آیا شما نگران پیدا کردن یک کار خوب هستید ؟ (یا هر کاری!) آیا برای پرداخت هزینه دانشگاه نگران هستید ؟ آیا از این می ترسید که پدرتان بیکار شود ؟

اگر جوابتان مثبت بود ، شما تنها نیستید . بررسی های اخیر نشان داده که بیشتر نوجوانان در باره اقتصاد نگرانند . خبر خوب این است که نوجوانان همچنین دیدی واقع نگر درباره آینده دارند و به صورت افراطی درباره موقعیت های مالی آینده استرس ندارند  و بیشترشان در حال وفق دادن خود با شرایط اقتصادی سخت هستند . مثلاً با خرج کمتر و پس انداز بیشتر .

بیش از 3000 نوجوان بین 13 تا 19 ساله در نوامبر و دسامبر سال 2008 در بررسی ما شرکت کردند . نصف آنها کمی نگران اقتصاد بودند . حدود یک چهارم بسیار نگران اقتصاد بودند . ولی تعداد خیلی کمی به صورت شدید استرس داشتند . عده ای هم اصلاً نگران نبودند . بسیاری از افراد دیدی خوشبین دارند و فکر می کنند این وضع به تدریج بهتر می شود . ولی آنها توقع اینکه اوضاع برای مدتی بد باشد را هم دارند . تعدادی هم موفق به یافتن جنبه های مثبت درباره اوضاع شده اند . یکی از این افراد به ما گفت : « من فکر می کنم که این اوضاع ما را آماده می کند تا در آینده با مسئولیت  و دقت بیشتری پول خرج کنیم .»

Ÿ چه چیز بیشتر مردم را نگران می کند .

 تقریباً سه چهارم ( حدود 70 درصد ) از مردمی که در نظرسنجی ما شرکت کردند فکر می کنند که مشکلات اقتصادی به طور مستقیم بر خانواده و زندگیشان تاثیر دارد . وقتی از آنها پرسیدم که چه چیزی بیشتر از همه نگرانشان می کنند این موارد زیر را به ما گفتند :

1ـ شغل والدین و خرج زندگی :

جان  پسر 13 ساله ، نگران این است که والدینش ممکن است کارشان از دست بدهند .

دانیل16 ساله گفت که نگرانی اش از امنیت کار پدر و مادرش و فاصله شرکتها از خانه است .

کس دیگری گفت : « من نگرانم که مواد غذایی گرانتر شوند و مردم برای بدست آوردن پول و غذای بیشتر ، بجنگند . همچنین کارها سخت تر به دست می آیند و حقوق ها نیز پایین تر می آیند »

نگرانی دیگر درباره این است که چطور می توان بیشتر پس انداز و از خرج های اضافه دوری کرد .

کورتی 13 ساله می گوید که با دوستانش در باره اقتصاد حرف می زند : « ما در باره اینکه قادر نخواهیم بود بیرون برویم و خرید کنیم حرف می زنیم . ما همچنین در باره هم نوعانی از خودمان که کارهای خود را از دست داده اند و حتی مجبور به فروش خانه هایشان شده اند حرف می زنیم و با آنها احساس همدردی می کنیم . این ناراحت کننده  و ترسناک است چون نمی دانیم که آنها سالم هستند و یا در کجا به سر می برند .

2- آینده :

رفتن به دانشگاه و یافتن کار نیز در فکر بسیاری از کودکان است .

مارک 16 ساله با دوستانش در باره زیان های کارهای زمان بندی شده حرف می زنند .

کسان دیگر در باره قیمت سوخت و شغل ها صحبت  می کنند : « چون ما در دبیرستان هستیم ، باید راجع به این چیزها فکر کنیم .» علاوه بر شغل ها و دانشگاه ، بسیاری از شما نگران اثرات طولانی مدت اقتصاد بد هستید .

« وضع اقتصادی چگونه بر محیط اطرافم اثر می گذارد ؟ »

« وقتی ما بزرگ شویم ، آیا جزو کسانی که از وضع بر اقتصاد خراب و دولتی بی ملاحظه رنج می برند و با آن دست و پنجه نرم می کنند  خواهیم بود؟ » .

بسیاری از شما نگران خانواده هایتان هستید ، به خصوص والدینتان .

سابرینا 13 ساله گفت که او و دوستانش در باره اینکه چقدر پدر و مادرانشان در باره این مسئله نگرانند صحبت می کنند .

بسیاری از شما نظراتی را برای کاهش استرس والدین ارائه دادید : از آنها کمتر بخواهیم ، آدم بهتری شویم و غیره . مانند بسیاری از بزرگترها ، نوجوانان نیز رکود اقتصادی را فرصتی برای تجدید نظر در ول خرجی می بینند .

« من سعی می کنم این طور فکر کنم : باید ببینم که چه چیزی نیاز دارم نه اینکه چه چیزی را می خواهم .»

« عادت بد ول خرجی را فراموش کنید و سعی کنید عادت کنید که از کارهایی که پول کمتری نیاز دارد لذت ببرید .

Ÿ خانواده ای بودجه بندی شده :

یک راه برای کاهش نگرانی حرف زدن با اعضای خانواده در باره اتفاقاتی که در حال رخ دادن است  و اینکه چه تاثیری بر شما دارد ، می باشد . نظرسنجی ها نشان می دهد که حدود 60 درصد از کودکان   در باره اقتصاد با والدین بحث می کنند . حتی اگر والدین نتوانستند احساس شما را بهبود بخشند ( بعضی گفتند که این کار مفید واقع نشده است . ) همان که شما نگرانی هایتان را به زبان بیاورید ، کمک بزرگی است .

وارد عمل شدن نیز راه دیگر برای بهبود احساستان است . تقریباً تمام کسانی که در نظرسنجی ما شرکت کردند ( 85درصد) گفتند که با فکر بر روی صرفه جویی و پس انداز به این مشکل کمک می کنند .

وقتی ما فهرستی از راه های مختلف صرفه جویی و پس انداز را به آنها دادیم . موارد زیر بیشترین رأی را آوردند :

صرفه جویی در مصرف انرژی (خاموش کردن لامپ های اضافه ، استفاده کمتر از کامپیوتر ، بخاری و کولر و رانندگی کمتر و غیره ) ، یافتن راه هایی برای کسب درامدی اضافه  بر حقوق ( مانند پرستاری بچه و غیره )

خوردن غذاهای ساده تر و ارزان تر ، و کمک کردن والدین در کارهای خانه ( مانند چمن زنی ) تا از خرج های اضافی جلوگیری شود .

کار کردن در کنار هم مانند یک خانواده باعث می شود همه احساس خوبی داشته باشند . فکرهایتان را روی هم بگذارید و به دنبال راه هایی برای خرج کمتر و پس انداز بیشتر بگردید . « شاید مادرم بتواند با خودش غذا ببرد و دیگر در سر راه غذا نخرد » .

اگر شما برادر یا خواهر کوچکتر دارید ، شامل آنها هم می شود . حتی کودکان هم اگر مشغول به این کار شوند احساس خیلی خوبی می کنند و این یک راه عالی برای آموزش کودکان در رابطه با پول است .

برداشتن قدم های مثبت باعث می شود که مردم در شرایط سخت بتوانند کنترل را به دست بگیرند و احساس خوبی داشته باشند .

فکر کردن به راه های مختلف پس انداز یا کسب درآمد، باعث می شود احساس خوبی نسبت به خلاقیت خود پیدا کنیم

و ما چیزهای با ارزشی در باره مهارت مقابله در برابر شرایط سخت می آموزیم  واین باعث می شود در دوران سختی ها امید خود را از دست ندهیم .

کریستی 16 ساله بسیاری از نظرات را اینطور خلاصه می کند :

« من نگران این هستم که مردم به جای فکر کردن به خود اقتصاد ، بیشتر استرس بیهوده دارند . مردم نیاز دارند خود را با تغییرات سازگار کنند .

اقتصاد چهره های مختلفی دارد بعضی وقت ها خوب و بعضی وقت ها بد است و این فقط یکی از این چهره ها ست  . اگر چه ممکن است اوضاع مثل قبل نشود که این نیز واضح است . اوضاع به سبک های مختلفی درست می شود . پس این حرف معروف را بیاد داشته باشید :

خیال بدون عمل فقط یک رویاست . عمل بدون فکر فقط هدر دادن هزینه و زمان است . اگر علم و عمل با هم همراه شوند ، می توان جهان را تغییر داد .

مجله پزشکی مادر
منبع:kidshealth.org

یک رفتار دوستانه

برای اشلی اینطور بود : او با یک گروه بزرگ در اطاق غذا خوری مدرسه نشسته بود که به طور تصادفی نوشیدنی خود را به روی میز ریخت وشلوارش خیس شد . ممکن بود عده ای فکر کنند که او خودش را خیس کرده است و به این ترتیب مدتها مورد تمسخر قرار می گرفت . در این موقع او به دوستش که در حال کاری عجیب بود توجه کرد : او داشت آب را به روی خودش می ریخت ! اشلی می گوید : یافتن رابطه ای عمیق و صمیمانه کار سختی است . اما او این را می داند چون آن را دیده است . مانند خیلی از شما .

ما از خواننده های خود پرسیدیم که پیدا کردن یک دوست خوب چه چیزی می خواهد ؟

برای بعضی یک دوست خوب مانند یک روحی تصور می شد که در مواقع سخت به کمک می آید دوستی که در لحظاتی مانند از دست دادن یکی از اعضای خانواده غمخوار شما و یا در لحظه سخت مریضی کنار شما است برای بعضی هم مانند دوستانی که وقتی شما تنهایید ساعت ها برایتان حرف می زند حتی اگر به معنی صرف پول بیشتر برای قبض تلفن باشد . یا کسی که به شما در انجام تکالیفتان کمک می کند در حالی که خودش تکالیفش را انجام نداده است . و یا دوستی که شما را در پیدا کردن وسیله گمشده تان کمک می کند حتی اگر به این  معنی باشد که او به نهار در سالن نهارخوری مدرسه نرسد .

دوستتان برای شما چه می کند :

بزرگ یا کوچک !  به نظر می رسد این کارها بیشترین آمار را در رابطه دوستانه داشته است ، در زمانی که ما می توانیم بدون زحمت توسط انواع امکانات ارتباطی مانند SMS و یا  EMAIL و غیره با یکدیگر گفتگو کنیم ، صحبت کردن مستقیم ارزش کمتری پیدا می کند . بسیاری از شما باور دارید که راه اثبات درستی یک دوستی واقعی کارهایی است که او می کند تا وفاداری ، صداقت ، امانت داری و یا تمایل به فداکاری در زمانی که شما نیاز به کمک دارید را به شما نشان دهد .

کاتلین 14 ساله ، در باره دوستش به ما گفت که به خاطر دعوایی که در مدرسه داشتند دوستش به جای او مورد سرزنش قرار گرفت و 10 روز از مدرسه محروم شد .

باریسا 16 ساله گفت که فرق بین یک دوست نزدیک و صمیمی و یک دوستی گذرا و غیر جدی را کشف کرده است .

« من مریض شدم و دوستم قبل از من به دستشویی دوید تا موهایم را هنگام بالا آوردن من نگاه دارد . او کنار من ایستاد در حالی که دیگران که به اصطلاح دوستانم بودند سرم داد می زدند که زمین را پاک کنم . »

شما برای دوستانتان چه می کنید :

این از دو صورت خارج نیست : حدود سه چهارم افرادی که برای ما نامه نوشتند ، گفتند که آنها همان طور رفتار می کنند که دوستانشان با آنها . بعضی وقت ها محبوب ترین عمل در رابطه دوستانه کاری است که توقع جبران آن را نداشته باشید ، نه حتی یک حرکات خوب از طرف دوستتان .

آرین 14 ساله می گوید : بهترین کاری که من برای دوستم کردم این بود که به او اجازه دادم با کسی قرار بگذارد ، بدون اینکه بفهمد من با اینکار مخالفم .

الینا 15 ساله به یاد می آورد روزی را که با بهترین دوستش که آدم چاقی بود به لباس فروشی رفته بود . خانم فروشنده با او با بی ادبی رفتار کرده بود چون سایزهای داخل مغازه بسیار کوچکتر از او بودند و لباسی در اندازه او وجود نداشت . الینا به کمکی که آن روز به دوستش کرد افتخار می کند : من مقداری برای خودم لباس انتخاب کرده بودم ( لباسهایی که برایشان می مردم ) من لباسها را برگرداندم و گفتم : من لباسهای اینجا را دوست ندارم . چطور برویم جایی که لباسهای بهتری داشته باشد . اینها خیلی ارزانند .

بهترین و تنها دوست :

بسیاری از مردم که برای ما نامه نوشتند فکر می کردند داشتن یک دوست بسیار صمیمی ضروری است . دوستی که تا آخر با شما باشد .در واقعیت داشتن دوستی واقعی و پشتیبانی محکم نشان دهنده خوشبختی و خوش شانسی است . دیگران اساساً آشنایان معمولی به حساب می آیند . این چیزی است که داود 17 ساله می گوید در حالی که دوستی را شرح می دهد : دوستان باید شبیه یک هرم باشند یعنی در رأس یکی باشند در حالیکه در قاعده آن ، باعث پایداری و استواری هرم هستند .

بعضی از شما ارتباط بین دو دوست صمیمی را مانند ارتباطی کاملاً واضح توصیف کرده اید . طوریکه اگر به روی موجی تنظیم شده باشند فقط خودشان آن را بشنوند .

« یک دوست واقعی تو را می فهمد ، کیسی 14 ساله می گوید : حتی اگر حرف نزنی . »

دلیل دوستی :

اغلب چیزی که  شما در بهترین دوستتان  دنبالش می گردید فهمیدن درست است .

جکی 14 ساله گفت که بهترین کاری که دوستش برایش انجام داد این بوده است که به مادرش فهمانده که او به شدت افسرده است .

 « دوست من ترسیده بود چون به او گفته بودم به کسی نگوید ولی او می دانست که مجبور است آن را به مادرم بگوید او زندگی مرا نجات داد . و من سپاسگزارم . »

همه فکر نمی کنند که داشتن فقط یک دوست  بسیار صمیمی کافی است .مالی 14 ساله گفت دوستانش تمام جنبه های دوستان واقعی را دارند .

« من دوستانی دارم که رازهایم را به آنها می گویم  و به آنها اعتماد دارم که آنها رازدار هستند من دوستانی باهوش ، بامزه و مسخره دارم . حتی دوستانی مانند بادیگاردها که بدون فکر، خودشان را برایم به خطر و می اندازند و یا دوستانی که آخر هفته ها با هم بیرون می رویم . پس واقعاً هیچکس نمی تواند جای خالی کسی را در زندگی پر کند .

دوستان می توانند ترسناک هم باشند !

دوستی کردن آسان نیست . بسیاری از شما گفتید که پیدا کردن یک دوست خوب تقریباً مانند اضافه کردن شخصی به خانواده است . این امر با خطر پذیری و مسئولیت همراه است .

« دوستان می توانند ترسناک باشند » این را کسی گفت که به تعدادی از دوستانش اعتماد کرد و اسرار خود را با آنها در میان گذاشت هر آن یکی از آنها می تواند خیانت کند و این تقریباً شبیه این است که شما روی کسی سرمایه گذاری کنید ، هرکسی می تواند باشد .

بعضی وقت ها چقدر نیاز داریم به دوستی که رک باشد نه یک چاپلوس : « دوست واقعی کسی است که اگر لباسی به شما نمی آید به طور صریح به شما بگوید حتی اگر شما عاشق آن لباس باشید » .

دوستان همیشگی نیستند . آنجلیکا به ما گفت که یک دوست بسیار نزدیک در مهد کودک داشته . او در روزهای سخت بیماری دیابت و آپاندیس کنار او بوده و به پای درددل های او از مشکلات خانواده اش می نشسته است . ولی دوستش از آنجا رفته و او نیز نمی تواند با او ارتباط داشته باشد . او شنیده که دوستش با افراد معتاد و الکلی می گردد . او می گوید « من می دانم این ها چه بلایی سرش می آورد من می توانم دوباره کمکش کنم ولی خیلی احساس دوری می کنم . »

دوست شدن هم مانند فاصله مسائل را پیچیده می کند . بسیاری از جوانان گفتند که دوستیشان سر آشنایی دوستشان با کس دیگری به هم خوردن است .

دارلین 14 ساله گفت : « به نظر من بهترین کاری که یک دوست برایم انجام داد این بود که تصمیم گرفت در این سال تحصیلی دوستم بماند با اینکه من مصاحبت با او را رد کرده بودم ، به خاطر دوستان تازه ، من او را به خاطر این کارش دوست داشتم و تحسین می کنم من درسم را آموخته بودم .

وقتی که بین دوستتان جدایی می افتد :

بسیاری از شما معنای واقعی دوستی را پس از ، از دست دادن یک دوست واقعی می فهمید . بسیاری از شما اصرار کردید که افراد به روی دوستی های واقعیشان کار کنند و آنها را محکم نگه دارند . به جای اینکه با یک دعوای کوچک از هم جدا شوند .

رکسانا 15 ساله گفت که یکی از نزدیکترین دوستانش به تازگی اقدام به خودکشی کرده است . نصیحت او را در باره طرز رفتارتان با دوستانتان گوش کنید : « طوری او را عزیز کنید و دوست بدارید که انگار آخرین روزی است که او را می بینید . »

و برای بعضی ها همین کافی است که دوستان خوب فقط در مقطعی از زندگی آنها را همراهی می کنند . مردم بزرگ می شوند ، تغییر می کنند و دوستانشان  هم همین طور .

لیلی 14 ساله می گوید : بهترین دوستش قرار است بزودی اسباب کشی کند او سعی می کند که با او در ارتباط باشد . ولی او واقع بین است : «دوستان می آیند و می روند.»

مجله پزشکی مادر
منبع: kidshealth.org

لباسی که می پوشید . غذایی که می خورید . رنگ دیوارهای اطاق خوابتان . جایی که می روید و چگونگی رسیدن به آنجا . کسانی که با آنها رابطه دارید . زمانی که به خواب می روید .

شما می پرسید این ها چه ربطی به هم دارند ؟ این ها تعداد کمی از صدها کار دیگر است که والدینتان وقتی کودک بودید برایتان انجام می دادند. به عنوان یک بچه ، شما هیچ نقشی یا اظهار نظری در باره مسائل بالا نداشتید . والدینتان از صبحانه ای که می خوردید تا لباس خواب شب ، برایتان تصمیم می گرفتند . و این چیز خوبی بود چون کودکان به این مراقبت و کمک نیاز دارند . چون به اندازه کافی بالغ نشده اند که بتوانند تصمیم های درست بگیرند یا حتی از خودشان مراقبت کنند .

اما بالاخره کودکان هم بزرگ شده و وارد دوران نوجوانی می شوند  و قسمتی از نوجوانی ، ساخت هویت مان است که تا حدودی جدایی از والدین را می طلبد . این کاملاً طبیعی است که نوجوانان افکار ، نظرات و ارزشهای خودشان را  در باره زندگی داشته باشند  و این آنها را برای بزرگسالی آماده می کند .

اما همان طور که شما بزرگ می شوید و به شخصی جدید تبدیل می شوید و تصمیم ها را خودتان می گیرید ، احتمالاً والدین شما دوره سختی را برای انطباق و هماهنگی خود با شما می گذرانند . آنها به شمای « جدید » عادت نکرده اند و می پندارند که شما همان کودکانید که برایشان تصمیم می گرفتند و آنها هم اعتراضی نداشتند .

در بیشتر خانواده ها ، این عدم تطبیق بین پدر و مادر و فرزند است که باعث بسیاری از جنگ و دعواها می شود . شما می خواهید اطاقتان را با پوستر تزیین کنید ولی والدینتان نمی فهمند که چرا شما دیگر پوسترهای بچگی تان را دوست ندارید . شما فکر می کنید مشکلی ندارد اگر هر روز بعد از مدرسه به مرکز خرید بروید : آنها ترجیح می دهند که شما به ورزش بروید . این جور برخوردها میان نوجوانان و والدینشان معمولی و زیاد است نوجوانان عصبانی می شوند چون احساس می کنند پدرو مادرها به آنها احترام نمی گذارند و مانع کارهایی که دوست دارند انجام دهند می شوند . والدین عصبانی می شوند چون به تحت کنترل بودن عادت ندارند و با تصمیمات فرزندانشان مخالفند .

در اینجا احساسات به خاطر این ناسازگار بودن به سادگی آسیب می بینند  و مسائل پیچیده تر می شوند . مانند دوستانی که انتخاب می کنید یا نگرش ها در باره رفتن به مهمانی ها و یا رابطه با جنس مخالف ، این ها باعث می شوند مشاجره ها بالا بگیرد . چون والدینتان همواره قصد مراقبت از شما و تضمین امنیت شما را دارند ، مهم نیست چند سالتان است .

بالاتر :

خبر خوب درباره جنگ و دعوا با پدر و مادر تان این است که در بسیاری از خانواده ها ، اینجور مشاجره ها کاهش پیدا می کند ، چون والدین با این فکر که فرزندشان حق این را دارد که نظراتی بدهد و هویت خودش را که ممکن است با هویت خود آنها تفاوتهایی داشته باشد ، کنار می آیند  و احساس راحتی بیشتری می کنند . تا والدین و فرزند با نقش های جدیدشان تطبیق پیدا کنند ممکن است چند سالی طول بکشد . شما بهتر است که هر چه می توانید به روی ارتباط با والدینتان تمرکز کنید .

بعضی اوقات به  نظر غیر ممکن می آید مثل اینکه آنها اصلاً دیدگاه شما را درک نمی کنند و نخواهند کرد . اما صحبت کردن و توضیح صریح نظراتتان می تواند به شما کمک کند تا احترام و اعتماد بیشتری را از طرف والدین خود کسب کنید ، وشما با هم به توافقی برسید که همه را خوشحال کند . مثلاً اگر نظافت اطاقتان را به عهده بگیرید ، می توانید ساعتی بیشتر بیرون از خانه بمانید ، این معامله ی خوبی برای دو طرف است . همچنین به یاد داشته باشید که والدینتان شما را بسیار دوست دارند و نگران شما هستند از طرفی آنها هم روزی نوجوان بوده اند . بنابراین می توانند بفهمند که شما به دنبال چه هستید؟

مجله پزشکی مادر
منبع: kidshealth.org

آیا شما عصبانی می شوید و در تعجبید که چرا ؟ آیا روزهایی هستند که وقتی از خواب بلند می شوید عصبی و خشمگین باشید؟

بعضی از اینها به خاطر تغییرات جسمی شماست . تمام آن هورمون هایی را که شما درباره اش شنیده اید می تواند دلیلی برای تغییر حالات و گیجی و احساسات شدید شما باشد. بعضی هم میتواند از استرس باشد : کسانی که در زندگی زیر فشاز زیادی به سر می برند آماده اند که به سادگی خشمگین و عصبی شوند . قسمتی از آنها ممکن است از شخصیت شما باشد : ممکن است شما شخصیتی پرخاشگر که احساسات را به شدت ابراز می کند و بی فکر به کاری دست می زند، داشته باشید . بعضی به دلیل الگوهای شما در زندگی است ممکن است فردی در خانواده شما باشد که شخصی بسیار زود جوش است و هنگام ناراحتی به آسانی عصبانی می شود .

مهم نیست چه چیزی شما را عصبی می کند ، چیزی که روشن است این است که تو مطمئنی بعضی وقت ها خشمگین می شوی ، همه همین طورند . عصبانیت یک احساس طبیعی است . و احساس آن مشکلی نخواهد داشت . چیزی که مهم است این است که چطور می توانیم آن را تحمل و کنترل کنیم .

ابزار آرام کردن عصبانیت : خود آگاهی و کنترل خویشتن

هرچه عصبانیت قدرتمند باشد ، مدیریت آن سخت خواهد بود . برای مدیریت و کنترل خشم خود باید بسیار خود آگاه و خویشتندار باشیم . برای فراگیری این دو مهارت زمان زیادی را باید صرف کنیم :

1-  خود شناسی : مهارتی است برای اینکه احساسات و افکار خود را بشناسید و دلایش را بدانید . کودکان کوچک زیاد از احساسات خویش مطلع نیستند . آنها فقط رفتاری را از خود بروز می دهند . برای همین است وقتی که عصبی اند کج خلقی های موقتی دارند . ولی نوجوانان توانایی روحی را برای خودشناسی دارند . وقتی عصبانی هستید ، لحظه ای صبر کنید و سعی کنید احساسات و افکارتان را بشناسید .

2-  خویشتنداری : یعنی قبل از عمل حتماً فکر کنید . این باعث می شود کمی صبر کنید و کاری نکنید که آخرش پشیمان شوید .

خودشناسی و خویشتنداری به شما اجازه می دهد که انتخاب های بیشتری در زمان عصبانیت داشته باشید .

Ÿ برای تغییر آماده شوید : تصمیم برای به دست گرفتن کنترل عصبانیت قبل از اینکه عصبانیت تو را کنترل کند

یعنی ببینید که چه چیزی باعث این واکنش شما شده است . شما بیشتر تمایل به جیغ کشیدن و داد زدن دارید یا به گفتن حرف های آزار دهنده و دشنام ؟ آیا چیز پرت می کنید ، به در و دیوار مشت و لگد می زنید یا چیزها را می شکنید ؟ آیا دیگران را کتک می زنید ، خودزنی می کنید و یا دیگران را هل  می دهید ؟

برای بیشتر کسانی که مشکل رام کردن عصبانیت را دارند ،کارهایشان دست خودشان نیست . آنها از رفتارشان شرمنده می شوند . و نمی دانند که رفتار آنها معرف شخصیت واقعی آنهاست .

همه می توانند تغییر کنند ولی باید بخواهند که تغییر کنند اگر شما می خواهید تغییر بزرگ در روش کنترل خویشتن ایجاد کنید به این که از این تغییر چه سودهایی می برید فکر کنید . عزت نفس بیشتر ؟ احترام بیشتر از طرف دیگران ؟ کم تر شدن احساس اذیت و ناامیدی ؟ و به یاد آوردن اینکه چرا می خواهید این تغییر را اعمال کنید می تواند کمک کند . همچنین به یادآوری این نکته که تغییر نیاز به صبر و حوصله ، تمرین و زمان دارد ، کمک می کند .

همه اینها یکجا و یک دفعه اتفاق نمی افتد . مدیریت خشم یعنی پروراندن مهارت های جدید در خویشتن! مانند هر مهارت دیگر ، مانند بازی کردن بسکتبال و یا آموختن پیانو ، در این کار هم باید بارها و بارها تمرین کنید .

پنج قدم برای رسیدن به مدیریت خویشتن :

اگر چیزی باعث عصبانیت شما شده این فرایند می تواند به شما در واکنش تان کمک کند . به این فرایند " فرایند حل مشکل " می گویند چون شما شروع می کنید مشکلی را حل کنید که شما را عصبی می کند . بعد شما راه های مختلف را سبک سنگین می کنید و تصمیم می گیرید که چه کار کنید .

هر مرحله شامل پرسش سوالی از خودتان و سپس جواب دادن به آن با توجه به موقعیتتان می شود .

مثال : جاییست که شما می خواهید بروید ولی مادرتان اجازه نمی دهد،  این برای شما مهم است ، پس جوش می آورید .

این کاریست که باید بکنید :

1- شناخت مشکل ( خویشتن شناسی ) : شروع به توجه درباره اینکه چه چیز و چرا شما را عصبانی می کند. چیزهایی که شما را عصبی می کند به زبان بیاورید تا به جای واکنش از خودتان بپرسید :

چه چیز مرا عصبی می کند ؟ من چه احساسی دارم و چرا ؟ به صورت تو دلی یا بلند بگویید ، ولی این باید کاملاً روشن و مشخص باشد.

برای مثال : من بسیار عصبانی ام . چون مادرم مرا از بیرون رفتن منع کرد  و گفت تا اطاقم را تمیز نکنم نمی توانم بروم . این عادلانه نیست . احساسات شما عصبی است و شما ناراحتید چون نتوانستید به قرارتان برسید .

توجه کنید که این با گفتن " مادرم با من ناعادلانه رفتار می کند " یکی نیست. این گفته مشکلی را حل نمی کند. (چون شما تا اطاق را تمیز نکنید نمی توانید بروید) و این به شما نمی گوید چه احساسی دارید (عصبانیت )

2- قبل از واکنش به راه حل های بالقوه فکر کنید (خویشتنداری ) این جاییست که شما برای یک دقیقه دست نگه می دارید تا خودتان را کنترل کنید . همچنین در این لحظه شما به واکنشی که می خواستید بدهید ولی هنوز نداده اید فکر می کنید .

از خودتان بپرسید : من چه کار می توانم بکنم ؟ حداقل به سه پاسخ فکر کنید. مثل :

الف) می توانم سر مادرم داد بزنم و حمله کنم .  

ب) می توانم اول اطاقم را تمیز کنم سپس دوباره از او اجازه بگیرم .

ج) می توانم بدون هیچ اعتنایی و بی اجازه بیرون بروم .

3- عواقب هر یک از راه حل ها را بسنجید . این جایی است که شما به عواقبی که هر واکنش دارد ، فکر می کنید .

از خودتان بپرسید : برای هر یک از این راه ها چه نتیجه ای رقم می خورد ؟ برای مثال :

الف ) ممکن است با داد زدن سر مادرم از چاله به چاه بیفتم و اوضاع خرابتر شود .

ب ) تمیز کردن اطاق زمان می برد و ممکن است شما دیر به قرارتان برسید ( اما شما از نظر مثبت بودن بالا می روید ) . با این انتخاب ، شما به قرارتان می رسید و اطاقتان هم تمیز است و برای مدتی خیالتان آسوده می شود .

ج ) دزدکی بیرون رفتن تصمیمی است که اکثراً در عصبانیت می گیرند . ولی اگر به آن فکر کنید می بینید که اصلاً خوشایند نیست که بدون هیچ خبری برای ساعت ها غیبتان بزند و وقتی به دردسر افتادید مواظب باشید !

4- تصمیم بگیرید . ( یکی از راه حل ها را انتخاب کنید . ) این جاییست که شما یکی از راه ها را انتخاب و به آن عمل کنید . از خودتان بپرسید : بهترین انتخاب چیست ؟ با گذشت زمان و فکر بیشتر شما به احتمال زیاد از داد زدن سر مادر خود منصرف می شوید . کاری که ناپسند و شرم آور است  و همچنین دزدکی بیرون رفتن را ریسک بزرگی می بینید. هیچ کدام از این تصمیم ها شما را به قرارتان نمی رساند.  پس راه حل (ب) به نظر بهترین انتخاب است .

وقتی تصمیم گرفتید ، وقت عمل به آن است .

5- پیشرفت خود را چک کنید : وقتی از آن حال بیرون آمدید و مدتی گذشت به میزان پیشرفت خود فکر کنید. از خودتان بپرسید: من چقدر پیشرفت کرده ام ؟ آیا اوضاع آن طوری که توقع داشتم پیش رفت ؟ اگرنه ، چرا ؟ آیا از انتخاب و عملکردم راضی ام ؟ گذاشتن وقت برای فکر کردن به این موضوع که اوضاع چطور پیش رفت قدم مهمی است . این به شما کمک می کند که خود را بهتر بشناسید و به شما اجازه می دهد نتیجه هر راه حل را برای موقعیت های مختلف آزمایش کنید . بررسی کنید ببینید تصمیمی که گرفته اید ، نتیجه خوبی داشته است ، اگر خوب نبود ، به پنج مرحله قبل برگردید و سعی کنید بفهمید چرا ؟

وقتی شما در وضعیت آرامش به سر می برید این پنج مرحله به نظر خیلی ساده می آید . ولی وقتی در موقعیت سخت و عصبی باشید به این سادگی ها هم نیست . ( مثل اینکه در تمرین بسکتبال توپ ها را راحت توی سبد بیندازید ولی فکر کنید در یک مسابقه واقعی و تحت فشار زیاد ، این کار چقدر سخت است. پس این کار باعث تمرین مداوم شما خواهد شد.

Ÿ راه های دیگر برای مدیریت بر خشم : راه حل پنج پله ای بالا در موقعیت خاص نتیجه خوبی دارد. ولی راه های دیگری هم برای کنترل عصبانیت وجود دارد .

این کارها را امتحان کنید؛حتی اگر عصبی نیستید. تا به شما کمک کند تا از درون در برابر عصبانیت قوی شوید .

Ÿ ورزش کردن : به پیاده روی ، دو ، دیگر ورزشها بروید . تحقیقات نشان می دهد که ورزش یکی از بهترین راه ها برای بهبود حال افراد و کاهش انرژی های منفی است .

Ÿ گوش دادن به موسیقی (با هدفون ) : موزیک تاثیر بسیار سریعی بر حالت انسان می گذارد و اگررقص هم همراهش باشد ، ورزش هم حساب می شود پس با یک تیر دو نشان می زنید .

Ÿ احساسات خود را به روی کاغذ بیاورید : شما می توانید به راه های زیادی این چیزها را بنویسید ؛ برای مثال : به صورت یک دفتر خاطرات با شعر و یا آهنگ . بعد از نوشتن شما هم می توانید آن را نگه دارید و هم آن را دور بیندازید ، این مهم نیست . مهم این است که نوشتن افکار و احساساتتان باعث بهبود آنها می شوید .

وقتی شما آنها را بررسی و مشخص می کنید ، در واقع به آنها برچسب می زنید و بیرون می ریزید این کار باعث می شود که این ها تبدیل به یک عقده نشود .

Ÿ نقاشی کنید : طرح زدن ، یا تند نوشتن و یا تصویر کردن افکار و احساساتتان می تواند کمک کند .

Ÿ تمرکز کنید و نفس های عمیق را امتحان کنید .اگر این کار را به طور منظم انجام دهید یکی از بهترین راه ها خواهد بود . این کار یکی از راه های اصلی کاهش استرس است. اگر این کار را به طور منظم انجام دهید ، متوجه می شوید که به تدریج از مقدار عصبی بودنتان کم می شود .

Ÿ با شخص مورد اعتمادتان درباره احساس و افکارتان صحبت کنید : بیشتر وقت ها احساسات دیگری مانند ترس و خفقان و ناراحتی ، عصبانیت و خشم را تقویت می کند . صحبت در باره آنها کمک بزرگی است .

Ÿ حواس خود را پرت کنید : اگر ذهن شما همواره مشغول چیزی باشد طوری که  شما نتوانید بی خیال آن شوید کاری کنید که بتوانید از چیزی که آزارتان می دهد غافل شوید . مانند مطالعه ، تلویزیون ، و یا سینما رفتن .

کارهای بالا به دو دلیل می تواند مفید باشد :

1- آنها باعث می شوند وقتی در حال انفجار هستید ، کمی خنک شوید : وقتی شما نیاز به کمی آرامش دارید ، چند کار بالا را امتحان کنید . این کارها جایگزین واکنش هایی است که جز پشیمانی چیزی به همراه ندارند ، مثل داد زدن سر کسی . کارهای دیگر مانند نوشتن احساسات ، می تواند به شما کمک کند تنش ها را از بین ببرید و به فکر کردن در باره پیشرفت خود بپردازید .

2- به طور کلی به مدیریت خشمتان کمک می کنند . وقتی مشکل فوری ندارید ، گاهی فقط نیاز دارید که چیزی شما را متوقف کند و از این فکرها خارج سازد .

چه وقت درخواست کمک بیشتر لازم است ؟

بعضی اوقات خشم نشانه اتفاقات بیشتر در آینده است . کسانی که به طور مکرر با خشمشان مشکل دارند ، کسانی که دعوا راه می اندازند و یا دردسر درست می کنند ، کسانی که تنبیه می شوند و کسانی که دلیلی دارند که اغلب عصبانی باشند به احتمال زیاد نیاز به کمک بیشتری دارند تا خودشان را کنترل کنند. به والدین ، یا معلم ، یا مشاور و یا کسی که مورد اعتماد شماست بگویید که این چیزها برای من اتفاق می افتند.

Ÿ شما یک احساس دائمی و منفی نسبت به مشکلی دارید که در گذشته روی داده و در حال حاضر هم روی می دهد .

Ÿ در بیشتر وقت ها احساس ترشرویی و بد خلقی دارید و اغلب در حالت بدی به سر می برید .

Ÿ شما احساس خشمی دائمی از خود و دیگران دارید .

Ÿ شما احساسی دارید که روزها طول می کشد و یا شما را وادار به صدمه زدن به خود و دیگران می کند .

Ÿ شما اغلب در جنگ و دعواها شرکت می کنید . این ها می توانند نشانه هایی از افسردگی یا چیزهای دیگری باشند که شما نباید آن را به تنهایی تحمل کنید .

خشم یک احساس قوی و همگانی است . یادگیری اینکه چگونه با این احساسات قوی کنار بیاییم بدون اینکه کنترلمان را از دست بدهیم ، بسیار مهم است . چیزی که شما را هر روز کامل تر و بالغ تر می کند . این کمی زحمت ، کمی تمرین و شکیبایی می طلبد . ولی اگر بخواهید، می توانید.


مجله پزشکی مادر
منبع: kidshealth.org

 

شکی در این نیست که تلویزیون و بازی های کامپیوتری و اینترنت می توانند منابع عالی برای آموزش و پرورشو نیز سرگرمی بچه ها باشند.
اما طولانی بودن زمان نشستن پای تلویزیون و کامپیوتر باعث بروز بیماری و مشکلات مختلف
می گردد. پس عاقلانه است که مراقب فرزندانتان در این مواقع باشید و زمان بازی و اینترنت آن ها را محدود کنید.

آکادمی اطفال امریکا(AAP) توصیه می کند که کودکان زیر2سال نباید هیچ وقتی را به این امور اختصاص دهند و کودکان بالای 2 سال نیز بیش از1 تا2ساعت در روز نباید پای تلویزیون و کامپیوتر بنشینند.

همچنین خوب است که مطمئن باشیم که کودکان برنامه های آزادانه متنوع مانند کتابخوانی ،بازی با دوستان و ورزش دارند که هر کدام می تواند نقش حیاتی در ساختن بدن و ذهنی مناسب و سالم درآنها داشته باشد.اینجا به بعضی ازراه هایعملی برای پربار کردن وقت بچه ها هنگام استفاده از تلویزیون و کامپیوتر اشاره می کنیم.

ساعت تلویزیون:

- ساعات تلویزیون دیدن کودکان را محدود کنید .

- اتاقی را که درآن تلویزیون قرار دارد را با وسائل سرگرمی غیرنمایشی (مانند کتابها ،مجلات کودکان ،اسباب بازی ها ،بازی وغیره)پرکنید تا بچه را به کارهای دیگری به جزء دیدن تلویزیون تشویق کنید.

- تلویزیون را در داخل اتاق کودکان قرار ندهید.

- در مواقع غذا خوردن ،تلویزیون را خاموش کنید.

- به کودکان اجازه ندهید همزمان با انجام تکالیف تلویزیون تماشا کنند.

- از تلویزیون به عنوان امتیازی برای مطالعه بچه هایتان استفاده کنید و به آنها بگویید تا تکالیفتان تمام نشده از تلویزیون خبری نیست.

- سعی کنید یک روز درهفته تماشای تلویزیون را ممنوع کنید. کارهای مدرسه ،فعالیت های ورزشی و مسئولیت های شغلی باعث می شودکه پیدا کردن وقت مختص خانواده در طول هفته دشوار شود. برای آخرهفته سعی کنید با خاموش کردن تلویزیون  وکامپیوتر به سرگرمی های خانواده و فعالیت های فیزیکی بپردازید وکنار هم بودن را در اولویت قرار بدهید.

یک کارخوب : زمان تماشای تلویزیون خود را نیز محدود کنید.

- برنامه های تلویزیون سمعی و بصری را چک کنید.

دنبال برنامه هایی که می توانید همگی با خانواده تماشا کنید بگردید . ( یعنی مشاهده برنامه های صلح آمیز که باعث تقویت ارزشهای خانواده  می شود .) از برنامه هایی استفاده کنید که باعث پرورش علاقه ی درست در سرگرمی ها و آموزش های مفید می شود (مانند :کتابخوانی و علم آموزی و غیره)

- برنامه های تلویزیون را قبل از تماشای کودکان مرور کنید.

- از درجه بندی استفاده کنید: از ابزار درجه بندی گروه های سنی که برای بعضی از برنامه ها وجود دارد استفاده کنید تا بدانید آیا برای فرزندانتان مناسب است یا نه .

- از قفل پخش برنامه های تلویزیونی ، استفاده کنید : بسیاری از تلویزیون های استاندارد امروزی سیستمی دارند به نامV-CHIPS  (تراشه ضدخشونت)که می تواند از پخش برنامه ها و فیلم هایی که نمی خواهید فرزندتان ببیند جلوگیری کند.

- یک برنامه خانوادگی را امتحان کنید : برنامه هایی را انتخاب کنید که کل خانواده با آن موافقند . سپس آن را بنویسید و به محلی قابل رویت درخانه بچسبانید (مثل روی یخچال). این گونه همه اعضای خانواده می دانند کی و کدام برنامه برای دیدن مناسب است. وقتی برنامه مورد نظر تمام شد به جای گشت و گذار در شبکه ها ، تلویزیون را خاموش کنید.

- همراه فرزندانتان تلویزیون ببینید : اگر نمی توانید تا پایان برنامه (کودک) بنشینید ، حداقل چند دقیقه ی اول آن را ببینید تا لحن و آموزندگی آن را ارزیابی کنید. سپس  درباره کل آن تصمیم بگیرید.

- در مورد برنامه های تلویزیون با فرزندانتان صحبت کنید و ارزشها و اعتقادات خود را برای او شرح دهید. اگر شما چیزی را که دارد پخش می شود را تایید نمی کنید ، تلویزیون را خاموش کرده و از این فرصت برای سوالاتی که باعث تحریک فکر او می شود استفاده کنید مثل : فکر می کنی کار درستی بود که آن دو مرد جنگیدند؟ چه کار دیگری می توانستند بکنند ؟ تو اگر بودی چه کار می کردی ؟ یا آن دو نفر در مهمانی چگونه رفتار می کردند؟ آیا فکر نمی کنی کار آنها اشتباه بود؟ اگر برخی افراد یا بازیگران بد رفتاری یا تبعیض علیه کسی را انجام دهند. درباره ی اینکه چرا اهمیت دارد با وجود اختلافات و تفاوت های میان مردم باید با آنها منصفانه رفتار کرد توضیح دهید . شما می توانید از تلویزیون برای توضیح موقعیت های گیج کننده و همچنین ابراز احساستان درباره مباحث سخت (مانند  : روابط جنسی ، عشق ، مواد مخدر ، الکل ، استعمال دخانیات ، کار ، رفتارها و زندگی خانوادگی ، استفاده کنید. به فرزندتان یاد دهید درباره ی آنچه در تلویزیون می بیند سوال کند و یاد بگیرد.

- روش های دیگری رابرای تماشای تلویزیون پیداکنید. با دیگر والدین ، دکترتان و معلم فرزندتان درباره ی تلویزیون دیدن صحبت کنید و از پیشنهادات آنها بهره ببرید.

- جایگزین های جالب و سرگرم کننده را به جای تلویزیون پیشنهاد کنید . اگر فرزندتان می خواهد تلویزیون ببیند ولی شما این را درست نمی دانید ، پیشنهاد یک جایگزین خوب مانند : بازی های فکری ، قایم موشک ، بازی در حیاط ، مطالعه و غیره را دهید کارهای جالب و سرگرم کننده ی بسیاری هستند که به تلویزیون نیاز ندارند ، پس تلویزیون را خاموش کنید و از زمان با ارزشتان همراه با فرزندتان لذت ببرید.

بازی های کامپیوتر:

- به رده بندی های سنی توجه کنید:

بازی های کامپیوتری رده بندی ای دارندکه نشان می دهدکه چه مقدار خشونت، زبان قوی و صحنه های جنسی و موضوعات دیگری که برای کودکان نامناسب است را دارند. این رده بندی ها برای نرم افزارهای سرگرمی ایجاد شده اندکه هر کدام نشان می دهد و کدام یک برای کودکان   3 سال به بالا مناسبتر است برای بزرگسالان، هرکدام می شود باشند.

- خودتان بازی ها را قبلا بررسی کنید: حتی با وجود رده بندی ها ، هنوز مهم است که پیش نمایی از بازی ها ببینید یا حتی آنها را بازی کنید قبل از اینکه اجازه بازی را به کودکان بدهید شاید رده بندی بازی ها با آنچه که شما احساس می کنید برای فرزندتان مناسب است مطابقت نکند.

- به بچه ها کمک کنید تا نسبت به بازیها شناخت بیشتری پیداکنند. تاثیر بازیها را بر روی فرزندان خود ، بررسی کنید.

- اگر مشاهده کردید که در اثر یک بازی خاصی ، روحیه خشونت و پرخاشگری در فرزندتان ایجاد شده برای او توضیح دهیدکه میان دنیای واقعی و دنیای بازی ها تفاوت بسیاری است.

ایمنی دربرابر اینترنت:

- مهارت مسدودکردن بعضی ا ز برنامه ها را کسب کنید.

- جای کامپیوتر را در فضای مشترک در منزل قرار دهید جاییکه شما بتوانید بر مشاهدات کودکان کنترل داشته باشید.

- آدرس پستی کودکان را به طور مشترک استفاده کنید تا از محتویات آنها با خبر شوید .

- سایت های مورد علاقه کودکان خود را بررسی و کنترل کنید.

- با کودکان خود گاهی ، به طور مشترک وب نوردی کنید.

- محتویات چت و گفتگوهای کودکان را کنترل کنید.

- ببینید که کودکان از چه مکان های دیگر و در چه زمان هایی از اینترنت استفاده می کنند. و سعی کنید که آنجاها را هم

زیر نظر داشته باشید.

 

مجله پزشکی مادر
منبع :
www.kidshealth.org

صفحه2 از2