حبوبات، هميشه ميل جنسي خود را زنده نگه داريد. با اين حساب، مي‌بينيد که گاهي اوقات يک مساله ساده و پيش پا افتاده مي‌تواند در کاهش يا افزايش ميل جنسي شما بسيار موثر باشد و زندگي زناشويي‌تان را به شدت تحت تاثير خود قرار بدهد.

2- ماساژ

بيشتر افراد شاغل پس از برگشتن از محل کار خود، آن قدر از کار و ترافيک راه و استرس ناشي از آنها خسته هستند که ترجيح مي‌دهند به جاي داشتن يک رابطه زناشويي لذت‌بخش، بدون خوردن شام بخوابند تا اين‌طوري از دست خستگي روزانه‌شان خلاص شوند. اما نظر روان‌شناسان و متخصصان سلامت جنسي چيز ديگري است. آنها معتقدند که خانم يا آقا مي‌توانند با ماساژ دادن شانه و گردن همسر خود، هم خستگي کار و استرس روزانه را از او دور کنند و هم با تماس پوستي که از اين طريق ايجاد مي‌کنند، او را براي برقراري يک رابطه زناشويي خوب، آماده سازند. راستي! يادتان باشد که تنها 10 دقيقه ماساژ دادن براي آمادگي پيش از رابطه زناشويي، کافي است.

3- ورزش

تحقيقات نشان داده‌اند که هرچقدر خانم‌ها اندام متناسب‌تري داشته باشند، تمايلشان به داشتن رابطه زناشويي و رضايت پس از برقراري رابطه‌شان هم بيشتر مي‌شود. دکتر جوديس گربر، استاد روانشناسي دانشکده پزشکي ورمونت تحقيقي را در اين زمينه انجام داده و مي‌گويد: «بيشتر خانم‌هاي 45 تا 55 ساله‌اي که از رابطه زناشويي خود رضايت دارند، اندامشان متناسب است و از چاقي يا لاغري مفرط رنج نمي‌برند». شايد بعضي‌ها فکر کنند که ورزش کردن قبل از ساعت خواب مي‌تواند باعث به هم خوردن نظم و زمان خواب آنها شود. در صورتي‌که نظر دکتر ژانت هايد، روان‌شناس چيز ديگري است. او مي‌گويد: «35 تا 40 دقيقه ورزش کردن با شدت متوسط، درست قبل از خوابيدن، جريان خون را در بدن شما منظم‌تر و کارکرد سيستم عصبي‌تان را هم بهتر مي‌کند. با منظم شدن جريان خون و بهتر شدن کارکرد سيستم عصبي هم،‌ تمايل شما به داشتن يک رابطه زناشويي لذت‌بخش پيش از خوابيدن دوچندان مي‌شود».

4- برانگيختگي

خيلي‌ها فکر مي‌کنند که بايد براي شروع رابطه زناشويي و رسيدن به اوج لذت، حتما 2 تا 3 ساعت معاشقه پيش از رابطه داشته باشند و به همين خاطر هر وقت که زمان زيادي ندارند، به‌‌رغم تمايل‌شان از خير برقراري رابطه با همسر خود مي‌گذرند. اما پژوهشگران دانشگاه پنسيلوانيا مي‌گويند که تنها 7 تا 13 دقيقه معاشقه پيش از رابطه زناشويي براي برانگيختن تمايل جنسي خود فرد و همسرش کافي است و شما نبايد با فکر طولاني و خسته‌کننده بودن رابطه، به طور کلي آن را کنار بگذاريد!

5- عصبانيت

هرگز با عصبانيت يا ناراحتي به رختخواب نرويد! عصبانيت يا ناراحتي مي‌تواند باعث به هم خوردن خلق‌وخوي همسر شما هم بشود و به اين ترتيب ممکن است شما نتوانيد رابطه زناشويي خوبي را برقرار کنيد يا حداقل اينکه هيچ‌ کدامتان از رابطه‌اي که داريد، لذت نبريد. بنابراين بهتر است که قبل از خوابيدن در مورد موضوعي که باعث عصبانيت يا ناراحتي شما شده با همسرتان صحبت کنيد تا زندگي زناشويي‌تان تحت تاثير آن قرار نگيرد.

6- شناخت

يکي از مهم‌ترين مسائلي که ممکن است باعث کاهش تمايل جنسي شما يا همسرتان بشود،‌ نداشتن شناخت کافي در مورد تمايلات جنسي طرف مقابل است. بنابراين بد نيست که شما هر چند وقت يک‌بار در مورد تمايلات جنسي خود با همسرتان صحبت کنيد و اگر مشکلي در رابطه زناشويي‌تان وجود دارد، حتما همسرتان را از آن مطلع کنيد تا اين مشکلات کوچک، روز به روز بزرگ‌تر نشوند و شما را نسبت به هم سرد و دلزده نکنند.

7- بوهاي مختلف

شايد برايتان جالب باشد اگر بشنويد که رايحه‌هاي مختلف هم مي‌توانند در کاهش يا افزايش ميل جنسي شما يا همسرتان تاثيرگذار باشند! مثلا تحقيقات جديد نشان داده‌اند که بوي خيار، شيرين‌بيان و پودر بچه مي‌تواند تا 13 درصد و بوي اسطوخدوس و پاي کدو حلوايي تا 11 درصد سطح خون واژينال را در خانم‌ها بالا ببرد و باعث افزايش تمايل جنسي آنها بشود. بنابراين شما مي‌توانيد مقداري پاي کدو حلوايي را به‌عنوان دسر بعد از شام ميل کنيد يا مقداري خيار حلقه‌‌شده را کنار تخت‌تان قرار بدهيد.

ندا احمدلو
منبع: سلامتیران

 

بر طبق یافته های دکتر فیل مک گرو، در طول زندگی، مردان شصت ساله حدود 100,000 و زنان شصت ساله حدود 50,000 بار به شریک زندگی خود، دروغ می گویند.

موضوع جالب این است که مردان دو برابر زنان دروغ می گویند! وقتی می پرسند چرا دروغ! جواب می دهند که برای برقراری ثبات و آرامش رابطه زناشویی لازم است! در مورد زن ها پاسخی که آنها دوست دارند و مایل هستند بشنوند، یک عامل ترغیب آقایان به دروغ گویی است.

اما زن ها به چند دلیل به شوهران خود دروغ می گویند، که مهمترین دلیل نگرانی خانمها از تغییر احساس شوهران نسبت به آنها می باشد.

بر طبق تحقیقات دکتر مک گرو، چهار مورد زیر از دروغ های رایج زنان هستند:

1- من خوب هستم. مشکلی نیست!

2- آه، این جدید نیست، من این را خیلی وقت است که دارم!

3- آه، ارزان بود، برای همین خریدم!

4- الان سرم درد می کند!

در برابر، چهار دروغ رایج مردان به زن ها از این قرار هستند:

1- من خوب هستم. مشکلی نیست!

2- این آخرین بار است. دیگر تکرار نمی شود! (مثلا درباره نوشیدن الکل و یا هر کار ناپسند دیگر)

3- نه، این شما را چاق نشان نمی دهد!

4- هی، من در راه هستم، (شاید اصلا در راه نباشد)

 مجله پزشکی مادر
 منبع:
www.aolhealth.com

1- سازش های عجولانه
گاهی برای این که وانمود کنیم با طرف مقابل توافق داریم از ارزشهای خود چشم پوشی می کنیم . عقاید خود را ابراز نمی کنیم و خطای شخص مقابل را هم نادیده می گیریم.
در فعالیتهایی که هیچ علاقه ای به آن نداریم شرکت می کنیم و از علایق خود هم دست بر می داریم. این که بخواهیم با چشم پوشی رابطه را حفظ کنیم اشتباه محض است.

2- کناره گیری از خانواده و دوستان
در این دوره نیازی نیست خانواده و دوستان را به کلی کنار بگذاریم. وجود این گونه ارتباط ها ضروری است. حتی نحوه برخورد با افراد خانواده اطلاعات زیادی به ما می دهد. این که فرد با آنها صادق و راحت است یا تعارض و ضدیت دارد. شناخت الگوی خانواده خیلی مهم است. از طرف دیگر نظر والدین نیز بسیار حائز اهمیت است و بی توجهی به آن عواقب بدی می تواند داشته باشد.

3- تسلیم در برابر نیاز جنسی
توجه داشته باشید که با حوصله و بدون عجله با فرد مقابل آشنا شوید و از ارتباط جنسی قبل از ازدواج پرهیز کنید.

4- تسلیم در برابر مسائل مادی و ظاهری
وضعیت مالی خوب و ظاهر مناسب تنها ملاک برای ازدواج موفق نیست. پس چشم خود را باز کنید و بیشتر باهم آشنا شوید.

5- مقدم دانستن تعهد بر تفاهم
گاهی قبل از این که بفهمیم چه قدر باهم تفاهم داریم سریع قول ازدواج می دهیم و تعهد ایجاد می کنیم و حتی اگر طرف مقابل درخواست زمان بیشتر برای آشنایی را داشته باشد او را متهم به زیر پا گذاشتن تعهد می کنیم ، این اشتباه است.

6- مقدم دانستن تفاهم بر علاقه
گاهی هم بدون اینکه هیچ علاقه و جذابیتی باشد به فکر ایجاد تفاهم هستیم و فکر میکنیم با ازدواج علاقه ایجاد می شود. همان طور که تنها با علاقه نمی توان تفاهم ایجاد کرد تنها با تفاهم هم نمی توان انتظار علاقه و جذابیت داشت. تفاهم مهم است اما علاقه ، تعهد و تفاهم در کنار همدیگر است که منجر به ازدواج موفق می گردد.

7- نادیده گرفتن تردیدها
گاهی دچار تردیدهایی در ازدواج می شوید اما به دلایلی این تردیدها را نادیده می گیرید و سریع تصمیم به ازدواج می گیرید. بهتر است تردیدها را بررسی و بر آنها غلبه کنید مگر اینکه دچار وسواس باشید.

8 ـ باور به این که او را تغییر خواهیم داد
گاهی افراد متوجه تفاوت های اساسی و مشکلات در طرف مقابل می شوند اما چون فکر می کنند که می توانند او را تغییر دهند این مسائل را نادیده می گیرند.
کسی را برای ازدواج انتخاب کنید که او را همانطور که هست بدون هیچ تغییری می پذیرید.

9- باور به این که پس از ازدواج مشکلات کم می شود.
اگر در دوره آشنایی با هم مشکل دارید و ارتباط خوبی نمی توانید باهم داشته باشید پس از ازدواج هم نمی توانید.
مشکلات نه تنها کم رنگ تر نمی شود بلکه بیشتر خود را نمایان می سازد.

10- تاثیر پذیری از حرف مردم
گاهی افراد دوره آشنایی را طی می کنند ولی علیرغم وجود مشکلات آنها را نادیده گرفته و در ازدواج عجله می کنند چراکه به قول خودشان حرف مردم برایشان مهم است. و آن قدر از قضاوت منفی مردم در مورد خود ترس دارند که ترجیح می دهند بدبخت باشند اما مردم آنها را خوشبخت بدانند.

دکتر فرناز عطایی - متخصص اعصاب و روان

 

 

 

دنیای زنان بعضی اوقات تفاوت های بزرگی با دنیایمردان دارد و ممکن است بعضی مردها این موضوع را درک نکنند، در اکثر اوقات زنان درهنگام ازدواج مخصوصا در سنین پایین تر تصور می‌کنند که شب های عاشقانه در کنارهمسرشان خواهند داشت و این آرزوها را در مرد مورد علاقه خود جستجو می‌کنند. اماگاهی اوقات شاهزاده سوار بر اسب سفید رویای دختران تبدیل به دیو قصه ها میگردد.
خانم محترم ما می دانیم که همسر شما همان شاهزاده رویاهایتان  نیست ولی اطمینان
هم داریم که او دیو  قصه ها هم نیست .
شما می توانید بجای عیب گرفتن از شوهرتان یک بار هم که شده به بررسی اخلاق و
رفتار خود بپردازید . ما اطمینان داریم شما می توانید با اخلاق خوب خود او را بههمان شاهزاده مورد نظر تبدیل کنید :

نکات زیر کمک خواهد کرد که به ازدواجتان انرژی دوباره دهید و از نو هر آنچه راکه دوست دارید بسازید.

1-بهترین کارهایی که برای شوهرتان بسیار مفید است، برایشما هم مفید خواهدبود.

غذاهای سالم بخورید، خودتان را زیبا نگه دارید و مرتباً ورزش کنید. این کارهاباعث می‌شود همیشه احساس خوبی داشته باشید و پر طراوت و جذاب باشید و شما در نظرشوهرتان همان زن زیبا و جذابی که همیشه دوست داشته، باقی خواهید ماند، مهم نیست کهشما چند سالتان باشد.

2- از رفتار و اعمال خوب همسر خود قدردانی کنید.

هنگامی که پژوهشگران از مردان پرسیدند که در زندگی زناشویی خود چه می‌خواهند،قدردانی در لیست همگی آنها وجود داشت. پس به خاطر داشته باشید و توجه داشته باشیدبه کارهایی که همسرتان برای شما، فرزندان و خانه انجام می‌دهد و از او تشکر کنید. شما لبخندی بر روی لبانش و لذتی در قلبش ایجاد خواهید کرد.

3- عشق را در زندگیتان نگه دارید.

آخرین باری که برنامه ریزی کرده اید برای داشتن یک زمان عاشقانه در کنار همسرتانچه وقت بوده است؟ اگر شما نمی توانید به این سؤال پاسخ دهید سریعاً به فکرباشید.

مهربان بودن، یادداشتهای عاشقانه، هدیه ای کوچک برای او، برنامه ریزی برای یکروز عاشقانه و ابتکار در مسائل جنسی همگی باعث می‌شود که به او یادآوری کنید کههنوز هم او برایتان جذاب است.

4- اجازه دهید او هم زمانهایی مردانه داشته باشد.

هر کس به زمانهایی برای خودش نیاز دارد که از یک سرگرمی لذت ببرد یا با دوستانشجمع شود. اگر همسر شما فوتبال دوست دارد، در حالیکه شما به آن علاقه ندارید از اواشکال نگیرید.

او را تشویق کنید که رابطه ای دوستانه با مردان دیگر داشته باشد. او از اینمصاحبتها لذت خواهد برد. مطالعات نشان می‌دهد مردانی که در کنار دوستانشان بودهاند، سالم تر بوده اند و زندگی طولانی تری داشته‌اند.

5- حق تقدم با اوست.

فشارهای روزانه کار، خانه و بچه ها کافی است که او را خسته کند. زمانی را بسازیدبرای دو نفرتان که استراحت کوتاهی داشته باشید، دور از کارهای کسالت آور روزانه. احساس علاقه نسبت به کارش و سرگرمی هایش نشان دهید، این کار باعث می‌شود که اوبداند برایتان چقدر اهمیت دارد.

6- سعی نکنید او را تغییر دهید.

آیا شما خوش مشرب هستید و شوهرتان کم رو؟ آیا دوست دارید خانه همیشه تمیز باشد وحوله شوهرتان همیشه بر زمین است؟ روانشناسان می‌گویند شما نمی توانید دیگران راتغییر دهید، یقین داشته باشید شما تحت تأثیر قرار خواهید گرفت. پس دنبال راههاییغیر از غر زدن و نق زدن باشید.

برای مثال توافق در روابط اجتماعیتان با کم کردن تعداد مهمانها و یا رفتن شما بهتنهایی در مهمانی و قرار دادن یک سبد در حمام برای قرار دادن رختها و تشویق کردن اووقتی که در مهمانی شرکت کرد و یا حوله های کثیف را سر جایش قرار داد. ایجاد دلگرمیو تشویق همیشه بهتر از عیب جویی و سرزنش است.

7- به او بگویید که چه می‌خواهید.

این آسان است که فکر کنید کسی که با او زندگی می‌کنید کاملاً شما را می‌شناسد،اما این حقیقت ندارد. بسیاری از ما همه چیز را همان طوری می‌بینیم که دوست داریم. پس غافلگیر نشوید شوهرتان فکر کند که شما هر آنچه که می‌خواهید همان است که اومیخواهد. اگر شما در آغوش گرفتن و یا یک مشورت و یا یک ژاکت قرمز برای تولدتانمی‌خواهید به او بگویید.

8- وقتی را هم با دوستانتان بگذرانید.

وقتی شما شوهر می‌کنید فکر می‌کنید که از دوستانتان باید کنار بکشید و در کنارشوهرتان باشید. اما یک نفر نمی‌تواند تمام احتیاجات شما را رفع کند و این انتظار نامعقولی است که از شوهرتان بخواهید هم شوهرتان باشد، هم رفیق و هم بهترین دوستدخترتان. زمانی را برای دوستانتان اختصاص دهید این کار باعث می‌شود که شما انرژییابید.

9- اجازه دهید بعضی اوقات آزاد باشد.

همان طور که شما نیاز دارید بعضی اوقات ریلکس کنید و تنها باشید شوهرتان هم بهاین نیاز دارد. ممکن است استراحت شما بعد از یک روز کار، دراز کشیدن روی تخت و یایک دوش گرم باشد و استراحت او به نحوی دیگر باشد، مثلاً روزنامه بخواند و یاتلویزیون نگاه کند اجازه دهید او همان طور که میخواهد خود را شارژ کند، شاید کارهایخانه و خرید کردن بیشتر او را خسته کند.

10- به او ایمان داشته باشید و بگذارید او این رابداند.

مردان می‌توانند بسیار به شجاعت و دلیری تظاهر کنند، اما آنها هم مثل ما بعضیاوقات اعتماد به نفس کمی دارند و درمانده می‌شوند و احساس ضعف می‌کنند. هنگامی کهاو به خانه می‌آید خصوصاً وقتی که او خود را باور ندارد، نیاز دارد که بداند کسی کهاو را باور دارد در خودش زندگی می‌کند.

منبع : پزشکان ایران

 


آیا همسر شما فردی کم حرف و جدی است. اگر اینطور است ما در اینجا 18 نکته درباره ویژگی های مردان را به شما یادآوری می کنیم تا بتوانید با تکیه بر این اطلاعات رابطه خوبی با همسر و شریک زندگی خود برقرار کنید
.


راز اول:مرد شما ممکن است دوست داشته باشد به طور غیر مستقیم  درباره مسائل خود صحبت کند. بایستی به آرامی سر صحبت را باز کنید مثلا از او بپرسید که یک آخر هفته دوست داشتنی برای او چه معنایی دارد؟ یا اولین بار که شما را دید، چه احساسی داشت؟

 

راز دوم: مردها معمولا از راه عملی، عبارت "ترا دوست دارم" را ابراز می کنند. مثلا با انجام برخی کارهای خانه، یا باغبانی یا هر کاری که محیط زندگی را بهبود بخشد.

 

راز سوم: مردها رابطه مشترک را جدی می گیرند. بنابراین برای پیشنهاد ازدواج به زمان بیشتری نیاز دارند. اگر از 90 درصد مردها بپرسید باز خواهند گفت که اگر دوباره بخواهند ازدواج کنند با همسرشان ازدواج می کنند.

 

راز چهارم: مردها واقعا به حرفهای شما گوش می دهند. وقتی شما به حرف کسی گوش می دهید معمولا با تکان دادن سر و یا گفتن بله یا خیر، توجه خود را نشان می دهید. اما درباره مردها این امر کاملا صادق نیست. ولی این به معنای گوش نکردن به حرفهای شما نیست.

 

 

راز پنجم: فعالیتهای مشترک، وابستگی ها را عمیقتر می سازند. برای اغلب مردان، کار و فعالیت مشترک راه مناسبتری برای تعمیق روابط دو جانبه است. مثلا با آنها ورزش کنید و یا نفس عمل زناشویی موفق، باعث ژرفتر شدن رابطه می گردد.

 

 

راز ششم: مردها زمانی را برای برنامه های شخصی خود لازم دارند. اگر مرد دوست دارد ورزشی انجام دهد و یا کاری را طبق برنامه، پیش ببرد، او را در انجام آنها تشویق کنید.

 

راز هفتم: مردها بیشتر از پدر خود الگو می گیرند. شما اگر سعی کنید پدر شوهر خود را خوب بشناسید، عادات و افکار شوهرتان را هم تا حدودی خواهید شناخت.

 

راز هشتم: مردها خاطرات و عواطف خود را زودتر از زنان فراموش می کنند. آنها به خود اجازه می دهند که خاطرات منفی و ناراحت کننده را زودتر دور بریزند. بنابراین گاهی اتفاق بدی که برای شما مهم است و می خواهید درباره آنها صحبت کنید، از نظر مرد ممکن است فراموش شده تلقی گردد.

 

راز نهم: مردها زیاد اهل ایما و اشاره نیستند. بنابراین تا میتوانید منظور خود را با آنها مستقیم بیان کنید.

 

 

راز دهم: مردها از پذیرفتن مسئولیت استقبال می کنند.سعی کنید شوهر خود را در نگهداری کودک و یا کارهای منزل مشارکت دهید. حس پدرانه آنها از این کارها لذت می برد.

 

 

راز یازدهم: مردها در رابطه زناشویی، زیاد فکر می کنند. اغلب مردان زیر 60 سال روزی یکبار به عمل جنسی فکر می کنند. در حالیکه درباره زنان این رقم معمولا 25% را شامل می شود. آنها در برابر زنان درباره عمل جنسی خیالپردازی می کنند. اما فکر کردن به معنای انجام کار نیست!

 

 

راز دوازدهم: مردها عمل جنسی را مفید و سودمند می دانند. اینطور نیست که آنها عمل جنسی را فقط یک عمل جنسی تلقی کنند. از نظر آنها عمل زناشویی یک رابط قوی میان زوجین است. بنابراین مردها بدنبال ارضاء کامل از رابطه خود با همسرشان هستند. به همین دلیل زوج های قدیمی بیشتر از زوج های تازه از عمل جنسی لذت می برند. چون شناخت بهتری از همدیگر دارند.

 

 

راز سیزدهم: مردها دوست دارند که همسرشان شروع کننده باشد یا دستکم در حین عمل، مشارکت فعال داشته باشد. بنابراین شرم و حیا را کنار بگذارید و اجازه بدهید که شوهرتان اشتیاق شما را ببیند و احساس کند.

 

 

راز چهاردهم: مردها همواره برای عمل جنسی آماده نیستند. مانند زنان، مردها نیز گاهی به دلایل مختلف آمادگی لازم را ندارند. این روزها استرس مهمترین عامل تضعیف کننده غریزه جنسی است. بنابراین، این عمل آمادگی را به عدم علاقه به خودتان، تفسیر نکنید.

 

 

راز پانزدهم: مردها دوست دارند که همسرشان متقابلا از عمل جنسی لذت ببرد. بنابراین رضایت و احساس شما برای شوهرتان بسیار مهم است. بنابراین تا با او حرف نزنید او نخواهد فهمید که شما چه می خواهید و یا از چه روشی بیشتر خوشتان می آید.پس به هر طریقی که راحت هستید، رضایت خود را به او نشان بدهید.

 

 

راز شانزدهم: مردها کم کم دچار نگرانی و اضطراب می شوند. آنها نگران افزایش سن و ضعف بدنی خود هستند. شما به آنها کمک کنید که آرامش و اعتماد به نفس  خود را حفظ کنند.

 

 

راز هفدهم: مردها وقتی احساس کنند که دیگر مورد علاقه شما نیستند، معمولا سعی می کنند با رجوع به کسی دیگر این نیاز را تامین کنند. همچنین آنها خود را با انجام کارهای دیگر سرگرم و بی تفاوت نشان می دهند. زوجین نباید اجازه دهند که وضعیت به این مرحله برسد. باید رابطه خود را تقویت کنند و علاقه خود را مرتب ابراز نمایند.

 

 

راز هجدهم: مردها وقتی رابطه زناشویی راکد می شود، زود دچار نومیدی می شوند و نسبت به زندگی مشترک خود احساس سر خوردگی می کنند. بنابراین تا می توانید رابطه خود را شاداب و با طراوت حفظ کنید.

 


مهندس ابراهیمی -
مجله پزشکی مادر
منبع:
webmd.com 

 

پر بیننده ترین اخبار

  1. روز
  2. هفته
  3. ماه

تبلیغ پاپ آپ

©2019 شرط مهم سلامت یک جامعه توانمندی مردم در جستجو، دریافت و به کار گیری اطلاعات سلامت است، مجله پزشکی مادر، شریک سلامت جامعه ایرانی است.